تحلیلی بر انتخابات شهرداری های ترکیه؛ پیروزی که می تواند فریبنده باشد!

0
71

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

حزب عدالت و توسعه ترکیه با از دست دادن بیش از ۱۵ درصد از محبوبیت گذشته اش به نسبت زمان اوج محبوبیت اش و کاهش نسبی آرایش نسبت به انتخابات پارلمانی گذشته، پیروز انتخابات شهرداری ها اعلام شد؛ گرچه از انتخابات شهرداری های پیشین در پنج سال قبل، آرای بیشتری کسب کرد، اما به سبب قرار گرفتن آن در پیش از تحولات عظیم پس از بهار عربی، آن معیاری مناسب و گویا نیست. برخلاف ادعای معاون نخست وزیر ترکیه در ۴۸ ساعت پیش از انتخابات که مدعی شده بود، نظرسنجی ها نشان می دهند تنها ۲ درصد نسبت به گذشته محبوبیت شان کمتر شده، نتایج انتخابات چیز دیگری می گویند. این در حالی است که توجه کنیم آخرین آمارها پیرامون میزان محبوبیت حزب حاکم، نه نتایج آخرین انتخابات، که نتایج نظرسنجی ها پس از اصلاحات اخیر دولت و پیش از افشای فسادهای مالی اخیر بود که ارقامی بالای ۶۰ درصد را نشان می دادند. واقعیت نیز این است با توجه به ادعاهای دولت ترکیه که باند گولن را بسیار ذی نفوذ و گسترده توصیف می کند، منطقی نیز نبود که پس از تقابل شان با دولت میزان کاهش محبوبیت حزب عدالت و توسعه تنها ۲ درصد باشد. اما چرا نتیجه انتخابات اخیر ترکیه با آخرین نظرسنجی های سازمان های اطلاعاتی این کشور تفاوت محسوسی داشت؟ و بیش از ۱۲ درصد تفاوت را نشان می دهد؟ اولین پاسخ این است که نهادهای امنیتی، مرجع مناسبی برای نظرسنجی و افکارسنجی نیستند؛ به خصوص در کشورهای جهان سوم که مردم در مقابل پرسش های رسمی و حکومتی، از ترس، نظرات واقعی شان را انعکاس نمی دهند. این در حالی است که تازه نتایج انتخابات شهرداری های اخیر که محبوبیت حدود ۴۵ درصدی حزب حاکم را نشان می دهد، اگر آمارهای واقعی کمتر از این می بود، فاصله بین نظرسنجی ها با نتایج شمارش آرای انتخابات از این هم فاحش تر می شد.

با این همه، نباید فراموش کنیم که با وجود رسوایی های اخیر فساد مالی در دولت ترکیه و بحران های پی در پی، میزان محبوبیت حزب عدالت و توسعه به طرز چشمگیری از انتظارات بیشتر شد! البته امیدوارم گزارشاتی که از برخی مناطق کردنشین پیرامون تقلب در بعضی از صندوق های انتخاباتی انتشار یافته، موردی بوده و سیستماتیک و وسیع نبوده باشد. مشارکت ۸۷ درصدی که برای انتخابات اعلام شده، بسیار بالاست! و با جمعیتی که ترکیه دارد، باید تقریباً خیابان های تمام شهرهای ترکیه جا برای سوزن انداختن نمی داشت! اگر این موارد را نادیده بگیریم، برای تشریح علل اصلی پیروزی نسبی حزب حاکم باید بگویم که تأثیر آبادانی و سازندگی در بخش های محروم و آناتولی ترکیه (شرقی و مرکزی) به خصوص توسط شهرداری های حزب عدالت و توسعه در گذشته در زندگی ملموس مردم آنقدر بود که چند فساد در رأس هرم قدرت، چندان برایشان مهم نباشد؛ گرچه پیروزی در استانبول و آنکارا غافلگیر کننده بود. نکته دیگر؛ عدم شکست سخت حزب حاکم، تنها به سبب محبوبیت اش نیست، بلکه به این سبب است که حزب آلترناتیو و مناسب تری در حال حاضر در ترکیه وجود ندارد که هم طیف معترضان وضع موجود را به خود جلب کند و هم طیف مرددان و اکثریت خاموش به عنوان جایگزین تمایل پیدا کنند تا بدان رأی دهند. دو حزب ملی گرای موجود علاوه بر عدم پیشینه مطلوب شان، همه اقوام و اقلیت های بزرگ کشور را نمایندگی نمی کنند و تنها ترک ها و به خصوص ملی گرایان ترک را جذب می کنند و بقیه را حتی دفع می کنند. احزاب کردی نیز حداکثر تنها قادر به جذب آرای کردها هستند. درست است که نخست وزیر ترکیه در این اواخر آن درایتی را از خود نشان نداده که لازمه جذب افکار طبقه متوسط و روشنفکران باشد، اما احزاب موجود دیگر حتی دورنمای خطرناک تری را نشان می دهند و با قدرت یافتن احزاب ملی گرای ترک، نه تنها مذاکرات صلح با کردها متوقف و درگیری های چریکی در مناطق کردنشین دوباره آغاز می شود، که حتی تبعیض های قومی و مذهبی تداوم می یابد. و بیشترین آرای حزب عدالت و توسعه نیز از همین مناطق شرقی و مرکزی کشور بوده است. فراموش نکنیم که حزب عدالت و توسعه پس از آتاتورک، تنها حزبی بوده که اصلاحاتی را برای رفع تبعیض نسبت به اقوام و اقلیت ها، به خصوص کردها و علوی ها و سریانی ها شروع کرده است و در آخرین موردش هم تعداد زیادی از متهمان به کودتا را آزاد ساخته و هم تعداد زیادی از نمایندگان و روزنامه نگران کرد زندانی را.

