ترفندهای همیشگی آمریکا برای حفظ عدم ناهمآهنگی سیاسی در خاورمیانه!

0
103

محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران جمهوری آخوندی در ایران، دیروز شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ خورشیدی، در مراسم تشییع جنازه یکی از سرداران سپاه(سردار محسن قاجاریان، فرمانده تیپ ۱۲۱ امام رضای نیروی زمینی سپاه، که برای انجام دادن مأموریت های مستشاری!! در سوریه فعالیت می کرد؛ و خبر کشته شدن وی در سوریه روز پنج شنبه گذشته منتشر گردید.) گفت: ” عربستان جرأت اعزام نیروی زمینی به سوریه را ندارد؛ و اگر این کار را بکند، شکست اش قطعی است. “!

از سوی دیگر، وزیر امور خارجه سوریه، بعد از اعلام آمادگی ترکیه و عربستان، برای اعزام نیروی نظامی زمینی به سوریه گفته است؛ سوریه اعزام نیرو به آن کشور را، عملی تجاوزکارانه می داند. پس از انتشار یافتن قوت گرفتن خبر تصمیم ترکیه جهت حمله نظامی زمینی به سوریه، یکی از مقامات عربستان سعودی هم گفت، آماده حمله زمینی به سوریه هستیم. بعد از آن مقامات روسیه نیز از ایجاد تدارکات نظامی توسط ترکیه در مرز میان این کشور با سوریه ابراز نگرانی کردند!

این جریانات می توانند تا حدود زیادی چنین معنا بیابند؛ که مثلث ایران، روسیه و سوریه، اکنون به یک پنج ضلعی آشکار(ایران، ترکیه، روسیه، سوریه و عربستان)، همچنین یک ضلع پنهانی(ایالات متحده آمریکا) تغییر شکل داده است. البته پیش تر هم نفوذ آمریکا در جریان اغتشاشات درون کشور سوریه محسوس بود. اما اکنون، با اعلام قصد حضور یافتن ترکیه و عربستان در این جنگ تحمیلی(چون سنگین ترین لطمات آن را ملت بی پناه سوریه، که همه روزه بسیاری از ایشان، یا زیر بمباران های آرتش این کشور، و یا به خاطر حمایت روسیه از رئیس جمهور جنایتکار کشورشان، مورد اصابت بمباران روسها واقع می شوند به قتل می رسند؛ و یا به خاطر عدم احساس امنیت در کشورشان، کاشانه های خودشان را ترک می گویند و می گریزند. بسیاری شان هم، در میانه راه به دلائل گوناگون جان می بازند؛ و بقیه نیز با صدها مشکلات تا مرزهای کشورهای اروپائی پیش می روند.) متحدان بشار اسد جنایتکار، آخوندهای اشغالگر در ایران، و روس های فتنه گر و فرصت طلب در همسایگی ایران و ترکیه، تلاش زیادی می کنند، تا هرگونه حمایتی که بتوانند را، برای پشتیبانی از اسد به انجام برسانند!

بدیهی است که هرگونه آشفتگی در منطقه خاورمیانه، فرصت های مناسبی را برای کشور آمریکا به وجود بیاورند؛ که تا پای آنان را بیش از پیش به درون منطقه بکشانند؛ و توان استکباری و استعمارطلبانه ایشان را افزایش بدهند. برخی از کشورهای درون منطقه خاورمیانه نیز، که به دلائل بسیار نیاز به داشتن اتحاد با آمریکا را دارند؛ با فرمانبرداری های نوکر مآبانه شان از ینگه دنیا، به تحقق یافتن و عملی شدن سیاست دیرینه کشورگشائی برای زورمداران جهان را فراهم می سازند. حضور داشتن کشور روسیه در پشتیبانی از اسد، جهت ایستادگی وی در مقابل مخالفان او و شورشیان کشور سوریه، برای دولتمردان کشور روسیه از اهمیت قابل توجهی برخوردار است!

