تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تغییرات آب و هوایی می‌تواند بخش بزرگی از سیبری را برای سکونت انسان مناسب سازد.

هنگامی که صحبت از تغییرات اقلیم می‌شود اخبار نسبتاً خوبی شنیده می‌شود اما یک مطالعه جدید حاکی از نتایج مثبت ناخواسته این فاجعه زیست محیطی است. به نظر می‌رسد که تغییرات آب و هوایی می‌تواند بخش‌های زیادی از سیبری را قابل سکونت کند.

این اتفاق می‌تواند به زودی و در اواخر قرن بیست و یکم رخ دهد. تیم تحقیقاتی مرکز تحقیقات فدرال “کراسنویارسک” روسیه و مؤسسه ملی هوا فضای ایالات متحده آمریکا پیش‌بینی کردند که شرایط فعلی و آینده آب و هوایی می‌تواند این فرض را محقق کند.

دکتر “النا پارفنوا” پژوهشگر مرکز فدرال کراسنویارسک و سرپرست این مطالعه گفت: مهاجرت‌های قبلی انسانی با تغییرات آب و هوایی مرتبط بوده است. همانطور که تمدن‌ها تکنولوژی را توسعه دادند که آنها را قادر ساخت تا با شرایط اقلیمی جدید انطباق پیدا کنند و وابستگی انسان‌ها به محیط زیست را به ویژه از لحاظ شرایط آب و هوایی کم کرد.

وی افزود: ما می‌خواستیم بفهمیم که آیا تغییرات آینده در آب و هوا ممکن است به افزایش مناطق قابل سکونت در بخش آسیایی روسیه که اکنون قابل سکونت نیستند منجر شود یا خیر.

این تیم تحقیقاتی برای تجزیه و تحلیل خود درجه حرارت و بارش سالانه را در ماه ژانویه و ژوئیه مورد بررسی قرار داد. محققان به دنبال اثرات متفاوت در سه شاخص آب و هوایی بودند که عبارتند از پتانسیل چشم انداز محیطی(ELP)، شدت زمستان و پوشش خاک منجمد و برای معیشت انسان اهمیت دارند.

این تیم همچنین دو مسیر تراکم کربن دی اکسید را ارزیابی کرد. اولی با غلظت RCP 2.6 تغییرات اقلیمی ملایم را نشان داد و دومی با غلظت RCP 8.5، تغییرات شدیدی را نشان داد.

پارفنوا گفت: ما در اواسط زمستان افزایش دمای ۳.۴ درجه سانتیگرادی را در RCP 2.6 تا افزایش ۹.۱ درجه سانتیگرادی در RCP 8.5 و در اواسط تابستان افزایش ۱.۹ درجه سانتیگرادی را در RCP 2.6 و تا ۵.۷ درجه سانتیگرادی در RCP 8.5 شاهد بودیم. همچنین افزایش ۶۰ میلی‌متری بارندگی در RCP 2.6 و تا ۱۴۰ میلی‌متری در RCP 8.5 را رصد کردیم.

وی افزود: شبیه‌سازی‌های ما نشان داد که این منطقه تا دهه ۲۰۸۰ اقلیم ملایم‌تر با پوشش کمتری از خاک منجمد خواهد داشت.

این مطالعه نشان داد که در بدترین حالت بیش از ۱۵ درصد از منطقه قابل سکونت می‌شود. این اتفاق به افزایش پنج برابر ظرفیت این قلمرو برای میزبانی از انسان منجر می‌شود.

پارفنوا می‌گوید: روسیه آسیایی در حال حاضر بسیار سرد است. در آب و هوای گرم‌تر در آینده، امنیت غذایی از نظر توزیع محصولات و توان تولید، احتمالاً برای مردم بهتر و آسان‌تر خواهد بود. با این حال، توسعه مناسب زمین‌ها به سیاست‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مقامات بستگی دارد.

سیبری نام سرزمینی بسیار گسترده در بخش آسیایی روسیه است. سیبری تقریباً تمامی ناحیهٔ شمال آسیا را دربرمی‌گیرد. این منطقه یک دوازدهم سطح کره زمین و ۶۰ درصد خاک روسیه را تشکیل می‌دهد.

سیبری از رشته‌کوه اورال به سوی شرق امتداد یافته و تا اقیانوس آرام می‌رسد. از سوی شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به تپه‌های شمال و مرکز قزاقستان و مرزهای مغولستان و چین محدود می‌شود. مساحت سیبری ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار کیلومتر مربع است و ۴۰ میلیون نفر سکنه دارد.

بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر سیبری نووسیبیرسک است. پس از آن امسک و کراسنویارسک به ترتیب پرجمعیت‌ترین شهرهای سیبری هستند. کشاورزی تنها در بخشی از جنوب سیبری رواج دارد و در جنوب غربی آن دانه‌های خوراکی از جمله گندم در قالب کشتزارهای بزرگ کشت می‌شوند.

سکاهای ایرانی‌تبار از ساکنان قدیمی بخش‌هایی از سیبری بودند و در یک گور قدیمی سکایی که در ارتفاع ۱۶۰۰ متری در دره اولاکان در پازیریک سیبری قرار دارد قدیمی‌ترین قالی ایرانی، معروف به قالی پازیریک یافت شده است.

به زمین دائم یخ‌بسته و لایه همیشه منجمد خاک که معمولاً در نواحی قطبی و نیمه‌قطبی یافت می‌شود، خاک منجمد (Permafrost) گفته می‌شود. بنابر یک تعریف دقیق‌تر، اگر خاک ناحیه‌ای برای دو سال یا بیشتر به حالت یخ‌بسته بماند به آن خاک منجمد می‌گویند. به‌جز مناطق قطبی، در برخی مناطق کوهستانی نیز به خاک منجمد برمی‌خوریم.

خاک‌های منجمد مهم‌ترین انبار متان در کره زمین هستند. پس از آخرین دوران یخبندان ارتفاع آب دریاها ۱۰۰ متر بیشتر از امروز بوده است. پس از انجماد مناطق گسترده‌ای از دریاها و رودهای موجود در قطب شمال در منطقه سیبری شرقی، حدود ۲ میلیون کیلومتر مربع از دریاها یخ زد. بستر این دریاها از خاک منجمد تشکیل شده است. عمق خاک منجمد در سیبری و اقیانوس منجمد شمالی گاهی به ۱۵۰۰ متر می‌رسد.

سقوط سنگ‌های سنگین و قطعه یخی (تا ۱۱.۸ میلیون مترمکعب)، زلزله (تا ۳.۹ ریشتر)، سیل (تا ۷.۸ میلیون مترمکعب آب) و جریان سریع سنگ و یخ تا مسافت‌های طولانی (تا ۷.۵ کیلومتر در سرعت ۶۰ متر / ثانیه) ناشی از “بی‌ثباتی دامنه‌ها” در مناطق منجمد کوهستانی گزارش شده است. بی ثباتی دامنه‌ها در زمین یخ‌زده در دمای بالا در نزدیکی نقطه‌ی انجماد در آب و هوای گرم شدن، به استرس مؤثر و ایجاد فشار آب منفذی در این خاک‌ها مربوط می‌شود.

به گزارش ایسنا و به نقل از ایندیپندنت، این مطالعه در مجله Environmental Research Letters منتشر شده است.

مقاله قبلیکشف فلز زیر یک دهانه ۴ میلیارد ساله در ماه!
مقاله بعدیویلموتس:به بازی‌های هجومی ادامه می‌دهیم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.