تغییر استراتژی ائتلاف جهانی در نبردهای سوریه؛ بمباران همزمان داعش و شبه نظامیان عراقی حامی اسد و عملیات وِیژه برای حذف اسد

0
162

 *دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

مایه بسی خرسندی است که مقامات تنها ابرقدرت کنونی جهان از آن میزان واقع گرایی و فروتنی برخوردار هستند که سخنان همگان را گوش می دهند و بهترین را برمی گزینند و از آن میزان “فروتنی” بهره می برند که مدام خود را اصلاح کرده و بهبود می بخشند (مقایسه کنید با مقامات بی سواد و بی سروپای ایران – و به خصوص خمینی ملعون- که در منجلاب سقوط اند و با پشتوانه موساد و نقاب دین، “گردنکشی” می کنند (و کبر و خیره سری و خرکلگی را با عزت -یعنی عزیز بودن- و قیام عوضی گرفته اند) و استکبار حقیقی که در قرآن آمده یعنی این ملاها و پاسدران احمق و کله شق) و از این سبب مقامات ایالات متحده آمریکا تنها پس از دو هفته تعیین استراتژی نبرد در عراق، با توصیه های انجام شده در آن بازنگری کردند و استراتژی درستی را جایگزین کردند (و علاوه بر آن، تغییر دکترین بلندمدت آمریکا در شرق دور و مواجهه با چین توسط پرزیدنت اوباما)، جملگی گواه آن است که اتفاقی نیست ابرقدرت شدند و همچنان ابرقدرت ماندند و مهمتر از آن، پیشرفته ترین کشور جهان در زمینه علم و تکنولوژی بوده، هستند و خواهند بود (تا زمانی که از آن “قانون طلایی” پیروی می کنند).

استراتژی نبرد در سوریه را نیز که بدرستی بازنگری و بازتعریف می کنید، نیاز به ملاحظاتی خواهید داشت. روشن است که برای آینده سوریه آزاد و دموکرات ضروری است که همچون هر نقطه ای از جهان، همه طیف ها و جریان ها در آن مشارکت کنند و نه فقط مبارزان یا برندگان نبرد در سوریه. ارتش آزاد سوریه و ائتلاف اپوزیسیون (اسلام گرایان میانه رو نیز از جمله همین دسته اند) تنها یک طیف از آن اند. طیف دیگر اپوزیسیون داخلی سوریه است که در دهه های گذشته در ساختار قدرت در سوریه حضور نداشتند، ولی دست به اسلحه نیز نبردند و اینک در داخل سوریه زندگی و کار و فعالیت می کنند. طیف سوم، گروهی از کارمندان و ارتشیان سوریه هستند که از نزدیکان اسد و به خصوص عضو حزب بعث سوریه نباشد (یعنی کسانی که دست شان به خون سوریان آلوده نباشد) آنان نیز به عنوان شهروند سوریه حق دارند که در آنجا زندگی کرده و در اداره و سازندگی آن مشارکت داشته باشند. طیف چهارم، کردهای خودمختاری های سگانه سوریه اند که مشخصاً از ابتدای جنگ سوریه راه جداگانه ای را برگزیده اند و می خواهند در چارچوب سوریه یگانه در اداره و آبادانی مناطق کردنشین شمالی مشارکت و فعالیت کنند. کردهای سایر مناطق سوریه که در دیگر نقاط پراکنده اند، می توانند جزو ائتلاف سوریه باشند یا اپوزیسیون داخلی یا مردم عادی حاضر در سوریه و در قالب آن ها می توانند به این ائتلاف ملی برای آینده سوریه بپیوندند. با این مقدمه به سراغ مشکلات و راه حل مسائل در سوریه می رویم.

