تغییر رفتار نزد دولت ترکیه؛ “اصلاحاتی اساسی” در این فرصت باقی مانده برای دولت ترکیه

0
72

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز

فساد مالی کنونی در ترکیه که افشا شده باید با واکنش های پخته اصلاح شود و نه با واکنش های احساسی و اتهام زنی پنهان گردد و گرنه برای دولتمردان ترکیه نتیجه ای عکس خواهد داد. رگه ای از فساد مالی کشف شده، آن خطی است که در میان اسلام گرایان ترکیه با رژیم ایران و پولشویی های آن در ارتباط بوده و قبلاً در این خصوص آمریکا به دولت ترکیه هشدار داده بود و اگر اردوغان آن زمان آن را جدی گرفته بود، اینک این گونه غافلگیر و دچار مشکل نمی شد. مقامات امنیتی و پلیسی نیز که اینک از دولت ترکیه اخراج کرده، همان هایی هستند که وقتی در سرکوب تظاهرات مردمی مورد انتقاد قرار گرفتند، آقای اردوغان به سرعت اتهامات را رد کرده و آنان را حتی “مقدس” خوانده بود! اما حالا هنوز پرونده تعیین تکلیف نشده ناگهان مقدسین به توطئه گر بدل شده اند!؟ چون اینک نوبت خودشان رسیده است و این تنبیه هر کسی که هشدارها را جدّی نگیرد تا سر خودش بیاید. پیش بینی ام درخصوص کارهای جاه طلبانه اردوغان که به سرنوشت شاه ایران و بسیاری دیگر در منطقه دچار خواهد شد، درست از آب بیرون آمد؛ آن هم خیلی زود. گرچه آن را کمتر حاصل یک توطئه که نتیجه یک رقابت سیاسی و منطقه ای و طیفی از درگیری های حزبی، منطقه ای و حتی جهانی می بینم که اردوغان با تغییر بازی اش در منطقه دچار اشتباهات بزرگ شد و او با ترک نقشی که با متحدین اش داشت، منجر به این شد که آنان از وی قطع امید کنند. بی شک اردوغان تصور نمی کند که غرب عاشق چشم و ابروی حزب عدالت و توسعه شده بود و او متحدشان باقی می ماند تا وقتی که به نقش مسئولانه در کنار متحدان اش ادامه می داد. اردوغان و حزب او با داد و فریاد به جایی نمی رسند و باید شرایط بازی را شناخته، اشتباهات خویش را بیابند و اگر اراده ای بود، درصدد اصلاح و جبران برآیند.

ترکیه در آغاز بهار عربی بسیار موفق بود و نزدیکی اش هم به دولتمردان عربی و هم به جریانات مختلف بهار عربی، از آن یک قدرتی منطقه ای ساخته بود، اما چیزی نگذشت که کنش ها و واکنش های مقامات ترکیه توسط مقامات و سیاسیون منطقه و حتی جریانات انقلابی، یک فرصتی طلبی و حتی جاه طلبی تعبیر شد (آن هم با خواب های امپراطوری عثمانی) و ترکیه به همان سرعتی که محبوب شده بود، اینبار منزوی شد. این قواعد جدید بازی در عرصه های سیاسی در دنیای امروز نیز هست که عصر پیوندها و اتحادهای کهنه و آهنین گذشته و هر نوع اتحاد و همکاری و حتی تقابلی سیال و سریع منغییر بوده و مثل سابق ثابت و بدون انعطاف نخواهند بود؛ گرچه حساب شدگی بسیار پیچیده تری در این به هم پیوستن ها و گسستن ها نسبت به سابق بر بازی ها حاکم خواهد بود، که به نظر می رسد مقامات ترک، پاره ای از آن ها را از نظر دور داشته اند. ضربه بزرگ را ترکیه از انزوا و شکست اخوان المسلمین در بهار عربی نخورد، بلکه از جایی خورد که به جای این که اخوانی ها را به سوی “اسلام در کنار دموکراسی” سوق دهد، خودش به سوی “اسلام و کی اهمیت می دهد به دموکراسی” از طرف اخوانی ها کشیده شد. به یاد بیاورید که اردوغان در اولین سفرش به مصر به اخوانی ها توصیه کرد که اسلام را در یک نظام سکولار تعقیب کنند، که خیلی هم به اخوانی ها مصر برخورد، اما پس از آن اردوغان به جای تداوم کشاندن اخوانی ها در مسیری درست، خودش عملاً به سوی اخوانی ها رفت (برای محبوب تر شدن نزد آنان) و نتیجه این که به همراه آن ها در بهار عربی منزوی و مطرود گشت. حتی پس از شکست اخوانی ها در مصر نیز درس نگرفت و در کنفرانسی که برگزار کردند، به جای اصلاح راه غلط خودشان، تداوم همان راه غلط سابق شان را تأکید ورزیدند و دیگران را مقصر شناخته و محکوم کردند.

