توافق روس ها با آخوندها، چه بلائی بر سر مردم ایران آورد؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
156

تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها» !! سابقه ننگین دولتمردان و سیاستمداران ایالات متحد آمریکا، جهت نفوذ به ممالک دیگر به خصوص کشورهای جهان سومی، آنقدر شهره ی آفاق است؛ که وقتی در گوشه ای از این کره خاکی، رویدادی مبهم و مرموز به ویژه در ارتباط با مسائل سیاسی روی می دهد. یکباره ذهن تعداد زیادی از مردم جهان به سوی آنها معطوف می گردد؛ که دوباره چه دسته گلی را به آب داده اند؟ و یا چه نقشه پلیدی را، برای بی ثبات نمودن کدام سرزمین و ملت آن در کدام منطقه جهان ترسیم نموده اند؟ تا با به اجرا گذاشتن آن، هم به رقبای خویش در همه جا مخصوصا خاور میانه و خاور دور، خودی نشان بدهند؛ و هم برای رساندن خودشان به دارائی های کدام ملت رنجدیده ای قیام کرده اند؟!

از همان ابتدای حضور دوباره طالبان وحشی در کشور افغانستان، و تسخیر نمودن استان های مهم این سرزمین، و نیز آغاز بیرون بردن نظامیان آمریکائی مستقر در افغانستان توسط رئیس جمهور بی کفایت آمریکا جو بایدن، تصور این نکته زیاد هم پیچیده نبود؛ که « زیر این نیم کاسه چه کاسه » ای را مخفی نموده اند؟ » !

اکنون که خبرهای بیشتری در مورد حضور طالبان وحشی در افغانستان، و ضرب و شتم و کشتار بسیاری از شهروندان افغان به وسیله این ددمنشان، به همه جا مخابره می شوند؛ و مردم دنیا در جریان اشغال ددمنشانه دوباره افغانستان به وسیله طالب های جنایتکار قرار می گیرند. برای شان شکی باقی نمانده و نمی ماند؛ که باری دیگر آمریکائی ها، در صدد به وجود آوردن تغییر بزرگ و مهمی در دنیا و مخصوصا در خاورمیانه می باشند. تا به این وسیله، به حکومت های روسیه و چین، و نیز نوکران سر سپرده شان( آخوندهای رژیم مخوف اسلامی در ایران) نشان بدهند؛ که زیاد به خودشان زحمت رسیدن به جایگاه ابرقدرتی در دنیا را ندهند؛ و سرشان به کار کشورداری خویش گرم باشد!

همزمان با خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان، و سلطه دوباره طالبان بر این کشور، موضوع رابطه آینده طالبان با بقیه گروه های تروریستی در دنیا، از جمله « داعش » ، « القاعده » ، « شبکه حقانی » ، « تحریک طالبان پاکستان » ، « حزب اسلامی ترکستان » ، و بسیاری دیگر از این شبکه های افراطی و تکفیری، به ویژه در مناطق مسلمان نشین جهان، چه عواقب وخیمی را برای ساکنان این سرزمین ها، و حتی سایر کشورهای دنیا رقم خواهد زد؟!

به نوشته روزنامه اعتماد، یک تحلیلگر مسائل افغانستان به نام « پیرمحمد ملازهی » که گفته است: « آمریکائی ها بر اساس معامله ای مشخص با طالبان، که این مجموعه و گروه های تروریستی همفکر ایشان، دیگر علیه منافع آمریکا و متحدانش اقدام نکنند. عامدانه این گروه ها را آزاد گذاشته اند؛ تا به ثبات امنیت دشمنان خود آسیب بزنند؛ و آنها را از فعالیت هائی که دارند منفعل سازند. » !

