تقدیر موسسه زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج تاون ازشیرین عبادی، برنده ی جایزه صلح نوبل، به واسطه ی تلاشهایی که در راستای حقوق زنان در ایران داشته است.

در اعلامیه این مراسم که روز اول اکتبر(9 مهرماه) در لندن برگزار شد، آمده است ” موسسه زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج تاون از زنان ایرانی بخاطر مبارزه پایدار خود برای حقوق بشر تشکر و قدردانی می کند. ] به ویژه اینکه [ این کشور یکی از تاریک ترین لحظه های تاریخ را با توجه به حقوق بشر و به ویژه حقوق زنان می گذراند.”

در این مراسم علاوه بر تقدیر از شیرین عبادی، همچنین از مهناز افخمی، وزیر مشاور در امور زنان در زمان محمد رضا شاه پهلوی، قدردانی به عمل آمد.

خانم عبادی درسخنرانی خود در این مراسم ضمن اشاره به موفقیت ها و ناکامی های زنان ایرانی در مسیر مبارزات خود، به تاریخچه پر فراز و نشیب تلاش آنها به منظور دستیابی به حقوق برابر اشاره کرد.

به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر؛ وی با بیان اینکه اگر چه پیروزی انقلاب سال 1357 و حوادث متعاقب آن باعث از میان رفتن تمام دستاوردهایی شد که جنبش زنان ایرانی طی سالیان دراز در زمینه های گوناگون به ویژه حقوق سیاسی و مدنی کسب کرده بودند، اما آنها از تلاش و کوشش باز نایستادند و همچنان به پیگیری مطالبات خود پایبند ومعتقد هستند به گونه ای که تا به امروز به بهای پرداخت هزینه های سنگین از جمله بازداشت، حبس و حتی ] در مورد دختر آبی [ با نثار جان خود از پیگیری مطالبات و حقوق خود عقب نشینی نکرده و برای دستیابی به آنها تلاش می کنند.

متن سخنرانی شیرین عبادی در موسسه زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج‌تاون، در ادامه می آید:

متشکرم از این که فعالیت های من مورد تقدیر موسسه جورج تاون برای زنان، صلح و امنیت قرار گرفته است و از مسئولین دانشگاه و کلیه افرادی که در برپایی این جلسه زحمت کشیده اند، سپاسگزارم.

در فرصت کوتاهی که دارم نگاهی گذرا می کنم به تاریخ پر افتخار جنبش فمنیستی ایران: اولین انقلاب دموکراتیک در قرن بیستم در ایران اتفاق افتاد. در جنبش مشروطیت که از اولین سالهای قرن بیستم در ایران شروع شده بود. زنان ایرانی با فروش جواهرات و اهداء بهای آن سعی در تشجیع و تشویق انقلابیون در مبارزه با استبداد حکومتی داشتند – اما با پیروزی انقلاب در سال ۱۲۸۵ شمسی، زنان از مزایای آن یعنی بهره مندی از حقوق سیاسی بی نصیب ماندند و قوانین تبعیض آمیز نیز هم چنان حقوق انسانی و کرامت زنان را نادیده می گرفت

.

بدین لحاظ جنبش فمنیستی ایران با قوت بیشتری به فعالیت های برابری خواهانه خود ادامه داد. تاریخ از زنان بسیاری در این دوران نام میبرد. به یک نمونه آن اشاره می کنم، فخرآفاق، زنی روزنامه نگار که با نوشتن و انتشار مقالاتی علیه فرهنگ پدر سالار و قوانین تبعیض آمیز آن چنان خشم رضا شاه پهلوی را برانگیخت که دستور داد او را به شهر قم تبعید کنند تا در تحجر حاکم بر آن شهر مجبور به سکوت شود که البته بی حاصل بود ـ نه او دست از تلاش برداشت و نه دیگر زنان ساکت شدند – نتیجه این فعالیت ها باعث شد که رضا شاه در تاریخ ۱۳۱۴ دستور کشف اجباری حجاب را داد

.