روسها که سالیان زیادی است با کشور مسلمان نشین ” چچن ” در جنگ نیمه رسمی مشغول می باشند؛ چندین بار به سبب عملیات تروریستی چچنی ها در کشورشان، ضربه های سنگینی را تحمل کرده اند؛ و خسارات زیادی بر کشورشان وارد گردیده است؛ از بیم آنکه چنین عملیات تروریستی در کشور روسیه تکرار نشود؛ و از باب آنکه امکان ایجاد شدن پایگاه های جدید تروریستی چچنی ها علیه روسیه، در کشور سوریه توسط چچنی ها را غیر ممکن نمایند. ناگزیر است که به هر طریقی که بتواند، با بشار اسد دوستی کند؛ و از هرگونه حمایتی از رئیس جمهور سوریه فروگذاری ننماید. بر این اساس، با حملات هوائی خودشان علیه شورشیان داخلی و خارجی بشار اسد، مواضع آنان را مورد بمباران های متعددی قرار داده اند. هدف اصلی شان در این رابطه، آن است که به رقیب همیشگی خودشان، به آمریکا چنین برسانند؛ تا هنگامی که مردم این منطقه به حمایت های همه جانبه ما احتیاج داشته باشند؛ ما به آنان کمک می کنیم؛ و اجازه نخواهیم داد، تا شما از هر طریقی که بتوانید خودتان را به اینجا برسانید!

اما، حکومت آمریکا هم، برای تأمین منافع کنونی و آینده کشورشان، هیچ نیازی به دخالت مستقیم خویش در مسأله سوریه را ندارد. چون که به راحتی می تواند، برای حضور دائمی خود در منطقه، از متحدان خویش درون خاورمیانه استفاده نماید. همانطوری که استفاده هم کرده است. چون بی تردید، اعزام نیروهای نظامی زمینی عربستان به سوریه، با مشورت آمریکا تصمیم گیری شده است. چه بسا که ترکیه نیز با صلاحدید آمریکا، قصد حمله نظامی زمینی به سوریه را دارد!

بوی دود غلیظ آغاز شدن یک جنگ فرسایشی خطرناک درون منطقه خاورمیانه، به وضوح به مشام می رسد؛ نیازی به گفتن نیست، که آتش این جنگ خانمانسوز، از پایگاه زیاده طلبی های دولتمردان اضلاع شش گانه کثیرالاضلاعی بر می خیزد؛ که دو ضلع اصلی آن(آمریکا و روسیه) جهت تثبیت نمودن یگانگی جهانی خود در دنیا، بیش از نیم قرن از شاخ و شانه کشیدن های شان برای همدیگر می گذرد؛ برای این زورمداران تفاوتی نمی کند؛ که چه اتفاقاتی در گیتی رخ بدهند؛ آنچه که برای آنان حائز اهمیت است، حفظ کردن ابرقدرتی خویش در جهان است!

ضلع سوم آن(حکومت سران اشغالگر حکومت آخوندها در ایران هستند)، که ایشان هم در قدرت پرستی و انحصار طلبی، دست کمی از دو ضلع پیشین ندارند. اضلاع چهارم و پنجم این چند ضلعی شوم هم، ترکیه و عربستان می باشند؛ که به چند علت می خواهند خودشان را وارد این ماجرا بکنند. سعودی ها که نسبت به بقیه شیخ نشین های کرانه های خلیج پارس، از توان مادی و تسلیحاتی و اعتباری بیشتری برخوردار هستند؛ جهت حفظ چنین اعتباری و سروری خویش در میان دیگر شیوخ ممالک مسلمان نشین منطقه، حتی اگر به ضررشان هم باشد؛ و یا آنکه زیان جانی و مالی زیادی را هم متحمل بشوند؛ به بلوای سوریه وارد خواهند شد. زیرا هم به پشتیبانی های همیشگی آمریکا نیازمند هستند؛ و هم می خواهند با پذیرفتن زیان های احتمالی، به طور غیر مستقیم در برابر آخوندها عرض اندام بکند. همان طوری که با ارزان فروختن نفت به خریداران بین المللی، با آنکه دچار کسر بودجه و تحمل ضرر زیادی در این باره شدند؛ اما کاری کردند که آخوندها نیز به همین دلیل زیان شدیدی را تجربه نمودند!

