رییس سازمان زندان ها کسری نوری، فعال حقوق دراویش محبوس در زندان نظام شیراز را به تغییر محل حبس در صورت ادامه اعتصاب غذا تهدید کرد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، آقای نوری که اینک 18 روز در اعتصاب غذای نامحدود اعتراضی به سر می برد، علاوه بر اینکه به نشانه اعتراض به رفتارهای غیرقانونی با پیروان طریقت و عرفان در زندان و بیرون از زندان با هشت درویش محبوس در زندان اوین وارد اعتصاب غذای دستجمعی شده است، مانند دیگر همفکرانش در زندان اوین، از ملاقات با اعضای خانواده اش نیز خودداری کرده است.

در پی اقدام این درویش زندانی، از سوی رییس سازمان زندان های کل کشور وی را تهدید کرده اند در صورتی که به اعتصاب غذا ادامه بدهد وی را به زندانی دیگر منتقل خواهند کرد.

آقای نوری در پاسخ به این تهدید که آن را سوءاستفاده از اختیارات قانونی مسوولان می داند، خطاب به رییس سازمان زندان ها گفته است: من مانند دیگر برادران زندانی ام خواهان برداشته شدن نگاه امنیتی به پیروان طریقت و عرفان بوده و در این راه نه تنها ذره ای عقب نخواهم نشست بلکه آماده مرگ بر اثر اعتصاب غذا نیز هستم.

بر اساس این گزارش؛ آقای نوری دلیل پرهیز خودخواسته از حضور در سالن ملاقات را محروم کردن دراویش محبوس در زندان اوین از ملاقات با اعضای خانواده شان دانسته و گفته است مادامی که با پیروان عرفان که ریشه در تاریخ و دین این سرزمین دارد این طور فراقانونی و غیرانسانی برخورد می شود، او نیز خود را از هر حقی که از دیگر دراویش دریغ شده است، محروم خواهد کرد.

گزارش مجذوبان نور می افزاید: اینک نه وکیل دادگستری و فعال حقوق دراویش گنابادی محبوس در زندان های اوین تهران و نظام شیراز با اعلام اعتصاب غذای نامحدود و انتشار وصیتنامه اعلام کرده اند در صورتی که خواسته های قانونی ایشان مبنی بر پایان دادن به اعمال فشارهای امنیتی و قضایی بر پیروان طریقت و عرفان تامین نشود، اعتصاب خود را تا زمان مرگ ادامه خواهند داد.

مقاله قبلیبرنامه کامل تیم ملی تا جام ملت‌ها
مقاله بعدی10 فیلم ایرانی برای بررسی کمیته اسکار مشخص شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.