تحلیلی بر انتخابات عراق؛ خوانش سناریوهای پیش رو در عراق

0
67

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

.

برای پیشبرد مبارزات مردمی علیه یک دیکتاتوری –همچون عراق، ضروری است تا سناریوهای دیکتاتور به درستی خوانده و تشخیص داده شود و عراق نمونه موردی مناسبی است.

رژیم ایران در عراق مرتکب همان اشتباهی شد که در سوریه. در هر دو مورد رژیم یک کشور را در ازای حفظ یکنفر از دست داد. فراموش نکنیم که رژیم های سو.ریه و عراق، کشورهایی بی طرف نبودند که پس از بهار عربی تعدادی از کشورهای رقیب یا حتی متخاصم در آنجا برای تصاحب قدرت با هم به درگیری یا جنگ نیابتی مشغول شده باشند، بلکه هر دو کشور از متحدان نزدیک ایران بودند که ایران هر دو کشور را داشت (و عربستان و سایر قدرت های منطقه ای چیزی از دست نمی دهند) و حالا برای حفظ اشخاصی مشخص در آنجا، هم بهار عربی را باخت، هم دارد عملاً به جای آمریکا و غرب با تروریست های اسلامگرا می جنگد و تلفات می دهد (به همین سبب آمریکا در سوریه اصلاً عجله ندارد) و هم به سبب هزینه های سنگین تداوم جنگ در سوریه و حفظ رژیم اسد، خود ناگزیر به تن دادن به هر خواسته غرب شده (در مسأله هسته ای و برای لغو تحریم هایی که زمانی آن را نعمت می خواند و می گفت برای تشدید تحریم ها باید دعا کرد)، و هم هر دو کشور عراق و سوریه را دارد از دست می دهد و هم اینک هر دو به ویرانه ای ورشکسته بدل شده اند و اگر به کشورهای متخاصم بر علیه سوریه و عراق می گفتید که سناریوهایی برای نابودی آن دو کشور بریزند، بی شک به این “کاملی” نمی توانستند کارشان را انجام دهند، چون با مقاوت هایی روبرو می شدند، اما حالا اصلاً نیازی به آن دشمن ندارند؛ چون مشاوری همچون ملاها و پاسداران ایران دارند که بدون مقاومت، همان سناریوهای ویرانی و قتل عام و سقوط رژیم ها را در عراق و سوریه عملی می سازند.

ملاها و پاسداران نادان ایران بدون این که متوجه وضعیت برآیند نیروها در عراق باشند، با تلاش برای حفظ مالکی به سمت یکی از بدترین سناریوها برای خودشان پیش رفتند. می پرسید چرا؟ دولت مالکی تقریباً همه جریانات سیاسی را بر علیه خود در عراق برانگیخته، حتی نزدیک ترین شیعیان به حزب اش را که پیوندهایی تاریخی با حزب مالکی داشتند. بهترین سناریو برای رژیم ایران در عراق این بود که شخصی دیگر به جای مالکی می گذاشت که شیعیان رویش اجماع داشته و سنی ها نسبت بدان حساسیت نداشته باشند و آن گاه با حفظ نهادهای امنیتی و شبه نظامی اش، هم همان سیطره را بر عراق حفظ می کرد، هم سایر احزاب شیعی عراق را که اینک بر علیه ایران شده اند برای خود نگه می داشت، و این بار با مشروعیت نزد اکثریت –مردم و جریان های سیاسی- هم کمک به اسد از طریق عراق و هم حاکمیت متحدش را در عراق حفظ می کرد. اما حالا رژیم ایران با تلاش برای حفظ مالکی به هر قیمتی –حتی تقلب در انتخابات- به سمت بدترین سناریو برای خودش پیش می رود؛ گرچه آن بهترین سناریو برای مردم عراق نیست، اما بهترین سناریو برای عشایر عراقی و مبارزانی است که “تنها راه ساقط کردن دست نشانده رژیم ملاها را در عراق، مبارزه مسلحانه می دانند”. چون سایر شیعیان همین حالا نه تنها علیه مالکی که علیه ایران با سنی ها تقریباً متحد شده اند، کردها در ضدیت با مالکی تنها در ازای گرفتن امتیازات بسیار حاضر به همکاری با مالکی هستند و این در حالی است که جنگ داخلی در عراق نیز چون سوریه شروع شده و بیش از چهار ماه است که دولت مالکی حاکمیت اش را بر استان استراتژیک الانبار از دست داده و شبه نظامیان عشایر و سنی های ناراضی هم استان را در کنترل گرفته اند و هم مدام قوی تر شده و به بغداد نزدیک تر می شوند و عملیات نظامی و چریکی به دیگر استان های عراق نیز کشیده شده است و انتخاب مالکی با تقلب منجر به این می شود که سنیان بیشتری از روند مشارکت در حکومت فاصله گرفته و به سنیانی به پیوندند که اسلحه علیه دست نشانده ملاها در دست می گیرند و قیام مسلحانه در عراق گسترش یابد.

