تحلیلی بر آن بازی که در کوبانی جریان دارد؛ سرگردانی در اردوگاه ترک ها

0
81

 *دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

چرا کوبانی تا این حد مهم است؟ یا شاید بهتر باشد پرسش کمی اصلاح شود: چرا کوبانی اینک تا بدین حد مهم “شده” است؟

کوبانی نه تنها به استالین گرادی دیگر بدل شده که به برلینی دیگر پس از فروپاشی کمونیست بدل گشته است. اگر ورود داعش به تله کردستان عراق موجب شد که هم ائتلافی جهانی از ارتش های مختلف کشورهای مختلف بر علیه تروریست های اسلام گرا به راه افتد و کردهای پراکنده در عراق، ترکیه و سوریه تا حد زیادی به هم نزدیک شوند و بر علیه یک دشمن مشترک اسلحه دست گیرند، ورود داعش به کوبانی موجب شد که کردهای سراسر جهان با هم متحد شوند و طی توافقنامه دهوک، کردستان عراق ضمن به رسمیت شناختن خودمختاری های کردهای سوریه، هم ستاد مشترک ارتش های شان را تشکیل دهند و هم در بعد سیاسی و نحوه اداره خودمختاری ها با سهمی مشترک و فضایی برای سایر احزاب و گروه ها، به “اتحادی بی سابقه در تاریخ کردستان” دت یابند.

کوبانی برای داعش و کشورهای حامی پنهانش به قضیه ای “ناموسی” بدل شد و دقیقاً همان از آن استالین گرادی دیگر ساخت. ماجرا زمانی حساس شد که تلاش های متعدد داعش جهت اشغال خودمختاری های کردهای سوریه بی نتیجه ماند و داعش سعی کرد، اینبار با تمرکز بر آن بخشی که آسیب پذیرتر بود، لااقل با اشغال کوبانی، یکی از خواسته های کشورهای حامی اش را که نابودی خودمختاری های کرد سوریه بود، عملی سازد، ولی با پیوستن ائتلاف جهانی به مقاومت کوبانی، آنجا به گورستان داعش و تسلیحات و تجهیزات پیشرفته شان بدل شد و هرگز نتوانستند نماز عید شان را در کوبانی بخوانند که هیچ، نماز میت شان را اسلام گرایان زنده شان برای شان تلاوت کردند! این است آن دوزخی –که از این پس، سزای هر کسی است که “به نام دین جنایت کند” و در سودای آن باشد که با جنایت به بهشت رود؛ در سراسر خاورمیانه و جهان.

سخنان بعضی از مقامات ترک بر علیه داعش همان قدر دروغ است که یاوه های بسیاری از مقامات ایرانی پیرامون داعش و هر دوشان از کسانی بودند که سعی کردند از داعش به مثابه ابزاری در راه منافع شان استفاده کنند و عملاً داعش را از جنگ با اسد دور ساختند؛ و ترکیه داعش را به جان کردها انداخت و ایران به جان ارتش آزاد سوریه و دقیقاً زمانی که رکب خوردند و ما داعش را با وسوسه تصرف عراق به آنجا کشاندیم که سبب شد، هم دولت دست نشانده ایران در عراق ساقط شود و هم ائتلافی جهانی بر علیه داعش شکل  گیرد که از عراق به سمت سوریه برای نابودیش بروند، ناگهان ایران و ترکیه مخالف داعش شدند و شروع کردند دیگران را متهم کردن.

جالب است که مقامات ترک مدعی اند، پ. ک. ک. تروریست است و همزمان مصالحه خود با چریک های پ. ک. ک. را نیز در تبلیغات شان تاریخی خوانده اند! (خلاصه باید قسم حضرت عباس را باور کرد یا دم خروس را؟!) وقتی گروهی که ولو قبلاً اقدامات تروریستی می کرده، مدتی است که با دولت به مذاکره و مصالحه روی آورده و گفتگوها نیز برای کنار گذاشتن کامل سلاح در جریان است و کمیته های مشترک صلح نیز فعال اند، دیگر چنین ادعاهایی تنها به معنای آن است که مقامات ترک برای سیاست های سردرگم شان بدنبال یک بهانه و راه فرار می گردند. از این سبب کوبانی حالا برای ترک ها به چشم ماری در کمین نگریسته می شود و به همین خاطر است که ترک ها حتی از تاس ریختن در زمین ائتلاف جهانی علیه داعش وحشت دارند و از مشارکت در آن طفره می روند.