وقتی قرار است چنین جامعیتی در حاکمیت آینده سوریه اعمال شود، تداوم جنگ باید هدفمند و همسو با آن باشد. آنچه که این پازل را تکمیل می کند، علاوه بر نابودی داعش، خروج اسد و اطرافیانش از سوریه است تا بقیه سوریان آن نقشه راه را همزمان عملی سازند. بنابراین طی نبرد ائتلاف در سوریه باید تلاش برای حذف داعش و همزمان اسد و اطرافیانش باشد. اگر آنان متقاعد شدند که طی توافقی سیاسی و با وساطت سازمان ملل و کشورهای بانفوذ جهان، از سوریه خارج شوند و جنگ نیز پایان یابد که بخش بزرگی از اشتباهات گذشته شان را تصحیح کردند، اما اگر چنین نکردند، ارتش آمریکا به دو طریق در جنگ می تواند حذف شان را عملی سازد: نخست شناسایی محل دقیق اسد و اطرافیانش و نابودیش از طریق “سلاح های برتری که آمریکا داراست” و دوم از طریق “عملیات نیروهای ویژه ارتش آمریکا” که البته ریسک های آن بیشتر است.

توجه به این نکته ضروری است که آموزش و تجهیز و هدایت ۱۵ هزار از مخالفان میانه روی سوری برای تداوم جنگ علیه اسد ضروری است، اما هرگز برای ساقط کردن اسد کافی نیست. حتی اگر ۱۵۰ هزار نیروی آموزش دیده نیز به جنگ اسد بفرستید، رژیم ایران به همان میزان نیروی سپاهی برای دفاع از اسد به سوریه می فرستد. بنابراین، آموزش و تجهیز نیروها تنها برای تداوم جنگ فرسایشی ضروری خواهد بود و برای ساقط کردن اسد همان گونه که گفتم باید کوتاه ترین راه برای حذف اسد و اطرافیانش را در دستور کار بگذارید. برای تضعیف اسد باید به علاوه بر حمله به داعش، خراسان و النصره به پایگاه های شبه نظامیان عراقی حامی اسد نیز حمله کرده و آن ها را به شدت بمباران کنید. تعداد آنان بسیار بیشتر از سپاهیان ایرانی در سوریه است.

علاوه بر آن سناریو، سناریوی دیگری داریم که اتفاقاً بیشتر محتمل است که این سناریو به وقوع بپیوندد. تداوم جنگ فرسایشی در سوریه و مجازات عملی فرماندهان نظامی و سران حزب بعث و مقامات رده بالای سوریه طی عملیات های ویژه جنگی و زمین گیر کردن بیشتر رژیم و سپاه ایران در سوریه؛ یعنی همان کاری که در عراق مشابه اش را کردیم و آنجا دست ها را بدون نیاز به فتح فیزیکی بغداد بالا بردند و حاکمیت و دولت دست نشانده شان ساقط شد. “افزایش ادامه دار کاهش قیمت نفت”، به همراه تداوم بخشی قابل ملاحظه ای از تحریم ها، یعنی ما برای فروپاشی رژیم ملاهای ایران بر کانون بحران متمرکز هستیم (بر اساس استراتژی ماربوآ؛ آرام، خزنده و نفسگیر و خردکننده) و یک جرقه برای آن نابودی کافی است تا کارشان را برای همیشه تمام کند. سناریوی دیگر، پیشنهادی است که نماینده سازمان ملل مطرح کرد و باید اذعان کنم با غافلگیری، اسد قابل بررسی دانست و با تعجب، ارتش آزاد سوریه رد کرد! یعنی تعیین مناطقی در سوریه که عاری از درگیری باشند و کمک رسانی به مردم و آسیب دیدگان. ارتش آزاد سوریه به نظر می رسد که متوجه پیشنهاد اخیر نشده است. پیشنهاد سازمان ملل نمی گوید که نبرد در سراسر سوریه متوقف شود، بلکه می خواهد نبرد (به تدریج) در مناطق مسکونی و شهرها متوقف گردد. پذیرش آن، جنگ را به مناطق بیرون شهر و مراکز نظامی و پایگاه های خارج شهر می کشاند و پذیرش آن توسط طرفین موجب می شود، مردم و غیرنظامیان از آسیب های بیشتر مصون شوند؛ هدفی که همگی دنبال می کنیم. امیدورام ارتش آزاد سوریه و ائتلاف سوریه نظرشان را در این خصوص در مشاوره با متحدان و مسئولان سازمان ملل تصحیح کنند.