برخی از کارشناسان بر این پندار هستند؛ که پاکستان برنده این جنگ در افغانستان است. ولی با توجه به چند مورد چنین نیست. پاکستانی ها در کوتاه مدت برنده شده اند؛ ولی در دراز مدت بازنده اصلی این مساله بوده و هستند و خواهند بود. چرا که جریان رادیکال خلافتگرا(گروه های تروریستی مسلمان در جهان) دوباره در حال متحد شدن است!

ظاهرا دکتر« ایمن الظواهری » رهبر کنونی القاعده بیمار است ؛ و دیگر کارآئی چندانی ندارد؛ و صحبت از این است، که یکی از پسران « اسامه بن لادن » که در همان مناطق( جنوب افغانستان و شمال پاکستان ) ساکن است و زندگی می کند. رهبری گروه القاعده را بر عهده بگیرد!

اگر چنین اتفاقی رخ بدهد؟ داعشی ها حاضرند که دوباره با القاعده متحد بشوند؛ و حتی رهبری القاعده را هم قبول داشته باشند و بپذیرند. اختلاف نظری که در گذشته میان القاعده و داعش، جهت اعلام خلافت در عراق و سوریه پیش آمد؛ امروز دیگر هیچ موضوعیتی ندارد؛ و اگر رهبری القاعده در اختیار فردی قرار بگیرد، که اهداف و انگیزه هائی مانند رهبران داعش داشته باشد؟ آنگاه احتمال اتحاد این دو گروه افراطی و ضد بشری بسیار افزایش پیدا می کند. اگر این اتفاق رخ بدهد و چنین اتحادی میان داعش و القاعده شکل بگیرد؟ نباید تردید نمود، که اضلاع بعدی این اتحاد شوم و ننگین، طالبان افغانستان و پاکستان خواهند بود!

در چنین حالتی، باری دیگر پرسش همیشگی که فقط یک پاسخ دائمی دارد مطرح می شود: « نقش ایالات متحده در این رابطه چیست و چه خواهد بود؟ » !

پاسخ ها را می توان به اشکال زیر مطرح نمود: – نقش آمریکا در براندازی حکومت پادشاهی در ایران چه بود؟ – نقش آمریکا در تخریب حکومت سلطنتی « ظاهر شاه » در افغانیستان چه بود؟ – نقش آمریکا در کشه شدن « معمر قزافی » در لیبی چه بود؟ – نقش آمریکا در کشته شدن مردی دستفروش در تونس، و برپائی قیام مردمی « بهار عربی » در بسیاری از مناطق دنیا چه بود؟ – نقش آمریکا در حمله به عراق و کشتن « صدام حسین » ، و باز کردن درب زندان های این کشور، و آزادسازی جنایت پیشه ای شرور مانند « ابوبکر البغدادی » در عراق چه بود؟ – نقش آمریکا برای به وجود آوردن گروه های خطرناک « بوکوحرام » و « الشباب » در تونس و سومالی چه بود؟ و ده ها نقش دیگر، که توسط تاریخ بین المللی در آینده ای دور یا نزدیک بر مردمان سراسر گیتی مکشوف خواهند گشت؛ که چه هستند و بوده اند و خواهند بود؟ نیز برای جهانیان آشکار خواهند شد!!

و ده ها پرسش دیگر در این باره، که همگی شان به یک پاسخ بارز و تردید ناپذیر منتهی می شوند. تمامی رویدادهای برشمرده در پاراگراف های بالا، جز به چند نکته اشاره ندارند: تثبیت ابرقدرتی ایشان( آمریکائی ها ) در همه جهان، دسترسی این زیاده طلبان، به ثروت های طبیعی موجود در بیشتر کشورهای نامبرده، و از همه مهم تر، از آنجائی که تمامی، یا دست کم بیشتر این رویدادهای مهم به وسیله سرکردگان حزب دموکرات در ایالات متحده طراحی شده اند و شکل گرفته و به مرحله اجرا گذاشته شده و می شوند. نقش برتری جوئی حزبی در آمریکا نیز بوده و هست؛ که برای قوی تر و سیاستمدارتر نشان دادن خودشان، چنان بی رحمانه و قدرت پرستانه به جان ملت های محروم دنیا افتاده اند؛ که با نشان دادن شکل ظاهری حمایت ایشان در مقابل دیکتاتورهای حاکم بر ممالک آنان در نظر دارند؛ تا این ملت های درمانده را، از شر دیکتاتوری در دیارشان نجات بدهند؛ و پس از فریب دادن آنها، و فرو پاشیدن حکومت های شان،، همه ثروت ثابت و غیر ثابت ایشان را، بربایند و به اموال شخصی خودشان تبدیل نمایند!