از آن مهم تر، خیلی ساده لوحانه است که کسی تصور کند با تقویت یک گروه وحشی چون داعش با آن کشتارهای فاجعه آمیز و انعکاس آن در رسانه ها، آن هم در قرن بیست و یکم بتواند روی آن گروه وحشی همچنان حساب باز کند و آب از آب هم تکان نخورد.

اندک مقاماتی از ترکیه (چون شامل همه اسلام گرایان ترکیه نمی شود) نه آن نفت قاچاق داعش به دردشان خورد، نه شیطنت هایشان علیه کردهای سوریه (به این می گویند، خانه ای به روی آب ساختن) و کردهای سوریه و کردهای منطقه هرگز تا بدین حد در دست یابی به خواسته های شان و اجماع جهانی همسو با مطالبات شان نزدیک و موفق نبوده اند. آن اندک سیاستمداران ترکیه که ساز مخالف می زنند (و در خفا به داعش کمک می کنند)، ثابت کردند که شیطنت می کنند، ولی حتی شطرنج باز آماتور نیز نیستند و در حالی که آنان از اشغال کوبانی توسط داعش می توانستند (همچون بازی مار و پله) پله ای بسازند برای وارد ساختن نیروی زمینی ترکیه به خاک سوریه و تصرف تمامی سرزمین های حاشیه فرات که بیش از دو سوم سوریه را از اشغال کوبانی توسط داعش خارج می ساخت و عملاً در امتداد آن، هم منطقه پرواز ممنوع و منطقه حائلی وسیع ایجاد می شد و نیازی به حرف های تکراری پیرامون تشکیل منطقه پرواز ممنوع – که ترک ها خوب می دانند مخالف آن در شورای امنیت روسیه و چین اند- نبود و “با این حرکت طلایی” عملاً آن فرصت به موفقیتی هم برای ترکیه و هم نیروهای ضد اسد بدل می شد؛ اما به نظر می رسد که برخی از اسلام گرایان ترکیه چنان دلبستگی به دوران عثمانی بسته اند که ترجیح می دهند تعدادی اسلام گرایان وحشی قرون گذشته را در منطقه تحت عنوان خلافت اسلامی ببینند تا دولتی مدرن که بین اسلام و دموکراسی و حقوق بشر منافاتی نمی بیند. البته تلاش های شان دستاوردی که برای آن تندروهای اسلام گرا بدنبال داشت، چیزی به جز مرگ و نابودی نبود و نیست و استراتژی “اختلاف با همسایگان صفر داود اوغلو” را عملاً به سیاست “تفاهم با جهانیان تقریباً صفر” بدل ساخته است و ترکیه اینک فقط یک متحد در جهان دارد: قطر.

امیدوارم که مقامات رأس حکومت ترکیه از این پس خود را اصلاح کنند (همچون مقامات عربستان که پس فاش سازی پروژه بلندمدت موساد در منطقه برای تشکیل “اتحاد جماهیر بربریت اسلامی”، مقامات مربوطه را بر کنار و تمامی سلفی های منطقه را از ورود به سیاست منع کردند) و نیاز نباشد تا من طی مطلبی دیگر نه فقط علل سردرگمی های ترکیه را تحلیل کنم که حتی ناگزیر شوم اشخاصی را که مسئول این فاجعه شده اند با ذکر نام – و به خصوص مقامات امنیتی که از سال ها پیش توسط موساد در راستای “تشکیل خلافت اسلامی” مهره سازی و تقویت شدند- و پشت تقویت داعش در منطقه هستند، فاش سازم.