بنابه گزارش ارسالی  به منظور تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی آب گرم استحمام را بر روی آنها قطع نمودند.

از روز یکشنبه ۱۵ دی ماه آبگرم سالن ۱۲ بند ۴ زندان گوهردشت کرج که محل نگهداری زندانیان سیاسی می باشد بطور کامل قطع گردید و زندانیان درهوای سرد زمستانی قادر به استحمام نیستند. تعداد زیادی از زندانیان مسن می باشند و از بیماریهای مختلف که در اثر شکنجه های بازجویان دچارآن شده اند رنج می برند.

روز یکشنبه ۱۵ دی ماه تعدادی از نمایندگان زندانیان در اعتراض به محدود بودن آبگرم و تبعات آن علیه زندانیان سیاسی با زندانبانان جلسه ای داشتند. اما زندانبانان ولی فقیه بجای برطرف کردن این مشکل بعد از ۲ ساعت اقدام به قطع آبگرم سالن نمودند .

بازجویان وزارت اطلاعات بطور مستمر اهرم های فشار مختلفی علیه زندانیان سیاسی بکار می برند.به عنوان مثال در فصل سرما اقدام به قطع آبگرم و قطع وسایل گرمایی آنها می کنند و بطور سیتماتیک مانع درمان زندانیان سیاسی می شوند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، تشدید فشارهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی را محکوم می کند و ازکمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه های جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۸دی ۹۲ برابر با ۸ ژانویه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیانگلیسی ها از جان ایرانی ها چه می خواهند؟!
مقاله بعدیانتقال حداقل ۲ زندانی برای اجرای حکم ضدبشری اعدام در زندان مرکزی بندرعباس
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.