تحلیلی بر تحولات شتابان خاورمیانه و شمال آفریقا؛ در آستانه فوران توفانی دیگری در منطقه ایستاده ایم

0
98

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

در حالی که تحولات پس از بهار عربی در خاوریانه و شمال آفریقا می رفت تا با به انحراف کشیدن قیام ها توسط انقلاب دزدان به یأس بنشیند و درست وقتی که همگان داشتند ناامید می شدند، ناگهان فورانی دیگر ورق را کلاً برگرداند و حالا ما نه تنها در هیچ یک از کشورهای بهار عربی با خطر انقلاب دزدان مواجه نیستیم، بلکه کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا که در آن ها دولت یا حکومتی ساقط نشده، تماماً دست به اصلاحاتی جدی و حتی عمدتاً با تغییر قانون اساسی زده اند (سودان، اردن، الجزایر مراکش)، و کشورهایی که از طریق انقلاب تغییر رژیم دادند، یک به یک می روند که به ساحل امن برسند (تونس، یمن، مصر، لیبی) و حتی سران کشورهایی دیگر نیز تغییراتی اساسی را در برنامه های شان گنجانده اند (کلیه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ترکیه، افغانستان و ایران)، چون نمی دانند که دفعه بعدی نوبت کیست و مظلوم ترین مردم خاورمیانه نیز که به سبب تبعیضی تاریخی از قرن هاست که از داشتن دولت یا کشوری از آن خود محروم بودند، به آرزوی دیرینه شان رسیدند؛ یعنی فلسطین و کردستان. و خلاصه مهمتر از همه، نیمی از جمعیت خاورمیانه و شمال آفریقا –یعنی زنان- که سده هاست از بسیاری حقوق انسانی شان محروم بودند، اینک در بهار عربی برخاسته اند و بزرگترین مبارزانی که بهار عربی را از دست تندروها و انقلاب دزدان نجات دادند، همین موج دوم قیام بهار عربی با زنان خاورمیانه و شمال آفریقا کلید زده شد و تحقق یافت.

آخرین اعتراضات مردمی در منطقه با مردم افغانستان و ایران رقم خورد. در افغانستان طالبان در همان خانه های شان شکست خوردند و زنان افغان ها بر سال ها جنگ و جهل و جنون طالبان و حامیان شان، با رفتن به پای صندوق های رأی خط بطلان کشیدند. تمام کاندیداهای ریاست جمهوری در افغانستان قول داده اند تا طرح امنیتی با آمریکا را برای تضمین امنیت افغانستان امضاء کنند و پیشروترین کاندیدا نیز قول اصلاحات و مبارزه با فساد را داده است. این هر دو برای دولت فاسد کنونی و شخص ریاکار کرزای بزرگترین تودهنی و شکست است. او بزودی خواهد فهمید که دریافت رشوه از نهادهای امنیتی سایر کشورها و ساخت و پاخت با ایشان، کمکی به حالش نمی کند. در ایران موج جدیدی از مبارزه با نقض حقوق بشر راه افتاده که توسط جامعه مدنی و زنان و زندانیان کلید زده شد و می رود تا به جنبشی دیگر پس از جنبش سبز و موج بنفش انتخاباتی بدل شود و قیامی در منطقه که از ایران شروع شد و به بهار عربی رسید، دارد دوباره به ایران برمی گردد. در موج بنفش مردم با انتخاب کسانی که پیگیر مطالبات شان در جنبش سبز باشند، شکستی سخت به کودتاگران ۸۸ وارد ساختند. اما به همین نیز بدسنده نکردند و چون دوران اصلاحات منتظر ننشستند تا ببینند دولت چه می کند و دولت نیز به اسم آرام کردن فضا، عملاً مردم را ساکت کرد و اقتدارگرایان در خلاء موجود دوباره به قدرت رسیدند. دولت کنونی اگر مطالبات مردمی را دنبال کرد، خوشا به سعادت اش و گرنه آن نیز به صف دروغگویان نظام خواهد پیوست و باید منتظر دریافت عواقب کارش بنشیند. رژیم ایران تحت فشار تحریم های جهانی به شدت تضعیف شده و رهبران و مزدوران رژیم ایران هرگز بدین میزان در کشورشان منزوی نشده بودند و حتی طرفدارانش را در حسینیه ها و مساجدش از کف داده اند و به روشنی می بینند که شمارش معکوس برای شان شروع شده تا کی نوبت تک تک شان برسد!

