مصطفی دانشجو، وکیل محبوس دراویش گنابادی در زندان اوین که به دلیل کم کاری ریه و عارضه آریتمی قلبی بیهوش شده بود، ساعتی پیش از بهداری اوین به بند ۸ آن زندان بازگردانده شد.

علت بیهوشی این وکیل دادگستری که چهارمین سال از حبس هفت ساله و نیمه خود را می‌گذراند، تشدید بیماری قلبی و ریوی ناشی از اعتصاب غذای ۳۰ روزه و شرایط بد محل حبس عنوان شده است.

بهداری اوین در درمان سرپایی این درویش گنابادی که به گفته پزشکان متخصص از بیماری قلبی ناشی از کاهش حجم ریه رنج می‌برد، تنها به اکسیژن و نوار قلب اکتفا کرده و ساعتی پیش او را به بند بازگردانده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، آقای دانشجو در ۲۸ مردادماه، پس از آنکه افشین کرم‌پور، دیگر درویش زندانی، با دستور ناگهانی دادستان تهران و هنگام گذراندن دوره درمانی از بیمارستان شهدای تجریش به بند ۴ اوین انتقال یافت، در حرکتی اعتراضی خواهان قطع درمان و بازگشت به زندان شد.

تیم پزشکی آقای دانشجو که مخالفت خود را با بازگشت این وکیل دادگستری به زندان اعلام کرده بودند، در نامه‌ای متذکر شده بودند که این زندانی باید هر ۱۵ روز یک بار مورد معاینه قرار گیرد.

آقای دانشجو اینک در یک اتاق ۲۵ نفره با سقفی کوتاه محبوس بوده و پس از بازگشت از بیمارستان به زندان، بار‌ها به عارضه بیهوشی ناشی از کم کاری ریه و ضعف شدید جسمی دچار شده است. وی در جریان اعتصاب غذای سی روزه دراویش گنابادی زندان‌های اوین تهران و زندان شیراز به اعتصاب دارو نیز مبادرت کرده بود که همین امر سلامت جسمی او را در معرض خطرهای جدی تری قرار داد.

یادآور می‌شود در اسناد درمانی آقای دانشجو تاکید شده است که این وکیل زندانی باید دوره بازتوانی ریوی و قلبی را در مرکز قلب بگذرانند اما مقامات قضایی با انتقال او به مرکز قلب تهران موافقت نکردند.

مقاله قبلیجشنواره شیکاگو فیلم مخملباف را پسندید
مقاله بعدیهمگان برای کشور مستقل فلسطین، یک گام دیگر به پیش؛ دیگر طفره رفتن کافی است!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.