تل‌آویو – واشنگتن | نشریه تایمز اسرائیل در تحلیلی جامع نوشت که ششمین دیدار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در یک سال گذشته، در شرایطی برگزار می‌شود که پس از جنگ دوازده‌روزه تابستان گذشته، پرسش اصلی دیگر «لزوم مهار جمهوری اسلامی» نیست، بلکه انتخاب میان دو مسیر متفاوت است: ادامه فشار و بازدارندگی مدیریت‌شده یا حرکت به سمت گزینه نظامی.

این ملاقات بیش از هر چیز بر پرونده جمهوری اسلامی متمرکز است. پرسش اصلی پس از جنگ دوازده‌روزه دیگر این نیست که آیا باید حکومت ایران را مهار کرد، بلکه این است که این مهار چگونه باید صورت بپذیرد.

از نگاه اسرائیل، جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته اگرچه به فروپاشی ساختار قدرت در تهران منجر نشد، اما نقاط ضعف جمهوری اسلامی را آشکار کرد. با وجود حملات سنگین اسرائیل و مشارکت مستقیم آمریکا در هدف قرار دادن برخی تأسیسات هسته‌ای، حکومت ایران همچنان پابرجا مانده و اکنون در پی بازیابی توان بازدارندگی خود، به‌ویژه از مسیر برنامه موشک‌های بالستیکی است؛ حوزه‌ای که برخلاف برنامه هسته‌ای، محدودیت حقوقی بین‌المللی روشنی برای آن وجود ندارد.

در آستانه دیدار مارالاگو، گزارش‌هایی درباره توسعه کلاهک‌های غیرمتعارف برای موشک‌های بالستیکی حکومت ایران منتشر شده است. این گزارش‌ها اگرچه به‌طور رسمی تأیید نشده‌اند، اما همزمانی انتشار آن‌ها با سفر نتانیاهو به آمریکا تصادفی تلقی نمی‌شود.

به نوشته تایمز اسرائیل، نتانیاهو در دیدار خود با ترامپ می‌کوشد رویکرد او را هرچه بیشتر با راهبرد اسرائیل هماهنگ کند؛ راهبردی که بر این فرض استوار است که مهار حکومت ایران بدون تهدید معتبر نظامی ممکن نیست. به باور مقام‌های اسرائیلی، تجربه حملات ماه ژوئن، که با مذاکرات سیاسی میان تهران و واشنگتن همراه بود، نشان داد که ترامپ آمادگی مشارکت در اقدام نظامی را دارد، به شرط آنکه این اقدام در چارچوب منطق معامله‌محور سیاست خارجی او تعریف شود.

از همین رو، نتانیاهو ناچار است امتیاز بدهد. یکی از گزینه‌های مطرح، تعدیل موضع اسرائیل در قبال سوریه است. دولت جدید دمشق، که برای تثبیت موقعیت خود به حمایت غرب نیاز دارد، انگیزه‌ای برای رویارویی با اسرائیل ندارد و در عین حال می‌تواند نقشی مهم در قطع مسیرهای تسلیحاتی جمهوری اسلامی و حزب‌الله ایفا کند. از نگاه تحلیلگران، عقب‌نشینی تدریجی اسرائیل از منطقه حائل در سوریه، بهایی محدود برای جلب حمایت قاطع‌تر ترامپ علیه جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

پرونده‌های غزه و لبنان نیز در این دیدار بی‌ارتباط با مسئله جمهوری اسلامی نیستند. از منظر اسرائیل، حماس و حزب‌الله بازوهای منطقه‌ای تهران هستند و هرگونه آتش‌بس یا ترتیبات سیاسی، اگر به تضعیف پایدار این دو نینجامد، در نهایت به سود حکومت ایران تمام خواهد شد.

تل‌آویو نسبت به مرحله دوم طرح ترامپ برای غزه تردید دارد و معتقد است که بدون خلع سلاح حماس، این گروه فرصت بازسازی توان خود را خواهد یافت. در لبنان نیز، ضرب‌الاجل تعیین‌شده از سوی آمریکا برای خلع سلاح حزب‌الله رو به پایان است و اسرائیل، با چراغ سبز واشنگتن، به تشدید حملات علیه این گروه روی آورده است. این فشارها بخشی از راهبرد کلی برای محدود کردن نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی تلقی می‌شوند.

مقاله قبلینقطه عطف در تهران: خشم اقتصادی به فریاد برای «پهلوی» تبدیل شد
مقاله بعدیمایک والتز، مشاور امنیت ملی آمریکا: آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.