در تونس و کردستان، مردم مترقی ترین قوانین اساسی خاورمیانه را نوشتند و در تونس یک گام پیشتر نیز رفتند و به آشتی ملی دست یافتند و اسلام گرایان تونس در عمل ثابت کردند که اسلام با دموکراسی فی نفسه تضاد ندارد و می توان اسلام گرا بود، اما شیفته قدرت نشد و در صورت خواست مردم، آن را به طیفی دیگر سپرد و در گردش آزاد و دموکراتیک احزاب شرکت کرد و برای فرصتی دیگر جهت خدمت منتظر ماند. تونس باز هم گامی پیش تر رفته و حالا دارد به مسئولان لیبی کمک می کند تا از بحران تعلیقی که در آن قرار دارند، خارج شوند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه که اصلاحاتی را کلید زده اند، با تغییر قانون اساسی آن را همراه کردند که این خود حکایت از تغییراتی ریشه ای دارد. قوانین اساسی دو کشور تونس و کردستان، از مترقی ترین قوانین است که می تواند الگویی برای کشورهای دیگر باشد. البته قانون اساسی مصوب مصر نیز بسیار مناسب است و به جز یکی دو بند آن بقیه مفید و قابل استفاده اند.

در زمینه اصلاحات، سودان یکی از جدی ترین و کامل ترین شکل اصلاحات را میان کشورهای منطقه در دستور کار گذاشته و تا حد زیادی عملی کرده است. زندانیان سیاسی مورد عفو عمومی قرار گرفته اند، اصلاحات اقتصادی در دستور کار است، گفتگو با مخالفان و حتی معارضان شروع شده و آشتی و وفاق ملی را نیز به عنوان هدف تعریف کرده اند. کشورهای اردن، الجزایر، مراکش و یمن که بدنبال اصلاحات رفته اند، می توانند از آن الگو بگیرند.

ترکیه یک آشتی ملی را در دستور کار گذاشته تا همه اقوام ترکیه، خود را از آن کشور ترکیه بدانند و کشوری تنها برای ترک ها که هویت سایر اقوام را کتمان کند و حتی با زور خواسته هایش را به آنان تحمیل کند، دیگر نمی خواهد باشد. کردهای ترکیه با آن که با انقلابی همچون کردهای سوریه مواجه نبوده اند، اما بسیار فعال و موثر ظاهر شدند و در عین حالی که در کسب کرسی های شهرداری مناطق کردنشین ترکیه موفق بودند، در کمک به خودمختاری های کرد سوریه نیز بسیار سهیم ظاهر شدند و به تلاش برای آشتی حزب دموکرات عراق با کانتون های کرد سوریه ادامه می دهند.

کلیه کشورهای حاشیه خلیج، بهبود زندگی مردم و افزایش در کم و کیف خدمات به مردم شان را تعقیب می کنند و مسئولان موظف شده اند که هر ماه گزارشی از پیشرفت کارشان ارائه کنند و اگر پیشرفت ها متقاعد کننده نباشند و گرنه عوض خواهند شد. در عربستان گام های کوچکی برای حقوق زنان برداشته شده است که باید با گام های بزرگتر تکمیل شود. این واقعاً مایه شرمساری است برای کشوری که خاستگاه پیامبری بوده که زنان را سرور (سیده) منزل توصیف می کند، زنان عملاً همچون نوکر و کلفت باشند و از بسیاری از حقوق انسانی شان محروم گردند، حتی حق رأی دادن. کلیه کشورهای پادشاهی مطلقه اگر می خواهند در آینده دوباره با مشکل مواجه نشوند باید یه سمت پادشاهی مشروطه حرکت کنند؛ قبل از این که دیر شود.

