فدراسیون فوتبال ایران در اقدامی بحث‌برانگیز و قابل تأمل، تصمیم به تحریم مراسم قرعه‌کشی جام‌جهانی ۲۰۲۶ گرفته است. این تصمیم که به گزارش رسانه‌های داخلی با مصوبه هیأت‌رئیسه فدراسیون اتخاذ شده، واکنشی به محدودیت‌های ویزایی آمریکا برای مقامات جمهوری اسلامی عنوان شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، وزارت امور خارجه آمریکا تنها برای چهار نفر از هیأت ایرانی شامل امیر قلعه‌نویی (سرمربی تیم ملی)، مهدی محمدنبی (سرپرست تیم) و دو مقام دیگر ویزا صادر کرده، اما مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، از دریافت ویزا محروم مانده است.

قرعه‌کشی مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ قرار است روز جمعه ۵ دسامبر (۱۴ آذر) در مرکز هنرهای نمایشی جان‌اف کندی واشینگتن دی‌سی برگزار شود. این دوره از مسابقات به‌صورت مشترک در آمریکا، کانادا و مکزیک و برای نخستین بار با حضور ۴۸ تیم برگزار خواهد شد.

تصمیم فدراسیون فوتبال برای تحریم مراسم قرعه‌کشی از چند منظر قابل نقد است:

  • ۱- اولویت‌بندی نادرست منافع
    در شرایطی که حضور در مراسم قرعه‌کشی می‌تواند از جهات مختلف فنی و دیپلماتیک برای تیم ملی مفید باشد، تصمیم به تحریم کامل مراسم نشان‌دهنده ترجیح منافع شخصی و سازمانی بر منافع ملی است. حضور سرمربی و سرپرست تیم ملی در این مراسم می‌توانست فرصتی برای رایزنی‌های فنی، آشنایی با شرایط برگزاری مسابقات و تعامل با سایر تیم‌ها فراهم کند.
  • ۲- بی‌توجهی به جنبه‌های فنی و ورزشی
    این تصمیم نشان می‌دهد که مسائل سیاسی همچنان بر جنبه‌های فنی و ورزشی سایه افکنده است. در حالی که کادر فنی تیم ملی می‌توانستند در این مراسم حضور یابند، تحریم کامل مراسم، تیم ملی را از فرصت‌های مهم محروم می‌کند.
  • ۳- عدم تفکیک دیپلماسی ورزشی از سیاست
    فدراسیون فوتبال به جای بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی ورزشی برای کاهش تنش‌ها، با این تصمیم عملاً به تشدید فضای تقابلی کمک کرده است. این در حالی است که دیپلماسی ورزشی می‌تواند پلی برای گفتگو و تعامل در شرایط تنش‌آلود باشد.
  • ۴- واکنش نامتناسب با شرایط
    صدور ویزا برای سرمربی و سرپرست تیم ملی نشان می‌دهد که آمریکا تمایز قائل شدن بین مسائل ورزشی و سیاسی را پذیرفته است. در چنین شرایطی، تحریم کامل مراسم به جای استفاده از فرصت حضور کادر فنی، واکنشی نامتناسب به نظر می‌رسد.

این تصمیم می‌تواند پیامدهای منفی متعددی داشته باشد:

-محرومیت از اطلاعات دست اول: تیم ملی از دسترسی مستقیم به اطلاعات مربوط به شرایط برگزاری مسابقات، امکانات اقامتی و تمرینی محروم می‌شود.

-از دست دادن فرصت‌های رایزنی: امکان رایزنی برای تعیین حریفان تدارکاتی و آشنایی با شرایط میزبانی از دست می‌رود.

-تأثیر روانی منفی: این تصمیم می‌تواند پیام نادرستی به بازیکنان و کادر فنی در خصوص اهمیت جنبه‌های فنی نسبت به مسائل سیاسی ارسال کند.

فدراسیون فوتبال می‌توانست به جای تحریم کامل، گزینه‌های دیگری را در نظر بگیرد:

  • -اعزام هیأت فنی: ارسال هیأتی متشکل از کادر فنی و کارشناسان ورزشی بدون حضور مقامات ارشد فدراسیون.
  • -اعتراض دیپلماتیک همزمان با حضور: حضور در مراسم همراه با اعتراض رسمی به محدودیت‌های اعمال شده.
  • -درخواست از فیفا برای میانجیگری: استفاده از ظرفیت فیفا برای حل مشکل ویزا به جای تحریم یک‌جانبه.

در نهایت، این تصمیم فدراسیون فوتبال نشان می‌دهد که همچنان اولویت‌بندی درستی میان منافع ملی، ورزشی و مصالح سیاسی وجود ندارد و غلبه نگاه سیاسی بر جنبه‌های فنی و ورزشی، می‌تواند فرصت‌های مهمی را از ورزش کشور سلب کند.

مقاله قبلیرانت‌خواران سیم‌کارت سفید؛ امیر تنها از انکار تا رسوایی
مقاله بعدیواحد ضدجاسوسی جمهوری اسلامی کابوس پنهانی که جهان هنوز جرأت نام بردنش را ندارد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.