در اتفاقی نادر سه گراز ماده وحشی با حمله ناگهانی به یک پلنگ او را از پای درآوردند.

 “چاناکا پریرا” عکاس نشنال جئوگرافی که برای عکاسی به پارک حیات وحش “یالا” در سریلانکا رفته بود با این اتفاق خارق العاده مواجه شد و شانس آن را داشت که از آن عکاسی کند.

گرازهای وحشی نر و ماده معمولاً جدا از هم هستند و برای در امان ماندن از حیوانات درنده به شکل گروهی زندگی می کنند؛ نرها در گروه های 20 تایی و ماده ها در گروهای 3 یا 4 تایی همراه با فرزندانشان زندگی می‌کنند. عکاس خوش شانس در حالیکه یکی از گروه های 3 تایی گرازهای ماده را دنبال می کرد شاهد ماجرا بود.

به گزارش فرادید، آنطور که عکس های پریرا نشان می دهد سه گراز ماده در حالی که حضور پلنگ را تهدیدی بری خود می دانسته اند به طور ناگهانی و با هم به او حمله ور می‌شوند. گرچه گرازهای ماده برخلاف نرها دندان های بزرگ ندارند اما آرواره های قوی آنها برای هر حیوانی خطرناک است. پلنگ که به شدت فاغلگیر شده در محاصره سه گراز خشمگین نمی‌تواند از خود دفاع کند و کشته می‌شود.

مقاله قبلی«انارهای نارس» نماينده ايران در جشنواره فیلم ژاپن شد
مقاله بعدیتصاویر پرتاب دو جوان از بلندی در حمص
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.