رژیم ایران یک سناریوی دیگر را نیز در کنار سناریوی اول –یعنی حفظ مالکی ولو با تقلب- دیده که اتفاقاً این سناریو بهترین سناریو برای اوست. آن کسب اکثریت کرسی های مجلس توسط جریان شیعی حکیم است. این سناریو -که جریان های سنی عراقی بدون این که بدانند، سناریوی مطلوب برای آن ها نیست و همان طور که گفتم، بدون این که رژیم بداند بهترین گزینه برای ایران است. چون حساسیت از مالکی برداشته می شود و جریانات اصلی در عراق روی آن به اتفاق نظر می رسند و سنیان ناراضی در انزوا می افتند، اما همان اداره عملی کشور عراق توسط نهادهای امنیتی و سپاه قدس ایران تداوم می یابد و تنها نقاب روی صحنه رژیم ایران عوض می شود. سپاه قدس این سناریو را برای شرایطی دیده که حتی تقلب از کانال های مختلف در استان های مختلف به نفع مالکی باز نتواند او را دارای اکثریت قوی برای تشکیل دولت کند. واقعیت این است که این سناریو اگر بدون تقلب در انتخابات صورت می گرفت می توانست برای رژیم ایران بسیار مفید واقع شود، اما حالا رژیم ایران با تقلب انتخاباتی از کانال های مختلف –اخراج ناظران هنگان شمارش آرا، ربودن تعدادی از صندوق های رأی توسط سوات و رأی گیری از طریق ترساندن ارتشیان و کارمندان دولت و اعلام دیرهنگام نتیجه انتخابات– همان مشروعیتی را که جریان حکیم می توانست کسب کند، عملاً از او سلب کرده، چون حالا نتیجه انتخابات کلاً زیر سوال می رود.

راهکارهای رژیم ایران پس از شوک و بحرانی که از اعلان سریع نتایج تقلبی انتخابات در سال ۱۳۸۸ در ایران داشت، موجب شد تا در عراق با اعلام تدریجی و دیر هنگام انتخابات، جوّی که در دوران انتخابات ایجاد می شود، آرام بگیرد و یک ماه بعد که آب ها از آسیاب افتاد، اعلام نتایج دور از انتظار برای مردم، موجب نشود تا معترضان به خیابان بریزند. این نیز خود گواهی دیگر مبنی بر اراده ای پشت تقلب انتخاباتی در عراق است. از سویی دیگر، جریانان های عراقی مخالف دولت مالکی و دخالت ایران در عراق بسیار ضعیف و منفعل عمل کرده و می کنند یا حتی اساساً کاری نمی کنند و تو گویی منتظر یک معجره نشسته اند تا دولتی که از آن جز دروغ و تقلب و باندبازی چیزی ندیده اند، ناگهان به صراط مستقیم برگردد و نتایج انتخابات بدون دخل و تصرف اعلام شود! با اولین نشانه های تقلب در انتخابات باید طرفدارانشان به خیابان می ریختند، اما حالا وقتی حامیان شان می بینند که سیاستمداران شان تا این حد منفعل و ناتوان هستند که حتی یک اعتراض خیابانی نمی توانند راه بیاندازند، چطور فردا می خواهند مملکت را اداره کنند و حکومت را از دست رژیمی پس بگیرند که مزدوران امنیتی شان در تمام ارکان حکومتی نفوذ کرده اند؟

برخلاف سیاستمداران اپوزیسیون عراقی، قیام کنندگان عراقی در روزهای جمعه و همین طور عشایر عراقی کاملاً هوشیار نشان دادند و به قیام و مبارزات شان ادامه می دهند. عشایر تاکنون بسیار بیش از انتظار ظاهر شدند و با حمله به پادگان ها و مراکز نظامی، پیروزی های چشمگیری بدست آوردند و عملاً دست مالکی را از بخش هایی از عراق کوتاه نموده اند. همین حملات به مراکز نظامی باید تداوم یابد و حمله به مراکز امنیتی رژیم نیز بدان افزوده شود. تلفات مراکز امنیتی بسیار بیشتر از مراکز نظامی خواهد بود، چون از سلاح هایی چون ارتش برخوردار نیستند و درضمن، مزدوران حقیقی رژیم اند، اما همچنان که دیدید، بسیار از نظامیان از دولت مالکی ناراضی هستند و برخی از آنان فرار می کنند و برخی به شما می پیوندند. تنها برای حمله به مراکز امنیتی باز تأکید می کنم که نباید بمب گذاری در بیرون از ساختمان و جایی که ارباب رجوع و عابران هستند، صورت گیرد و باید دقیقاً معطوف تنها به مزدوران این سازمان ها باشد و گرنه عملیات انجام نشود. شناسایی مکفی و از قبل برای موفقیت در حمله به این مراکز بسیار مهم است.

مطلب قبلیکریستوفر پلامر با فیلم جدید اتوم اگویان به جشنواره کن می‌رود
مطلب بعدی“فونیکس” به فیلم “وودی آلن” دعوت شد
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.