یک خانه قدیمی که لوکیشن چند فیلم سینمایی بوده، برای طراحی منحصر به فرد معماری‌اش به موزه هنر لس‌انجلس اهدا شد.

 افراد کمی هستند که با این موضوع مخالفت کنند که معماری اخیرا کمی غم‌انگیز شده و معمولا عملی بودن پروژه‌ها، بر جنبه‌های زیبایی‌گرایانه آن‌ها غلبه می‌کند. با این حال جیمز گلدستین تلاشش را می‌کند تا این امر را تغییر دهد.

این میلیونر می‌خواهد خانه لوکس خودش را که در فیلم «لبوفسکی بزرگ» برادران کوئن مورد استفاده قرار گرفته و بسیار مشهور شده بود، به موزه هنر لس‌آنجلس (LACMA) اهدا کند تا این موزه بتواند متفاوت بودن این خانه را حفظ کند. گلدستین می‌گوید: لس‌آنجلس باید نمایانگر شهری باشد که معاصر است و به سمت آینده حرکت می‌کند. من می‌خواهم مردم طوری خانه بسازند که قبلا انجام نشده است و به جای حرکت به سوی گذشته، وارد آینده شوند. برای همین امیدوارم خانه‌ام بتواند الهام‌بخش این نوع افراد باشد.

خانه گلدستین با استخرهای زاویه‌دار، پنجره‌های از سقف تا کف و مبل‌های کم‌ارتفاع، حس دهه ۱۹۷۰ را منتقل می‌کند. مایکل گووان مدیر موزه هنر لس‌آنجلس درباره آن می‌گوید: چیزی که من درباره این خانه دوست دارم، کل خانه است و منظورم دقیقا این است که شما از آن در کوچک وارد خانه می‌شوید و بعد در فضایی باریک که سقفی کم‌ارتفاع هم دارد دور می‌زنید و وارد اینجا می‌شوید و ناگهان خانه باز می‌شود و یک منظره عالی از لس‌آنجلس دارید و احساس می‌کنید این خانه در ارتباط مستقیم با زمین، دریا و آسمان اقیانوس آرام و ساحل لس‌آنجلس ساخته شده است.

به گزارش مهر به نقل از ایندپندنت، گلدستین که به خاطر مدل لباس پوشیدن عجیب و غریبش شناخته می‌شود، مدت چند دهه وقت صرف بهتر کردن این خانه کرده است. علاوه بر فیلم «لبوفسکی بزرگ»، از این خانه برای فیلمبرداری صحنه‌هایی از فیلم «فرشتگان چارلی ۲» و جلسه عکس‌برداری از جنیفر لارنس برای مجله ونیتی فِر هم استفاده شد.

11 GlassHouse James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-11 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-13 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-14 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-17 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-29 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-31 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-36 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-37 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-38 James-Goldstein-residence-Beverly-Hills-Los-Angeles-39

http://www.livincool.com/

www.forbes.com  www.seeing-stars.com

مقاله قبلیتصویری از مدرنترین هواپیمای ایرباس در تهران
مقاله بعدیپاسخ تند پرویز پرستویی به “متلک‌گویی” افخمی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.