تحلیلی بر جنگ های قفقاز و قره باغ؛ تکرار یک اشتباه تاریخی

0
108

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

متاسفانه زخمی کهنه در قره باغ که می رفت، التیام پیدا کند، با جنگی جدید، دوباره سر باز کرد و شد “بهانه ای برای جنگ های بعدی این منطقه”. چون یک طرف این معادله “ناگزیر به پذیرش شرایط” شده است. عده ای دوباره بی خانمان شدند و برای این که اوج نفرت شان را نشان دهند، ساخته های شان را به آتش کشیدند. برخلاف تصور، سخنرانی اردوغان پیرامون آغازی برای روندی جدید در سرنوشت منطقه قفقاز اصلاً رجزخوانی نبود و برنامه ای حساب شده است که ترکیه در مناطق دیگر نیز پیاده کرده است.

تعجبم، از جناب پوتین است که او را یک شطرنج باز حرفه ای عرصه سیاسی و نظامی می دانستم، اما به این بسنده کرد که تعدادی سربازان صلحبان روسیه در مرزهای دو کشور ارمنستان و آذرباییجان و قره باغ مستقر شدند. عجیب تر این که هنوز نیروهای شبه نظامی نیابتی ارسالی ترکیه از جاهای دیگر به منطقه قفقاز عقب نشینی نکرده، یک تفاهم نامه استقرار مرکز مشترک پایش نظامی با ترکیه امضاء کرده است!؟ بر اساس آنچه پس از بهار عربی، ترکیه انجام داده، برنامه میت آن بوده و هست که شبه نظامیان اسلام گرای صادراتی را به مناطق مختلفی که لشکرکشی کرده بفرستد و سپس تعدادی را در آن مناطق اسکان دهد و آن ها به مثابه مردم بومی، ارتباط سازمانی را با میت حفظ کرده و به مثابه یک عضو برای ترکیه انجام وظیفه کنند. این است آن آینده جدیدی که اردوغان از آن حرف زد: حاکمیت امنیتی ترکیه بر منطقه. منطقه کاملاً در “تسلط امنیتی میت و ترکیه” باشد، تعدادی صلح بان روسیه لب مرز برای خود کشیک دهند، هیچ اشکالی از نظر نقشه ترکیه ندارد که هیچ حتی مفید هم هست. خطرناک تر این که بخش بزرگی از منطقه کوهستانی است و اگر شبه نظامیان اسلام گرا و یاغی در آن مستقر و بومی سازی شوند، کانون یک بحران دایمی –مشابه مناطق کوهستانی افغانستان- برای کل منطقه از جمله روسیه و ایران خواهد شد.

از آن سوی، ناتو یک اشتباه استراتژیک مرتکب شد. ناتو بعد از آخرین نبرد ادلب، ارتش ترکیه را به جنگ شبکه مجهز کرد. برخلاف تصور رایج، علت پیروزی آسان و سریع آذرباییجان نه پهپادهای ترکیه و اسرائیل، بلکه ارتقاء نبرد به “جنگ شبکه ای محدود” بود. چنان که در لیبی و حتی آخرین نبرد ادلب دیدیم که ترکیه حتی برای ارتش روسیه مشکل ایجاد کرد. نه استفاده از پهپاد در جنگ چیز تازه ای است و نه طرف های مقابل ترکیه فاقد آن بودند. نیروهای ژنرال حفتر مدت هاست در نبردها از پهپاد پیشرفته استفاده کردند و می کنند، اما دیدیم که در مدت کوتاهی ورق در غرب لیبی برگشت. در آخرین نبرد ادلب نیز خسارت سنگینی به نیروهای نه فقط سوریه و مزدور ایران که ارتش روسیه وارد شد. در حالی که ارتش ترکیه پیش از آن هم برخوردار از پهپاد بود و مدام از آن ها استفاده کرده، اما در لیبی و سوریه جنگ ها را واگذار کرده بود و مدام در حال عقب نشینی بود و حتی در جنگ با کردها و جنگ صوری با داعش هم دچار مشکل شده بود، چه رسد نبرد با ارتش روسیه. اتفاق مهمی که افتاد این بود، که ترکیه ناتو را خام کرد که به عنوان نماینده ناتو در مقابل جاه طلبی های روسیه در منطقه مشکل ایجاد می کند (به همین سبب، اردوغان اخیراً گفت که به جای تحریم انتظار پاداش از ناتو داشته است) و ناتو باید به او کمک کند. متاسفانه ناتو طی یک اشتباه استراتژیک فاحش و غیرقابل جبران، ترکیه را به جنگ شبکه ای محدود مجهز کرد. در این جنگ پهپادهای ترکیه نقش رابط بین ماهواره ها و بقیه عناصر رزم صحنه نبرد را بازی می کنند. جنگی که به ادلب محدود نماند و به لیبی و قره باغ نیز کشیده شد و صدای همه را درآورد، از جمله مقامات و سیاسیون غربی عضو ناتو.