سردرگمی دوم اش عدم درکی درست از موقعیت ترکیه به عنوان عضو ناتو و مهمترین کشور اسلامی برای اتحادیه اروپا و آمریکا بود و نزدیکی اش به کشورهایی دیگر که رقیب یا حتی خطری برای متحدان استراتژیک اش به حساب می آیند، اشتباه دوم استراتژیک اردوغان بود که این سردرگمی اش هنوز نیز ادامه دارد و تو گویی تصمیم گیری در این موقعیت حساس بین المللی را به شوخی گرفته است، (آن هم چیزی در این حد که مثلاً دیروز اگر خورشتی را در منزل به اتفاق خانواده میل می کند، فردا در مشاوره با همسرش می تواند خورشت دیگری صرف کنند و سلیقه ای است و چیز چندان مهمی نیست!!) اشتباه فاحش اش در استفاده از سیستم دفاع موشکی چین، آن هم وقتی که با هشدارهای موکد ناتو و آمریکا مواجه شد –که امیدوارم درس عبرتی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس و به خصوص مصر نیز باشد- و نزدیکی غیرحساب شده اش به ایران؛ و حتی این اواخر به خاطر تضعیف کردهای سوریه، اسلام گرایان افراطی را نه تنها به سوریه می ریخت که به سلاح های سنگین نیز مجهز می کرد و آنان را انقلابیونی می خواند که غرب می خواهد نابودشان کند (و گویی اردوغان و بر و بچه ها تصمیم گرفته اند که یک تنه نجات شان دهند!)

سومین اشتباه بزرگ، تصویب قوانینی بود که به آزادی های فردی و زندگی خصوصی مردم مربوط می شد. هر شخص غیرمذهبی یا لائیکی می تواند مشروب بخورد یا نخورد، اما حق ندارد که برای دیگران تعیین تکلیف کند و ممنوع اش کند (به همین سبب، شریعت اسلام حتی در ۱۴۰۰ سال پیش تنها بر مسلمانان جاری بود و نه دیگران)، چون آن حق انتخاب و ارزش انتخاب آزاد انسان را زیر پا می گذارد  و تجاوز به حقوق خصوصی افراد است. دخالت حتی در آرایش خانم ها و نحوه زندگی در خوابگاه های دانشجویی و غیره، موجب شد که اردوغان پایگاه مردمی اش را در میان آن ترک های سکولار و لائیکی از دست دهد که رشد و توسعه اقتصادی بالای ترکیه در زمان دولت او را دلیل حمایت از آن می دانستند و احساس خطر کردند که آنان نیز چون اسلام گرایان ایران می خواهند آرام آرام زیر قول های شان بزنند و به حقوق و زندگی خصوصی افراد تجاوز کنند و خلاصه حکومت دیکتاتوری مذهبی همچون ایران پدید آوردند و در نهایت ترکیه را به فاجعه ایران امروز سوق دهند که ضرب المثل نیز شده و حتی اسلام گرایان منطقه به سرعت به مردم شان قول می دهند که نمی خواهند حکومتی همچون ایران به وجود آورند.

