” تلنگر ” بخش دوم، ضربه هشدار دهنده به دادستان رژیم و نمایندگان مجلس شورا!

0
89

این بار ” تلنگر” ، چندین تن از ایادی رژیم منفور اسلامی را مورد اصابت خود قرار می دهد. که اولی به سوی مغز بی خرد کسی نشانه گرفته شده است؛ که مانند سایر هم پالکی های اهریمن تبار خودش، کوچک ترین نشانه ای از جلوه های موجودیت خصائل انسانی، در وجود سراسر ناانسان او هیچگونه وجود خارجی ندارد. این فرد فرومایه کسی نیست، مگر یکی دیگر از جلادان رژیم منفور آخوندی در میهن مان، که گوئی ذات همگی این افسار گسیختگان اسلامی را، جز با مواد فتنه گری، چپاول و قتل و فساد و دزدی و تمامی خصلت های ضد بشری در ایشان نیآمیخته اند. دادستان کل انقلاب متحجر اسلامی، در چند روز گذشته، مورد خطاب تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی قرار گرفت. گروهی از نمایندگان مجلس، که چند تن از آنها زن می باشند؛ چندی پیش(اواخر مهرماه سال جاری خورشیدی)، در رابطه با محکوم شدن بانوی نستوه و فعال حقوق بشری، خانم نرگس محمدی، که در دو دادگاه بدوی و تجدید نظر، به شانزده سال زندان محکوم شده است؛ به رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی نامه ای نوشته بودند. آنها در مورد مدت محکومیت به زندان خانم محمدی، از رئیس قوه قضائیه درخواست نقض محکومیت ایشان را نموده بودند. که وی(رئیس قوه قضائیه) خانم نرگس محمدی را، مورد رأفت اسلامی قرار داده و محکومیت طولانی مدت نرگس محمدی را نقض کند. یا دست کم، به دلیل بیماری او و دور بودن از دو فرزندش، از تعداد سال های محکومیت وی بکاهند. اما نامه این نمایندگان مجلس، با واکنشی منفی از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی مواجه گردید!

نمایندگان مجلس هم، که گروه مورد اصابت تلنگر این بخش نیز هستند. به جای دریافت کردن پاسخ کتبی نامه شان، که برای رئیس قوه قضائیه ارسال کرده بودند. به جای این که از طرف رئیس قوه قضائیه رژیم(آخوند یک شبه قاضی شده، صادق آملی لاریجانی= یکی از برجسته ترین دزدان دارائی های ملی مردم ایران، که خود و دیگر برادران چپاولگر وی، یکی از باندهای بزرگ دزدی و فساد در جامعه کنونی ایران می باشند)؛ از سوی دادستان کل کشور، محمد جعفر منتظری، که آنهم نه پاسخی مکتوب بوده باشد. بلکه در جائی و برای مردمی که احتمالا به این نامه نمایندگان مجلس، و جوابی که می بایست دریافت کند؛ توجه مخصوص نموده اند؛ و نسبت به اهمیت آن، از خودشان واکنش هائی را نشان داده بودند. به گونه شفاهی مطالبی را عنوان کرد. که در روزنامه ها نیز انعکاس یافت. خلاصه ای از متن بیانات غیر عادلانه جناب دادستان، محمد جعفر منتظری، که عاری از هرگونه انصاف و عدل و داد می باشد. از قرار زیر است!

” بعضی از زندانیان، دارای پرونده هائی هستند؛ که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند(از ایشان می پرسم: کدامیک از زندانیان شما چه سیاسی و جه از سایر موارد جنحه، درون رژیم بیدادگر تان، پرونده های شان وضعیت مناسبی را دارند؟)؛ آقای دادستان ادامه داده است، این معترضان(نمایندگان مجلس) به محکومیت تثبیت شده برخی از زندانیان، از جمله این خانم(منظورش نرگس محمدی است)، بدون آگاهی کامل از چگونگی پرونده ایشان، مطالبی را عنوان کرده اند.” و در ادامه سخنان خویش گفته است: ” این افراد(زندانیان سیاسی)  که نمایندگان مجلس شورای اسلامی، خواستار حمایت از آنها هستند(خانم نرگس محمدی)، پرونده هائی دارند، که دارای وضعیت مناسبی نیستند. این افراد(نمایندگان مجلس ) می بایست که قبل از نوشتن نامه در حمایت از افراد مطرود(نرگس محمدی)، پرونده های این عناصر مطرود(نرگس محمدی) را بررسی بکنند؛ بعد اقدام به ارسال نامه نمایند. اگر قوه قضائیه تخلفات این افراد(زندانیان سیاسی) را برملا نمی کند؛ دلیل بر این نیست که آنها انسان های خوبی هستند. اگر این حرکت ها(نامه نگاری نمایندگان مجلس ) از روی نادانی انجام شود؛ برای جامعه و نظام مصیبت است. و اگر عمدی باشد، برای جامعه مصیبت بزرگی است. ” !