یمن با نظامی فدرال به سوی نگارش قانون اساسی اش پیش می رود و در آنجا با درایت هم از تجزیه و هم از تبدیل یمن به سوریه ای دیگر جلوگیری شد. فلسطین پس از سال ها مبارزه و مذاکره عاقبت رسماً صاحب کشور و دولتی از خود شده است و ضمن آزادی بسیاری از زندانیان فلسطینی در اسرائیل، هر روز با عضویت در نهاد بین المللی جدیدی در سازمان ملل بر ظرفیت های واقعی یک کشور برای دفاع از حقوق شهروندانش می افزاید. از فلسطین بزودی شاهد اخبار بسیار خوش دیگری نیز خواهیم بود. در الجزایر رئیس جمهور قول تغییر قانون اساسی و اصلاحاتی واقعی را داده است. کشورهایی که با مشکل بیکاری مواجه اند، باید راه های فعال سازی مشاغل کوچک و همین طور استفاده از مردم محلی در پروژه های مختلف دولتی و سازندگی را بیاموزند. در عمان تعداد زیادی از زندانیان سیاسی آزاد شده اند. آزادی و عفو زندانیان باید در دستور کار تمامی کشورهای منطقه قرار گیرد و بدانند که معترضان غیرمسلح خطری برای امنیت شان نیستند، که زنگ خطری هستند که به صدا درمی آیند تا مسئولان دریابند اگر تغییراتی جدی را در دستور کار نگذارند، چه بسا در آینده با انفجاری غافلگیر خواهند شد. مصر، عربستان و البته بحرین، آزادی زندانیان سیاسی را جدّی بگیرند.

در سوریه و عراق ما با قیام های مسلحانه مواجه ایم. سوریان به عنوان مقاوم ترین مردم بهار عربی به مبارزات شان ادامه می دهند. سوریه عملاً با سه حاکمیت مواجه است. دولت خودمختاری کرد، دولت موقت ائتلاف سوریه و دولت اسد. هر یک از آن ها علاوه بر خدماتی که به مردم می دهند و مایحتاج شان را تأمین می کنند، به جز دولت کرد، آن دو دیگر متأسفانه به جنگ و خونریزی نیز مشغول اند و البته رزمندگان سوریه تمایلشان را برای انتقال مسالمت آمیز قدرت با شرکت در ژنو۲ نشان دادند، اما اسد حاضر به ترک قدرت نیست و البته دارای آینده ای روشن نیز نیست و به سرنوشت صدام و قذافی دچار خواهد شد. رژیم های ایدئولوژیک همواره نشان داده اند که تنها با جنگ و خونریزی و ویرانی های بسیار کنار می روند و آن گاه است که می توان فهمید پایین کشیدن اخوان المسلمین از قدرت در مصر با اعتراضات مردمی و دخالت به موقع ارتش مصر چه اهمیتی داشته است و با اقداماتی به جا در سایر کشورها نیز خطر اخوانی ها از سر تمام خاورمیانه دفع شد. امید می رود که دادگاه های مصر با تخفیف مجازات های سنگین اخوانی ها، گامی برای مشروعیت خود و دولت مصر بردارند؛ چون ما از کسی انتقام نمی گیریم. سوریه به جوخه ای برای سپاهیان ایران، حزب الله لبنان و البته تروریست های اسلامی بدل شده است و چون گردابی آنان را از سراسر دنیا به آنجا می کشد و سپس غرق می سازد. آنان که برای دهه ها تقویت و تجهیز شده بودند، تا فتنه بزرگ “اتحاد جماهیر بربریت اسلامی” را در خاورمیانه رقم بزنند، اکنون به دست یکدیگر هلاک می شوند و نقشه های شان نیز با ایشان. اینک درگیری های مسلحانه به دیگر رژیم مزدور ایران، یعنی دولت مالکی نیز کشیده شده و ما با قیام مردمی و تغییراتی اساسی در آنجا مواجه خواهیم بود. شکست در سوریه و عراق تنها شکست رژیم های این دو کشور نیست، که شکست سیاست های رهبران بی سواد، فاسد و آدم کش ایران نیز هست که به نام دین جنایت می کنند و اینک نقاب از چهره شان در منطقه فرو افتاده است و ناباورانه شکست شان را با چشمان شان در بهار عربی دیدند و با سقوط رژیم های متحدشان نیز بیشتر می بینند.

مطلب قبلیدیدار دراویش با خانواده مصطفی عبدی
مطلب بعدیغلامحسین اسماعیلی راست می گوید یا مصطفی پورمحمدی؟
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.