نوزده پزشک در نامه ای به  لاریجانی، رییس قوه قضاییه، با اشاره به وضعیت پزشکی و درمانی سیدمصطفی تاج زاده، خواستار دستور انتقال وی به یک مرکز درمانی مجهز و آغاز درمان تحت نظر پزشکان متخصص شده اند.

در این نامه آمده است:

«به نام خالق مهربانی سلامت. سلام علیکم. با احترام همانگونه که مستحضرید تعداد قابل توجهی از خواهران و برادرانی که پس از اعتراضات مردمی سال 88 در دادگاههای زیر نظر آن قوه محترم به زندان محکوم شده اند، بیمار بوده و بخشی از آنان نیز به علل مختلف که نیازی به اشاره به آنها در این مرقومه نمی باشد، به بیماری های جدید مبتلا و یا بیماری های قبلی آنان تشدید شده است. در این میان به حکم وظیفه ی انسانی و الزامات حرفه ای خود، توجه جنابعالی را به وضعیت نگران کننده آقای مصطفی تاجزاده جلب می نماییم.

ایشان قبل از زندان مبتلا به دیسکوپاتی شدید و جابجايى ديسك گردنى بوده و برای پرهیز از جراحی، مدت های زیادی به فیزیوتراپی، استفاده از گردن بندهای طبی، دارو درمانی و … مبادرت می کرد.

پس از بازداشت و حبس، به علل مختلف که خود بهتر می دانید، بیماری دیسک ایشان به گونه ای تشدید شد که چاره ای جز اقدام به عمل جراحی باقی نماند. پس از جراحی دیسک گردن که عملی سخت بوده و نیاز به استراحت طولانی دارد، متأسفانه حتی قبل از طی دوران نقاهت، ایشان به زندان منتقل شد.

چندین ماه پیش و به صورت اتفاقی، یکی از همکاران پزشک عمومی در درمانگاه زندان متوجه هایپرتانسیون شدید (پرفشاری خون) ایشان که معادل 180/120 mmHg بوده شدند و این وضعیت که از نظر پزشکی جزو اورژانس های فشار خون بوده و نیاز به درمان بلافاصله دارد، به هیچ وجه مورد توجه مسئولان زندان قرار نگرفت.

لازم به ذکر است که این وضعیت می تواند منجر به آسیب حاد و جدی به ارگانهای حیاتی شود که سکته ی قلبی، خونریزی مغزی، عوارض عدیده ی کلیوی و چشمی از آن جمله است، کما اینکه گذشته از سایر تظاهرات بالینی، هم اکنون عوارض حاد چشمی در ایشان بروز پیدا کرده است.

این در حالیست که نامبرده سراسر چهار سال گذشته را در روزه به سر برده و فقدان تغذیه ی مناسب، کاهش نگران کننده ی وزن و مختل شدن برنامه ی دارو درمانی منظم به علت روزه داری طولانی و مداوم، وضعیت سلامتی ایشان را وخیم تر کرده است.

بنا به مطالب پیش گفته، ما پزشکانی که قبل از حبس جناب آقای تاجزاده به صورت مستقیم و در حین ایام حبس به صورت غیرمستقیم در جریان روند درمانی ایشان بوده ایم، بنا به وظیفه ی انسانی و شغلی و سوگند حرفه ای خود، نسبت به وضعیت سلامتی ایشان قویا” نگرانیم و تقاضا داریم که با دستور مساعد جنابعالى، نسبت به انتقال سریع ایشان به یک مرکز درمانی مجهز و آغاز درمان وی تحت نظر پزشکان متخصص اقدام لازم معمول گردد.

این چنین اقدامی بی شک بیش تر از عدم موافقت با آن، نشانگر حکومت علوی بوده و رافت اسلامی را به رخ جهانیان خواهد کشید. پیشاپیش از بذل توجه و دستور مساعدى كه صادر خواهيد فرمود، سپاسگزاریم.

به گزارش انصاف نیوز، اسامی امضا کنندگان این نامه که به حجت الاسلام والمیلمین علوی، وزیر اطلاعات «جهت استحضار و صدور دستور پیگیری» نیز رونوشت شده، به این شرح است: دکتر یاسین بنی طرفى، دکتر سیدامیر پاکزاد، دکتر محمدحسین حاتمی، دکتر مهرعلی رحیمی، دکتر سیدرضا رییس کرمی، دکتر علی زمانی، دکتر محمدرضا سعیدى، دکتر غلامرضا شریعتی، دکتر وحید ضیایی، دکتر محمدرضا عباسی، دکتر محمدجعفر قائم پناه، دكتر على قاسمى ماژين، دکتر محمد قره تپه، دکتر حسین کرمانپور، دكتر محمد مرادحاصلى، دكتر مجيد محمودى، دكتر سراج الدين وحيدى مهرجردى، دكتر شاهرخ ويسى، دكتر غلامحسين ويسى.

مقاله قبلیزندگی “دختر باد” بانوی دونده ایران در یک نگاه (به همراه تصاویر)
مقاله بعدیسانحه برای اتوبوس حامل 30 ناشر؛ نماینده انتشارات پارمیس درگذشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.