جناب دادستان، اگر خودتان خوب توجه داشته باشید؛ همین متن کوتاه بالا، که حاوی خلاصه ای از درفشانی های جنابعالی، در مورد دادن پاسخ مقتضی، به نامه نمایندگان مردم کشور در مجلس است؟ چند اهانت به زندانیان، و به نمایندگان مجلس را، که شما در این جوابیه مرتکب انجام شدن آن اهانت ها هستید وجود دارند. شما این زندانیان سیاسی را، که هریک از آنها را به دلائلی بی محتوا مانند(اقدام علیه امنیت ملی، تبانی علیه نظام، و … متهم نموده، و آنها را به زندان های طولانی مدت محکوم کرده اید.) شما زندانیان سیاسی از جمله خانم نرگس محمدی را، عناصر مطرود جامعه قلمداد کرده اید. اگر ایشان که بانوئی تحصیل کرده و آگاه و بشردوس می باشد؛ از عناصر مطرود جامعه بود؛ چرا نمایندگان مجلس خودتان، از رئیس قوه قضائیه حکومت خودکامه شما، درخواست نقض شدن محکومیت شانزده سال زندان برای ایشان را می نمودند؟)؛ شما نمایندگان مجلس خودتان را، افرادی نادان، یا کسانی که به طور عمد دست به نگارش این نامه زده اند متهم می کنید؛ در بخشی از سخنان بی معنا و پوچ خودتان هم، آنها را موجب ایجاد مصیبت برای نظام و جامعه برشمرده اید. اگر این نمایندگان( علیرضا محجوب، سهیلا جلودارزاده، علی مطهری، پروانه مافی، فاطمه ذوالقدر، ناهید تاج الدین، پروانه سلحشوری، حمیده زرآبادی، احمد مازنی، هاجر چنارانی، علیرضا رحیمی، فاطمه سعیدی، طیبه سیاوشی شاه عنایتی، و محمود صادقی که نام شان در میان نگارندگان نامه مربوطه به چشم می خورد؛ فقط یک ذره شوق دفاع از کیان انسانی خودشان را داشته باشند؟ اگر به اندازه یک ارزن، از کاری که انجام داده اند(نوشتن نامه مذکور) دفاع می کنند؟ و نسبت به حقانیت آن احساس مسؤلیت می نمایند؟ حتی یک روز هم نمی نبایست هجویات بیان شده از سوی جنابعالی را، مسکوت و بدون چواب می گذاشتند!

آدمی یا کاری را با هدف معینی انجام می دهد؛ و یا آن را فقط به خاطر آن که کاری کرده باشد طرح می کند و دست به یک عمل مهم یا بدون اهمیت می زند. خانم ها و آقایان نماینده مجلس شورای اسلامی، یا به کاری که کرده اید اعتقاد راسخ داشته و دارید؛ و یا نه، چنانچه به آن معتقد بوده و می باشید؛ در صورتی که می دانید حقوق انسانی افرادی از مردم ایران، که درون شکنجه گاه های دژخیمان اسلامی خودتان، در رنج و محرومیت به سر می برند؟ چنانچه بخواهید از کارتان دفاع بکنید؛ و یا به اهانت های محمد جعفر منتظری پاسخ های مناسبی را ارائه بفرمائید؟ اگر به این عمل دست نزنید(پاسخگوئی دادستان، که چرا به شما توهین کرده و به انجام گرفتن یک عمل عمدی متهم نموده است نپردازید؟) بر همگان معلوم می گردد؛ که فقط جهت آن که کاری انجام داده باشید؛ تا بر نام و نشان خویش بیفزائید. به نوشتن و ارسال نامه مورد نظر برای رئیس قوه قضائیه رژیم تان اقدام نموده اید(آنهم صرفا برای کسب اعتماد مردمی، که به نمایندگی از سوی آنها در مجلس وکالت شان را بر عهده دارید. و نیز حفظ موقعیت خودتان، برای انتخابات بعدی مجلس و دوباره رأی آوردن تان، تن به القابی می دهید؛ که دادستان شما را بدان حقارت توصیف کرده، و از شماها به عنوان نادان و کسانی که به طور عمد، نظام و مردم جامعه را به مصیبت انداخته اید نام برده است. یا هم اکنون پاسخ های لازم را به این فرد بیدادگر ارائه بدهید. و یا به این نکته توجه عمیق داشته باشید: ” چو می بینی که نابینا و چاه است؟ اگر خاموش بنشینی گناه است” ؟!

محترم مومنی

 

بخش نخست را در اینجا بخوانید

مطلب قبلیلئونارد کوهن شاعر و خواننده مشهور درگذشت
مطلب بعدیجزئیات کشف جمجمه سه هزار ساله در خیابان صفی علیشاه
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.