ترامپ تا کنون سه « آس » مهم خویش را رو کرده است! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
230

وقتی که سرلشگر!!!!!! قاسم سلیمانی، رئیس جمهور آمریکا را « ترامپ قمارباز » نامید. هرگز تصور نمی کرد، که خودش سومین « آس برنده » ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا باشد؛ که با رو شدن اش، جنازه سردار جنایتکار رژیم ننگین اسلامی را به قعر زمین فرو خواهد نمود!

در اوایل بامداد روز جمعه ۱۳ دیماه ۱۳۹۸ خورشیدی، برابر با سوم ژانویه ۲۰۲۰ میلادی، در ساعت یک و بیست دقیقه بامداد به وقت کشور عراق، از سوی یک پهپاد آماده در آسمان میان دو شهر « کرکوک و بغداد » در کشور عراق، موشکی نقطه ای(از نوع موشک هائی که دقیقا نقطه مورد اصابت خودش بر روی هدفی مشخص را محاسبه می کند و به طرف آن حمله می نماید.) ؛ اتومبیل حامل جنایتکار نامی جمهوری تروریست پرور رژیم آخوندی را، که از فرودگاه کرکوک به سمت بغداد حرکت نمود. را مورد هدف خود قرار داد؛ و دو جانی صاحب نام(قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری بدنام اسلامی، و ابو مهدی المهندس رئیس گروه وحشی حشدالشعبی و چند تن دیگر از قماش این دو را به هلاکت رساند!

هیچ کسی از مردن دیگران آن هم با چنین وضعیت فجیعی خشنود نمی شود. اما وسعت دامنه خطاها و جنایات رژیم آخوندی آنقدر زیاد است؛ که نه فقط مرگ اینچنانی سلیمانی، بلکه حتی مردن یک سرباز معمولی، و کم شدن یکی از نیروهای سپاه جنایتکار پاسداران در حاکمیت ملاها، موجبات خرسندی آزادیخواهان کشورهائی را فراهم می آورد؛ که سردمداران این رژیم منفور در آنجا سلطه دارند. از صبح امروز ( جمعه سیزدهم ماه دی ۹۸ )، از هنگامی که خبر این ترور بی سابقه که در عراق رخ داد. به شهروندان سوری و عراقی رسیده است؛ مردمان ستمدیده دو کشور سوریه و عراق، که سلیمانی به درک واصل شده، جنایات زیادی را در میهن ایشان تدارک دید و به انجام رساند. با پخش نمودن شیرینی در میان خودشان، و برگزاری رقص و پایکوبی، مراسم شادمانی خویش از این رویداد را به سراسر جهان مخابره کرده اند. مخالفان ایرانی جمهوری اشغالگر اسلامی نیز، در هر کجا که توانسته اند؛ میزان شادی و شعف فراوان خویش از چنین رخداد ناگهانی را آشکار کرده اند!

« ای کشته که را کشتی، چون کشته شدی زار؟ » این تمثیل زبان شیوای پارسی در شرایط کنونی، دقیقا وصف الحال کسی است؛ که بی محابا، بدون بررسی موضوع و با اختیار تام، دستور کشته شدن گناهکار و بی گناه را صادر می نمود!

مگر می شود در کسوت آدمیان بود، و چنین اعمال ددمنشانه را داشت؟ سلیمانی به نیروهای حشدالشعبی و حزب الله عراق، دستور حملات متعدد(یازده حمله جداگانه) به پایگاه های آمریکائی در عراق را صادر کرده بود. در یکی از این حملات، یک بازرگان آمریکائی نیز، که در آن موقع در پایگاهی از نظامیان ایالات متحده بود مورد اصابت قرار گرفت و جان سپرد. همین چند روز پیش، تعداد دو هزار از نیروهای وحشی تحت اوامر خودش را، جهت محاصره کردن سفارت آمریکا در عراق فرمان داده بود. بدیهی است که نه ترامپ، بلکه هر مسؤل و ریاست جمهوری دیگری هم که می بود؛ در این رابطه واکنش نشان می داد؛ و جهت پیشگیری از روی دادن فاجعه های بعدی، آنچه را که به فکرش خطور می کرد را عملی می نمود!