این در حالی است که ترکیه بدون چراغ سبز روسیه نیز نمی توانست نه در لیبی و نه قفقاز چنین ترکتازی کند. ترکیه طی یک دودوزه بازی حرفه ای به مقامات روسیه نیز وانمود می کند که به تازگی مخالف جدی غرب است (دعواهای لفظی مقامات ترکیه با مقامات غربی و خرید اس ۴۰۰ را نیز گواه آن معرفی می کند) و حاضر است طی یک ساخت و پاخت با روسیه، منافع کشورهای ضعیف تر منطقه را بین خود تقسیم کنند. متأسفانه روسیه نیز فریب این بازی را لااقل تا این لحظه خورده است.   

از همه سردرگم تر این میان، رژیم ملاهای ایران در جنگ قره باغ بوده است. ارمنستان در این نبرد هم حمایت روسیه و هم حمایت ایران را از دست داده بود. ترک ها ملاهای خنگ ایران را خام کردند که قره باغ جزو بلاد اسلامی است و باید با تصرف آذرباییجان بدان باز گردد (بماند که بخش اعظم قره باغ هنوز در دست نیروهای ارمنی است) و با شعری که اردوغان پس از پایان نبرد برای ملاهای ایران پیرامون ارس خواند، عملاً به آن ها نشان داد که نیات دیگری در پس پرده مدنظرش بوده است و البته برای هر تجدیدنظری دیگر کمی دیر شده است و نبرد به همان نتیجه ای رسیده که می خواسته است.

ملاهای ایران نیز نادانسته همان عبارت بازگشت قره باغ به بلاد اسلامی را طوطی وار کردند، تا دچار چنین شکست استراتژیک شدند. گاه تاریخ به شکل غریبی تکرار می شود. بسیاری شاید ندانند که از دست دادن قفقاز در دوره قاجار که به دو قرارداد گلستان و ترکمنچای منجر شد، همین گونه با نادانی و شیطنت ملاهای شیعی رقم خورد و فتحعلی شاه و قشون ایران را در مقابل کار انجام شده واقع کردند. تعدادی ملای بی سواد –با سواد ملانخودی- از نجف به ایران آمدند و از چند مرجع -احمق تر از خودشان- به اصطلاح فتوای جهاد آوردند که قفقاز جزو بلاد اسلامی است که بدست کفار افتاده (همین قدر هم سواد نداشتند بدانند که روس ها مسیحی ارتدوکس هستند و اهل کتاب اند، نه کافر) و باید طی جنگ آزاد شود. در نتیجه یک جنگ دیگر به قاجار و قشون ناتوان ایران تحمیل کردند، روس ها نیز تا تبریز را گرفتند و پیام برای سپاه و شاه ایران فرستادند که در صورتی که قرارداد صلح مبنی بر واگذاری دایمی قفقاز به روسیه را امضاء نکنند، به سوی فتح تهران حرکت خواهند کرد. این گونه شد که فتحعلی شاه و قشون ایران ناگزیر به امضای قرارداد ترکمنچای شدند، تا بقیه سرزمین ایران را حفظ کرده باشند.

البته همان جنگ بزرگ ترین درس برای پادشاهان قاجار گشت که به جای کشورگشایی، سراغ آموختن از کشورها و مللی بروند که از آن پیشرفته شده بودند و با سفر به فرنگ و مشاهده عینی آن، دانشجو به خارج فرستادند و دانش و فنون جدید و قانون و حکومت مشروطه را به تدریج بپذیرفتند و وارد کشور کردند و ایشان حداقل از بسیاری از روشنفکران امروز ما منورالفکرتر نشان دادند -که هنوز بدنبال اندازه نقشه ایران می گردند و متوجه نیستند که گرچه ایران در آن زمان قفقاز را از دست داد، اما بقیه ایران را از رفتن به چاه جنگ و خونریزی نجات داد و شاه و ملت را به سوی کسب تمدن نوین رهنمون داشت.