باری، در رسوایی فساد مالی افشا شده اتفاقاً از نحوه بازداشت افراد پیداست که برخلاف تصور اردوغان، هدف ضربه زدن مستقیم به حزب عدالت و توسعه نبود؛ چون وزرایی را که در این ارتباط و انتقال پول دست داشتند، دستگیر نکردند، بلکه فرزندان شان و شخصیت های رده چندم را که سمت رسمی بالایی در دولت ندارند، دستگیر نمودند و دقیقاً هدف آن بود که این رگه پولشویی کشف و جراحی شود، بدون آن که به دولت کنونی ترکیه ضربه ای مستقیم و به حزب عدالت و توسعه ضربه ای سهمگین و مهلک وارد شود، گرچه تضعیف آن اجتناب ناپذیر است. واقعیت آن است که گولن و جماعت او در پشت صحنه قدرت در ترکیه چیز تازه ای نیستند و سران حزب عدالت و توسعه که بهتر از هر کسی می دانند با حمایت های آنان به قدرت رسیدند و توانستند تا بدین میزان ارتشیان قدرتمند ترکیه را پس بزنند، اما حالا گویا اختلافات با آنان بالا گرفته است. برایم کاملاً روشن بود که قدرت گرفتن اسلام گرایان ترکیه نیز در چارچوب طرح “اتحاد جماهیر بربریت اسلامی” صورت گرفته است و با هدایت “یک تیم و باند پنهان” و برنامه ای با اهداف منطقه ای بلندمدت بوده و هست و تنها راه عملی در جهت آن نیز در کشوری پیشرفته و سکولار چون ترکیه، به قدرت رساندن و تقویت طیفی از اسلامیون بسیار معتدل در نهادهای قدرت در پشت صحنه بود که از طریق نقطه ضعف بزرگ ارتش ترکیه، یعنی فساد و برخوردهای قهری با کردها و اقلیت ها، به تدریج و آرام رشد کند و نضج بگیرد و این طیف میانه رو پلی بزند برای رشد تدریجی طیف های تندروتر اسلام گرایان که پله به پله ترکیه را عقب برانند. کاری که در کشورهای دیگر نیز صورت دادند. (و البته باید بیافزایم همچنان که در بهار عربی نقشه های شان ناکام ماند، این آرزوی شان را نیز با خود به گور خواهند برد)

با این همه، اردوغان و حزب او اگر به قواعد بازی پایبند بمانند، از شانس آن برخوردار خواهند بود که دوباره به شکلی چرخشی به قدرت باز گردند، اما اگر بخواهند وارد بازی خطرناک نپذیرفتن مسئولیت ها و عدم اصلاح اشتباهات شوند، چه بسا به سرنوشت ناخوشایند برخی از مقامات در بهار عربی دچار گردند. اگر اردوغان به فکر تنها خودش نیست و به مصالح حزبی نیز می اندیشد، راه نجات اش، سپردن حزب به عبدالله گل است و خودش باید به پشت صحنه حزب رود و گرنه هم او و هم حزب عدالت و توسعه بازی را خواهند باخت. درضمن، حزب عدالت و توسعه با وعده و وعید دیگر نمی تواند کردها را متقاعد کند که برای آشتی ملی بهتر است به او رأی دهند؛ مگر این که در این فرصت باقی مانده برای دولت، تحولی چشمگیر را در این آشتی ملی از خود نشان دهد و افکار عمومی کردها را به سوی خود متمایل کنند. ترقی و پیشرفت ترکیه و هر کشوری دیگر نیز تنها در رشد و توسعه اقتصادی نیست، بلکه مهمتر از آن، در مراعات حقوق بشر و حقوق اقلیت ها و آزادی های مدنی است که در این مورد اخیر ترکیه با بالاترین آمار روزنامه نگاران زندانی در جهان، اگر می خواهد کاری صورت دهد، باید تغییراتی بزرگ را نشان دهد، آن هم با “اصلاحاتی اساسی، در این فرصت باقی مانده”؛ و گرنه تصور می کنم که باید خداحافظی کنید.

مطلب قبلیمدیریت پرونده‌هسته‌ای از وزارت‌ خارجه گرفته شد
مطلب بعدیحلقه‌های کِیوان یا زُحَل ۴,۴۰۰,۰۰۰,۰۰۰ سال عمر دارند
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.