وحید شمسایی سوراخ دعا را خوب مانند علیرضا دبیر، حسین رضازاده، داریوش ارجمند و بسیاری از چهرههای ورزش و دنیای هنر که تعدادشان هر روز بیشتر میشود، پیدا کرده است.
این جماعت شیاد سیاه باز بعد از پایان عمر ورزش یا هنری، برای اینکه بتوانند از قافله چپاول و رانت، منافع سیستم حکومت استبدادی بینصیب نمانند، فرمول سادهای را در این ۴۷ سال در پیش میگیرند: دین و ایدئولوژی رادیکال. صد البته که بیشتر این شیوه رفتاری نه از روی حقیقت و اعتقادات قلبی است، بلکه این سبک شیوه برای نمایش در مقابل دوربین و رسانه برای حفظ ظاهر است.
ریشهای بلند و غالباً نامرتب و کثیف، پیراهنهایی با یقه دیپلمات، جای مهره روی پیشانی و دهها آیتم دیگر، این باور را به مردم القا میکنند که این جماعت نمایندگان و فرستادگان خدا روی زمین هستند.
آری، همین میشود که هر فرد بخواهد با میانبر و تقلب به امتیازهای پرشمار دست پیدا کند (مجوز واردات خودرو، کارت بازرگانی، ارز دولتی، مجوز ساخت و ساز، امتیازات از وامهای چند هزار میلیاردی به نام کارآفرینی و استارتاپهایی که در حد ثبت شرکت مسکوت میمانند).
واقعیت این است که اگر این شگرد دین و مذهب نبود، این بیشرفهای ریاکار چه میکردند؟
دین یا ایدئولوژی تفاوت ندارد (هر دینی میخواهد باشد) افیون و مخدری است که صاحبان این مباحث به بیزینس و کاسبی خود میپردازند و هر روز رونق بیشتری میدهند.
بخش اندک انگشتشماری از دینداران هم وجود دارند، اما عقاید خویش را هرگز به چشم مردم جامعه نمیآورند و هیچگونه ادعایی هم ندارند.
اما حرکتی که وحید شمسایی در بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی در فینال این رقابتها در خاک عربستان انجام داد، جدا از بحث تفرقه شیعه و سنی، اختلافات این دو فرقه را هم بیشتر و عمیقتر میکند.
واقعاً یکی نیست از این شیاد بپرسد فلسفه این حرکت چه بود؟ مگر بارها و بارها در قوانین و مرامنامه فدراسیون بینالمللی فیفا بیان و طرح موضوعات دین، مذهب و سیاسی مخالف و مغایر اساسنامه فدراسیونهای زیرمجموعه نیست؟
اصلاً فرض را بگیریم با انرژی آن اعتقاد شیوه فکری قهرمان هم شدید؟ آن حرکت مضحک و سمبل نشان دادند که دست چیست؟
تمام دنیا فهمیدند تو بچه شیعه هستی، آخرش چیز نصیب تو میشود؟
قطعا این گونه رفتارهای سراسر تزویر و ریاکارانه یک پیام و مفهوم بیشتر ندارد: چشم و دندان تیز کردن برای تیکه زدن به پست و جایگاهی که نیازمند تملق و عوامفریبی است.
بحث رانتها و سهم بردنهای ریز و درشت حکومتی هم بماند که با توجه به ژستهای تهوعآور نصیبش میشود. همچنین، شاگردان (البته بخشی از بازیکنان تیم ملی فوتسال) مجبور هستند برای بقاء در لیستهای آینده تیم ملی، سرمربی تیم ملی را به اجبار همراهی کنند و تن به کارهایی بدهند که به هیچ عنوان اعتقادی به آن ندارند.
این معضل عمیقاً در بسیاری فدراسیونها، زیرمجموعه و سیستم اداری حاکمیت استبدادی ریشه دوانده است.
باورهای غلط و خرافاتی که هیچ پایه و اساس درستی ندارد و تنها بر اساس روایت و حرفهای دهان به دهان، بسیاری موارد تحریف در کتب تاریخ نویسان اجیر شده است که برای پول شرف شان را هم میفروختند.
عادل فردوسیپور هفته پیش در پلتفرم خود به این موضوع پرداخت و بحث را نقد کرد و جالب است که از خود فرد ریاکار (شمسایی) تا برخی ملاها و مداحهای حکومتی به او تاختند که چرا به این موضوع پرداختی و این بحث عقیدتی در حیطه اختیارات تو نیست.
شما که جیرهخوار حکومت هستید و بارها میگویید بین (مسلمانان شیعه و سنی) وحدت وجود دارد و اتفاقاً هفتهای هم برای این گفته خود دارید، او را نقد نمیکنید؟ چرا نمیپرسید در خاک عربستان سعودی و آن هم تورنمنت بنام همبستگی آتش اختلافات را صد چندان میکند؟
بگذارید این شگردها برای رونق بازار لفت و لیس این جماعت کلاش باشد که سوراخ دعا را خوب پیدا کردند و چنگ زنان به ریسمان به مراد خود رسیدند.
به قول شاعر:
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
روز حساب فرا خواهد رسید!