اما نکته مهم و پرسش الزامی این است؛ که مسؤلان این ترور بزرگ، چگونه و از چه طریقی، به موقعیت زمان و مکان حضور و حرکت اتومبیل مورد حمله قرار گرفته شده پی برده بوده اند؟ اندیشه سالم و بی نظر چنین تخمین می زند؛ فردی یا کسانی که این خبر مهم را به آمریکائی ها رسانده بوده اند. می بایست، که از میان خود نیروهای سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی معدوم بوده باشند. فرد یا کسانی که به دلائل متفاوت و گوناگون، مورد سخت گیری های مختلف وی قرار گرفته بوده اند. یا به طور مداوم، مورد تحقیرات پیاپی وی، به ویژه در میان جمع واقع شده بوده اند. و یا حتی از طرف خود سران خونخوار رژیم، که می بایست به هر دلیلی و با هر نقشه و تزویری، یکی از میان خودشان را، جهت خواباندن معرکه جدید آمریکا و خلاص شدن از تهدیدات روز افزون ترامپ و تیم او، قربانی می کردند؟ این کار به انجام رسیده باشد!

اما از آنجائی که خصلت زیاده طلبی و سودجوئی های بیشتر، مخصوصا در بین جماعت آخوندها، آن هم از نوع حکومتی آنان شایع تر می باشد. احتمال دارد که خبر زمان و مکان آغاز حرکت اتومبیل مورد نظر به سوی بغداد، که حامل سرلشگری که فقط دارای سواد ابتدائی دبستانی بوده است؛ جهت گرفتن مزدی قابل توجه از حکومت آمریکا، به عاملان ترور قاسم سلیمانی و همراهان وی، از سوی عوامل خود او در سپاه قدس در عراق، برای عاملان این ترور ارسال شده باشد؟!

ترامپ نه معجزه می کند و نه حتی شیادی، وی ساده لوح تر و عوام تر از آن است که در تصور دوستان و دشمنان وی بگنجد. اما او چند حسن غیر قابل انکار دارد. بسیار ملی گرا می باشد، و شرایط خوب و مفید و سالم مردم کشور آمریکا نزد وی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از هنگام سخنرانی های انتخاباتی خودش تا کنون، تا حدود زیادی آنچه را که وعده داده بود به ثمر رسانده است. مواردی را نیز به انجام رسانیده، که نه الزامی در آن رابطه داشته است؛ و نه وعده ای در باره شان به مردم کشور خود داده بوده است. و نه حتی از پیش به آنها اندیشیده بوده است!

چه کسی از ترامپ خواسته بود؛ که با « کیم جونگ اون » رهبر دیکتاتور کره شمالی ملاقات و مذاکره کند؟ حتی از مکان حد فاصل میان کره جنوبی و کره شمالی، به اتفاق کیم جونگ اون در کشور او، چند گام بر روی خاک کشور وی بردارد؟!

چه مافوقی به وی دستور داده بود؛ که جنازه یکی از جانی ترین قاتل های دنیا، اندام منفور جنایتکار وحشی و رئیس داعشی های خون آشام، ابوبکر البغدادی را، از طریق رسانه های دیداری، در معرض تماشای جهانیان در کل جهان قرار بدهد؟!

یا….. همین امروز که اندام منحوس و جنایتکار سردار سرلشگر قاسم سلیمانی را، با شلیک موشک نقطه ای متلاشی نمود. به خواسته یا فرمان کدام آمری چنین نمود؟ جز این نیست که این سه حرکت و سه رویداد نسبتا بزرگ، به ویژه نزد سه کشور آمریکا، ایران و کره شمالی، بر زمین کوفتن سه « آس » بارز و نمونه سیاسی وی بود؛ که از سوی ترامپ قمارباز( البته به نقل از یکی از عبارات قاسم سلیمانی، که خطاب به پرزیدنت دونالد ترامپ بیان کرده بود.) به زمین نیستی این جنایتکار سپاهی اصابت نمود. و نه فقط مردمان سه کشور ایران و سوریه و عراق، و نه ساکنان همه مناطق خاورمیانه، بلکه کل جهان را، از شر یکی از اهریمنان پلید رژیم جبار آخوندی نجات داد!

محترم مومنی

مطلب قبلیپرزیدنت ترامپ: قاسم سلیمانی در ایران منفور بود
مطلب بعدینیویورک تایمز: اوباما و بوش کشتن سلیمانی را نپذیرفتند اما ترامپ او را شکار کرد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.