ترکیه، ضمن آنکه پس از جنگ دوم جهانی، به همراه ایران و پاکستان با آمریکا متحد و هم پیمان شده، به دو دلیل آشکار قصد حمله نظامی به سوریه را دارد. احتمالا، با توجه به پناه آوردن هزاران تن از مردم سوریه به ترکیه، رجب طیب اردوغان برای پیشگیری کردن از ادامه یافتن چنین رویدادی(چون که نه امکانات مکانی و نه امکانات مالی جهت پذیرفتن اینهمه پناهنده درون کشورش را دارد.) علت دوم نیز، مصلحت اندیشی رئیس جمهور ترکیه، برای از بین بردن سه بدنامی بزرگ(همکاری با داعشی های جنایتکار، و خریداری نفت ارزان از ایشان، و نیز عبور دادن این جنایتکاران از طریق مرزهای زمینی خویش با سوریه، به این کشور، می خواهد با حمله نظامی به سوریه، نشان بدهد؛ که آنها هم جهت از میان برداشتن حکومت دیکتاتوری اسد در سوریه، با بقیه همکاری خواهد داشت؛ و هیچگونه ارتباطی هم با داعشی ها ندارد!

و… اما ضلع ششم، این بخش از کثیرالاضلاع زور و توحش و ریا، که از سوی چند ضلع سودجوی دیگر، مورد بهره برداری های سیاسی واقع شده است؛ هیچ نیست مگر یک طعمه آماده بهره مندی از سوی همه کشورهای نامبرده در بالا است. آنچه که در این باره بر سر بشار اسد بیاید؛ حق اوست که با دست برنداشتن از حاکمیت جنایتکارانه خودش، موجب مرگ هزاران سوری بی گناه گشته، و باعث آواره شدن چند میلیون از شهروندان این کشور به سراسر گیتی شده است. اگر این ناخلف، در همان ابتدای شروع شدن این غائله، خیره سری نمی کرد و با افتخار دست از قدرت طلبی بر می داشت؛ چه بسا در جریان برگزاری یک انتخابات آزاد، که مورد نظارت سازمان ملل متحد نیز باشد؛ باز هم به وسیله مردم سوریه برای اداره امور کشورشان برگزیده می شد. زیرا مخالفانی که علیه او شورش کرده و می کنند؛ تعداد بیشترشان از سوی عربستان انسجام یافته و به این کار می پردازند. اما آنچه که مسلم است، مردم بی نوای این کشور گناهی نکرده بودند که به این فاجعه غم انگیز مبتلا شده اند!

ولی متأسفانه، همیشه ضعیف تر هستند، که در هر جریانی همه چیز خودشان را از دست می دهند. جای پرسش دارد، چرا سازمان ملل متحد، که پیوسته شاهد روی دادن چنین وقایع تأسف باری می باشد؛ چرا تاکنون هیچ تمهیدی جهت ریشه کن نمودن این مشکلات جهانی را اندیشه نکرده است؟ ظاهرا پرسش بی جائی است؛ چون آنانی که برای ابرقدرت ماندن خویش به چنین جنایاتی دست می زنند. پیش تر ” علاج واقعه را قبل از وقوع ” آن نموده اند. آنها با درست کردن ” حق وتو ” برای خودشان، به راحتی می توانند بر روی همه تصمیمات سازمان ملل تأثیر بگذارند. و این سازمان در حقیقت، همان ” شیر بی یال و دمی ” است؛ که فقط ظاهر دارد و از باطن بی بهره است!

محترم مومنی

مطلب قبلیواردات ۷۰۰پورشه به اسم یک زن روستایی!
مطلب بعدینماینده کنگره آمریکا خواستار عدم دخالت ایران در امور همسایگانش شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.