بنابه گزارشات رسیده وضعیت زندانی سیاسی جیهند ریگی پس از تزریق آمپولی مشکوک در بهداری زندان وخیم شده است و جان او در معرض خطر جدی قرار دارد.

وضعیت جسمی زندانی سیاسی جیهند ریگی ۲۵ ساله سه شنبه شب ۱۲ شهریور ماه بد می شود همبندیانش او را به بهداری زندان منتقل می کنند. اما در بهداری زندان به وی آمپولی تزریق می کنند که منجر به کج شدن فک وی شده و وضعیت جسمی وی را وخیم تر می کند بطوری که به سختی قادربه خوردن غذا و نوشیدن آب است.

علیرغم اینکه بعد از تزریق آمپول در بهداری زندان وضعیت وی به شدت وخیم می شود ، مسولین بهداری او را به سلول خود بازمی گردانند و از آن روز تا به حال با وجودیکه وضعیت وی حادتر شده و وی در معرض خطر جدی قرار دارد او را به حال خود رها کرده اند واز درمان وی خوداری می کنند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ زندانی سیاسی جیهند ریگی در سال ۱۳۸۹ دستگیر شد و چند ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار گرفت. سپس بازجویان وزارت اطلاعات تحت شکنجه های وحشیانه او را وادار به اعتراف علیه خود نمودند و با پرونده سازی و درخواست حکم اعدام برای وی ، پرونده او را به شعبه ۱ دادگاه انقلاب زاهدان توسط فردی به نام مه گلی که ضدیت هیستریک با هموطنان بلوچ و اهل سنت دارد ارجاع دادند . زندانی سیاسی جیهند ریگی توسط مه گلی به اعدام محکوم شد .

مه گلی قاضی وزارت اطلاعات تا به حال برای ده ها هموطن بلوچ حکم اعدام صادر کرده است که حکم ضد بشری اعدام تعدادی از آنها به اجرا گذاشته شده است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تزریق آمپول های مشکوک به زندانیان بیمار که به جای درمان آنها وضعیت جسمی زندانی را حاد می کند و جان زندانی را در معرض خطر جدی قرار می دهد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به مراجع قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۶ شهریور ۱۳۹۲ برابر با ۷ سپتامبر ۲۰۱۳

مقاله قبلیاوباما ویدیوهای حمله شیمایی رژیم اسد به دمشق را به کنگره آمریکا تقدیم کرد
مقاله بعدیاحضار ، بازجویی و تهدید همسر کشیش زندانی توسط بازجویان وزارت اطلاعات
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.