روزنامه لوموند در تحلیلی از تناقض آشکار میان موضع علنی و اقدامات عملی جمهوری اسلامی در قبال غرب پرده برداشته است. در حالی که رهبر جمهوری اسلامی آمریکا را «شایسته هیچ تماس و همکاری» نمیخواند، تهران میکوشد از مسیر عربستان و بهویژه فرانسه راه تازهای برای احیای مذاکرات هستهای بگشاید.
لوموند مینویسد: سخنان تند مقامهای جمهوری اسلامی با رفتار عملیشان نسبت به فرانسه در تضاد است. نمونه روشن آن، مسئلۀ آزادی دو شهروند فرانسوی—سسیل کولر و ژاک پاریس—از زندان اوین است. آنها از ماه مه ۲۰۲۲ در شرایطی سخت بازداشت بودند و حالا اجازه یافتهاند به سفارت فرانسه در تهران منتقل شوند. اما، آزادی کامل آنها به مبادله با یک زندانی ایرانی در فرانسه گره خورده است.
یک مقام ایرانی در گفتگو با لوموند گفته است که این تحول «باعث خشنودی» تهران است و میتواند «تنشها» در روابط دو کشور را کاهش دهد.
به نوشته لوموند، جمهوری اسلامی از یکسو آمریکا را بیاعتبار اعلام میکند و از سوی دیگر میکوشد از راه عربستان و فرانسه مسیر گفتگو را دوباره فعال کند. در واشنگتن، سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی نامشخص است؛ در پاریس، پنجره مذاکره هنوز بسته نشده است.
در چنین فضایی، تهران میکوشد از شکاف میان بازیگران غربی استفاده کند و فرانسه را محور بازگشت به میز مذاکره قرار دهد: مذاکرهای با آیندهای همچنان مبهم.
به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، این رویکرد دوگانه جمهوری اسلامی را میتوان از چند منظر مورد تحلیل قرار داد:
- ۱. تاکتیک مذاکراتی یا ضرورت اقتصادی؟
جمهوری اسلامی در شرایطی به دنبال احیای کانالهای دیپلماتیک است که فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها به نقطه بحرانی رسیده است. ذخایر ارزی محدود، تورم فزاینده و کاهش درآمدهای نفتی، جمهوری اسلامی را به سمت یافتن راهحلهای دیپلماتیک سوق میدهد، حتی اگر در ظاهر موضعی سرسختانه اتخاذ کند. این تناقض نشان میدهد که رتوریک تند بیشتر برای مصرف داخلی و حفظ موضع ایدئولوژیک است، در حالی که در عمل، واقعگرایی اقتصادی حکم میکند راهی برای کاهش تحریمها یافت شود. - ۲. چرا فرانسه؟
انتخاب فرانسه به عنوان کانال ارتباطی اصلی، انتخابی هوشمندانه است. پاریس ضمن حفظ موضع اصولی در قبال برنامه هستهای جمهوریاسلامی، همواره استقلال بیشتری نسبت به واشنگتن در سیاست خارجی خود نشان داده است. فرانسه همچنین روابط نزدیکی با کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی دارد که میتواند به عنوان پل ارتباطی عمل کند. این انتخاب همچنین به ایران اجازه میدهد ادعا کند که نه با آمریکا، بلکه با یک قدرت اروپایی در حال مذاکره است – موضعی که برای مخاطبان داخلی قابل توجیهتر است. - ۳. نقش کلیدی عربستان
حضور عربستان سعودی در این معادله نشاندهنده تغییر قابل توجه در دینامیک منطقهای است. ریاض که زمانی در مقابل هرگونه توافق هستهای با جمهوری اسلامی موضع میگرفت، اکنون به دنبال ایفای نقش میانجی است. این تغییر رویکرد میتواند ناشی از چند عامل باشد: نگرانی از بیثباتی منطقهای در صورت تشدید تنشها، تمایل به کاهش وابستگی به آمریکا، و تلاش برای تثبیت موقعیت خود به عنوان بازیگر کلیدی دیپلماتیک در منطقه. - ۴.شکاف در ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی
تناقض میان گفتار و کردار میتواند نشاندهنده شکاف در ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی نیز باشد. در حالی که بخشی از حاکمیت بر موضع سرسختانه و عدم مذاکره تأکید دارد، بخش دیگر – احتمالاً دولت پزشکیان – به دنبال یافتن راهحلهای دیپلماتیک است. این دوگانگی به جمهوری اسلامی اجازه میدهد همزمان هم کانالهای دیپلماتیک را باز نگه دارد و هم موضع ایدئولوژیک خود را حفظ کند. - ۵.چشمانداز مبهم مذاکرات
با وجود این تلاشها، چشمانداز موفقیت مذاکرات همچنان مبهم است. دولت آمریکا شرایط سختتری نسبت به گذشته برای بازگشت به توافق هستهای تعیین کرده، و اعتماد میان طرفین به شدت آسیب دیده است. همچنین، پیشرفتهای هستهای جمهوری اسلامی در سالهای اخیر، معادله را پیچیدهتر کرده است. در چنین شرایطی، حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود، دستیابی به توافقی جامع و پایدار دشوار خواهد بود.
استراتژی کنونی جمهوری اسلامی را میتوان “دیپلماسی در سایه تنش” نامید – رویکردی که در آن، موضع سرسختانه در سطح عمومی با تلاشهای دیپلماتیک محرمانه همراه میشود. این رویکرد به تهران امکان میدهد ضمن حفظ موضع ایدئولوژیک خود، راههایی برای کاهش فشارهای اقتصادی بیابد.
با این حال، موفقیت این استراتژی مستلزم آن است که طرفهای غربی نیز تمایل به مشارکت در این بازی دوگانه داشته باشند. تا کنون، فرانسه نشان داده که آمادگی ایفای نقش میانجی را دارد، اما پرسش اصلی این است که آیا این میانجیگری میتواند به نتایج ملموس منتهی شود یا صرفاً به عنوان یک کانال ارتباطی محدود باقی خواهد ماند.
آنچه مسلم است، این است که جمهوری اسلامی علیرغم رتوریک تند، به دنبال راههای دیپلماتیک برای خروج از بنبست کنونی است – واقعیتی که نشاندهنده پذیرش ضمنی محدودیتهای استراتژی مقاومت حداکثری در برابر فشارهای بینالمللی است.
منابع:
۱. روزنامه لوموند
۲. فایننشال تایمز
۳. اندیشکده بروکینگز
۴. نشریه فارن افرز
۵. اندیشکده چتم هاوس
۶. خبرگزاری رویترز
۷. مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه
۸. خبرگزاری فرانسه