در حالی که مردم کشورهای نامبرده را، روز به روز فقیرتر و بدبخت تر و درمانده تر می نمایند. تا خویشتن را به مطامع سیاسی و اقتصادی خویش برسانند. و صدالبته در این راستا، رقیب غدر قدرت شان روسیه را نیز، با چنین ترفندهای حیله گرانه ای، در موضع پائین تر از آمریکا قرار بدهند. تا در هر زمینه ای در تمام دنیا یکه تاز میدان اقتصاد و سیاست باشند!

غافل از آن که، روس ها باهوش تر از آنند؛ که در مخیله سیاستگزاران آمریکائی بگنجد. زیرا دولتمردان کشور روسیه، از همان نخستین اقدامات آمریکائی ها در رابطه با جهانخواری شان، همواره دو نکته مهم را در نظر گرفته اند و به آن پرداخته اند!

هم پیمانی های مخفیانه شان با چینی ها، گرفتن اختیار فعل و انفعالات افکار پلید آخوندهای جنایتکار حاکم بر ایران در دست خودشان، و قرار دادن دولتمردان نابخرد آخوندی زیر سلطه خویش، کوشش می کنند که به آمریکائی ها فرصت بیشتری جهت یکه تازی در دنیا را ندهند!

در نظر بگیرید، که مدت های طولانی از سکوت دولتمردان روسی، مخصوصا ریاست جمهوری ( موذی و آب زیر کاه ) این کشور « ولادیمیر پوتین » در رابطه با رخدادهای کنونی در دنیا می گذرد. اما تردید نداشته باشید، که روس ها به طریق غیر قابل تصوری، چنان پنبه آمریکائی ها را خواهند زد؛ که دیگر با آن نتوان پنبه ضد عفونی هم تهیه کرد. چه رسد به پنبه ای که بتوان با آن تشک های نرم و آرامش بخشی جهت آرمیدن و استراحت کردن تهیه نمود؟!

هم اکنون با شیوع ویروس کووید نوزده در ایران و اپیدمی شدن بیماری کرونا در آنجا، روس ها چنان کلاه گشادی را بر سر حاکمان بی خرد و جنایتکار رژیم ملاها گذاشته اند؛ که خود ابلیس هم نمی توانست چنین بلائی را بر سرشان بی آورد. آخوندها را خام کردند و به آنها گفتند؛ که حاضرند ماهیانه دو میلیون واکسن کرونا در ایران تولید نمایند. وقتی که مجوز این کار را از آنان گرفتند، دو میلیون واکسن را در ایران ساختند. اما همه آنها را با خودشان به روسیه بردند!

در حالی که ولادیمیر پوتین در دو روز پیش برای ایرانی ها اشک تمساح ریخته و گفته است؛ نمی خواهم وارد جزئیات بشوم، اما ایران نیاز به کمک دارد و همچنان هیچ محدودیتی برداشته نمی شود!

آیا دولتمردان حکومت منفور اسلامی باید چند بار از این حیله گران فریب بخورند و موقعیت مردم ایران را به خطر بیندازند؟!

مطلب قبلیتظاهراتهای اعتراضی علیه طالبان در شهرهای افغانستان
مطلب بعدیسرمایه گذاری کلان چین در اسرائیل
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.