این موضوع نیز باعث رضایت جنبش فمنیستی نشد زیرا زنان حق اختیار در پوشش می خواستند و مخالف اجبار بودند و از سوی دیگر قوانین تبعیض آمیز نیز تغییر نکرده بود. بنابراین نسل جدید از راه رسیده پرچم مبارزه را از مادران خود تحویل گرفته و با فریادی رسا صحبت از برابری کامل کرده و بعضاً نیز جذب افکار سوسیالیستی شدند تا این که در سال ۱۳۳۶ محمدرضا شاه پهلوی با به رسمیت شناختن حقوق سیاسی برای زنان باعث شد برای اولین بار زنان در انتخابات مجلس شورای ملی شرکت و چند نماینده به پارلمان بفرستند که این موضوع سرآغازی شد برای اصلاح برخی از قوانین تبعیض آمیز از جمله قانون حمایت خانواده. اما چون هنوز در بسیاری از موارد تبعیض وجود داشت نسل جدید فمنیست ها در این دوران به دست آوردهای مادران خود قانع نبودند و برای برابری کامل مبارزه می کردند چون معتقد بودند برابری کامل فقط در یک حکومت دموکراتیک بمعنای واقعی امکان پذیر است لذا بسیاری از آنان هم زمان به مبارزات سیاسی روی آوردند. تا این که انقلاب سال ۱۳۵۷ رخ داد. در این مبارزه زنان هم دوش مردان، با حجاب و بی حجاب، با عقاید مختلف، در کنار هم مبارزه می کردند و فریاد «استقلال، آزادی» سر دادند.

رهبرانقلاب روح الله خمینی به آنان وعده داده بود که در حکومت جمهوری اسلامی به هر دو خواسته خواهند رسید او در چندین سخنرانی خود که قبل از بازگشت به ایران ایراد کرده بود وعده حقوق برابر، برای همه افراد ملت اعم از زن و مرد – مسلمان و غیر مسلمان داده بود – اما با تاسیس جمهوری اسلامی زنان کلیه دست آوردهای قانونی خود را هم از دست دادند و از جهت حقوقی به اوایل انقلاب مشروطیت بازگشتند. فقط انقلابیون این دوره حقوق سیاسی زنان را حفظ کردند زیرا به کثرت آرا، جهت نشان دادن مشروعیت حکومت نیاز داشتند. در این دوره بسیاری از زنان جان بر سر عقیده گذاشتند، به قتل رسیده یا زندان رفتند و شکنجه شدند. اما جنبش شدیدتر از سابق به راه خود ادامه داد – در این دوران بتدریج تعداد کثیری از زنان خانواده های سنتی جذب عقاید فمنیستی شدند که این دست آورد جدیدی بود. این نسل نیز با افشاگری های فراوان و مبارزات خود توانست چند قانون را به نفع زنان تغییر دهد از جمله قانون حضانت در سال ۱۳۸۲ به نفع مادران اصلاح شد. اما این پیروزی ها اندک بود و نسل جوان را راضی نمی کرد

.

این بار دختران ما پرچم مبارزه را بر دوش گرفتند. آنان نه با مقاله و کتاب و نه در مجامع و محافل علمی بلکه در خیابان ها فریاد برابری سر دادند، از جمله به نشانه اعتراض به حقوق از دست رفته در خیابان روسری از سر برداشتند. تعدادی به زندان رفتند و اخیراً نیز دختری جوان خود را به آتش کشید اما چه باک که این جنبش سر ایستادن ندارد. هر زنی که به زندان افتاد ده نفر دیگر به این رود خروشان پیوستند. این رود روزی نه چندان دور به سر منزل مقصود که همانا برابری کامل است، خواهد رسید

.

مهمترین دست آورد این نسل همراه ساختن مردان با این جنبش است زیرا مردان ایرانی می دانند که پیروزی زنان مقدمه دموکراسی در ایران است

.

سخن آخر:

یاد آر، ز شمع مرده یاد آر

گرامی میدارم یاد و نام تمامی زنانی که در کشورم برای آزادی و برابری جان خود را فدا کردند مخصوصاً استاد عزیزم خانم دکتر فرخ رو پارسا، اولین زن وزیر آموزش و پرورش که در دادگاه انقلاب پس از یک دادرسی غیرعادلانه اعدام شد. یادش همواره گرامی باد!

شیرین عبادی

مقاله قبلیفرهاد مجیدی از تیم ملی امید استعفا داد
مقاله بعدیمرحله یک هشتم نهایی جام حذفی قرعه‌کشی شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.