کیت وینسلت در فیلم جدیدش «استیو جابز» با قیافه ای که هیچ شباهتی به خودش ندارد ظاهر شده است.

 تا حالا دیگر عادت کردیم که ببینیم کیت وینسلت در فیلم‌هایی که بازی می‌کند کاملا در قالب شخصیت‌هایش ناپدید شود اما در فیلم «استیو جابز» این بازیگر برنده جایزه اسکار بزرگترین تغییر فیزیکی خود از زمان بازی کردن نقش دوست مو آبی جیم کری در فیلم «طلوع ابدی یک ذهن پاک» را تجربه کرده است.

وی در تجربه جدیدش در نقش جوآنا هافمن رییس بازاریابی مک‌اینتاش، وینسلت از کلاه‌گیس خرمایی، عینک‌های بیش از حد بزرگ و لباس‌های کهنه مخصوص زمان خود (داستان فیلم در سه مرحله در سال‌های ۱۹۸۴، ۱۹۸۸ و ۱۹۹۸رخ می‌دهد) استفاده می‌کند.

حالا باید دید وینسلت از کدام یک از قیافه‌هایش در فیلم‌ها بیشتر خوشش می‌آید؟ او در مصاحبه با یو‌اس‌ای تودی در فستیوال فیلم نیویورک گفت نمی‌تواند انتخاب کند: «راستش را بگویم من همه‌شان را دوست داشتم و فوق‌العاده بودند. به هر حال من در این فیلم نسبت به قیافه‌ای که در زندگی واقعی دارم بسیار متفاوت هستم اما در هر یک از آن بازه‌های زمانی خیلی قیافه‌ام متفاوت است: ۱۹۸۴ خیلی با ۱۹۸۸ فرق دارد و بعد هم از ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۸ خیلی تفاوت وجود دارد. خودم این احساس را داشتم که فاصله بین ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۸ از همه بیشتر بود چون شخصیت من از به نوعی هیپی بودن در دهه ۱۹۸۰ به زنی بزرگتر و بسیار بیشتر شبیه به یک مادر تغییر می‌کند.

من می‌خواستم در بخش سوم داستان این احساس  منتقل شود چون فکر می‌کنم رفتار شخصیت من نسبت به استیو در بخش سوم بیشتر از همیشه مادرانه است و به همین دلیل با عقل جور درمی‌آمد که او را با لباس‌ها و موهایش هم مسن‌تر کنیم تا خیلی دقیق‌تر این احساس ارایه بشود. اما اینکه توانستم خیلی بیشتر از حالت معمول در پروسه انتخاب کردن و درست کردن مو و آرایش و کمی هم لباس‌های او شرکت داشته باشم خیلی دوست‌داشتنی بود.»

به گزارش مهر به نقل از یو‌اس‌ای تودی، از همین حالا تقریبا قطعی است که هم‌بازی وینسلت یعنی مایکل فسبندر برای نقش‌آفرینی‌اش در فیلم «استیو جابز» نامزد دریافت جایزه اسکار خواهد شد. آیا وینسلت هم می‌تواند یک نامزدی اسکار دیگر به لیست افتخاراتش اضافه کند؟ پاسخ این سوال را می‌توان بعد از تماشای فیلم داد که در حال حاضر در شهرهای نیویورک و لس‌آنجلس پخش می‌شود و از روز بیست و سوم اکتبر به طور جامع اکران خواهد شد.

IMDB

مقاله قبلی‌بامبوی لاهیجان جهانی می‌شود ‌
مقاله بعدیدستمزد ۲۰۰ میلیون دلاری رابرت داونی جونیور برای «انتقام‌جویان»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.