بی‌بی‌سی هشدار داده که دولت ایران دور تازه‌ای از ارعاب و فشار بر خانواده کارکنان بخش فارسی این رسانه را آغاز کرده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از بی بی سی؛ صادق صبا، رئیس بخش فارسی بی‌بی‌سی با اعلام این موضوع گفت: “در چند روز اخیر فشار‌های کم سابقه‌ای به خانواده افرادی که در بی‌بی‌سی فارسی کار می‌کنند، وارد شده است.”

او با اشاره به اینکه این برخوردها نسبت به گذشته تغییر کرده است، افزود: “در گذشته وانمود می‌کردند که دوست خانواده‌ها هستند و می‌خواهند نصیحت کنند که فرزندان آنها در این رسانه کار نکنند یا اگر کار می‌کنند، خبرچینی کنند. اما الان این برخوردها تهدیدآمیز شده است.”

همچنین لیلیان لندور، مسئول زبان‌های خارجی بی‌بی‌سی در خصوص ارعاب کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و خانواده‌های آنها گفت: “با نزدیک شدن به روزهای پایانی انتخابات ریاست جمهوری، بی‌بی‌سی بسیار نگران ارعاب بی‌سابقه خانواده کارکنان بخش فارسی است که در ایران زندگی می‌کنند. در چند روز گذشته اعضای خانواده ‌های ۱۵ تن از کارکنان بی‌بی‌سی فارسی در تهران و سایر شهرهای ایران توسط وزارت اطلاعات این کشور احضار شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.”

براساس این بیانیه این آزار و اذیت‌‌ها شامل تهدید خانواده‌ها به از دست دادن شغل، حقوق بازنشستگی و ممنوع الخروج شدن می‌شود. برای نخستین بار کارکنان بی‌بی‌سی در بریتانیا نیز تهدید شده‌اند.

1322359589_sadegh-saba

بی‌‌بی‌سی در این بیانیه تاکید کرده که این آزارها علیه کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و دیگر رسانه‌ها و همچنین روزنامه‌نگاران مستقل غیرقابل قبول است.

در این بیانیه همچنین آمده است: علیرغم این فشارها، مخاطبان بی‌بی‌سی در ایران دو برابر شده و به رقم ۱۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر رسیده است. این استقبال مردم ایران از برنامه‌ها نشان دهنده قدردانی آنها از حرفه‌ای بودن و کیفیت بالای کار کارکنان بخش فارسی است.

مقاله قبلیفرنگی‌کاران جوان ایران دو طلا، یک نقره و دو برنز کسب کردند..
مقاله بعدیبایکوت فرآورده‌های ایرانی در مغازه‌های کویت..!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.