با این وجود، برخلاف آنچه اردوغان و رسانه ها خواستند از انتخابات شهرداری ها نتیجه بگیرند و آن را آزمونی برای محک افکار عمومی نسبت به اردوغان و درگیری هایش با گولن جلوه دهند، خروجی حاصل چیز دیگری را نشان می دهد و گذشته از کاهش محبوبیت حزب عدالت و توسعه، آن هم با وجود شروع اصلاحات در کشور و گفتگوهای صلح با پ. کا. کا. آرای کنونی به “عملکرد شهرداری های حزب عدالت و توسعه” و میزان موفقیت شان در مدیریت محلی برمی گردد، نه محبوبیت اردوغان؛ چون این انتخابات ریاست جمهوری نبوده است و مردم انتظاراتی که از این دو انتخابات متفاوت دارند، با هم بسیار فرق می کند. به بیان واضح تر، مردم محلی درحقیقت به “برنامه های شهرداران” حزب عدالت و توسعه در چند سال گذشته در روستاها و شهرها رأی مثبت دادند. گذشته از همه، در همین ۱۵ روز اخیر، وقایع پیش آمده در تغییرات آرای رأی دهندگان مردد بسیار موثر بود. در همین دو هفته، محکومان پرونده معروف کودتا از زندان آزاد شدند و همین طور نمایندگان و روزنامه نگاران کرد که تنها موج نخست آزادی ها بودند، که اگر در رسانه های جهانی انعکاس وسیعی نداشت، اما در درون ترکیه بسیار تأثیر مثبت داشت و این بسیار بر محبوبیت حزب عدالت و توسعه افزود، اما بستن توئیتر و یوتیوب برعکس از میزان محبوبیت دولت به خصوص نزد طبقه متوسط و روشنفکران کاست و بماند که رئیس جمهور ترکیه در اقدامی مدبرانه با مخالفت با بستن این سایت ها، به افکار عمومی نشان داد که آن بیش از این که از دیدگاه حزب عدالت و توسعه ناشی شود، به تصمیمات شخص اردوغان و دیدگاه های وی برمی گردد.

کردهای ترکیه بزرگترین پیروز انتخابات اخیر بودند و سه شهرداری بزرگ را در کنار شهرها و شهرستان های مناطق کردنشین بردند و با وجود موضع گیری های ناشیانه گذشته شان بر علیه حزب عدالت و توسعه، پیروزی آن حزب در شهرداری ها مکمل افزایش تعداد شهرداری های برنده شده احزاب کرد است و حتی مهمتر از پیروزی خود احزاب کرد؛ چون در صورت پیروزی هر حزبی به جز حزب حاکم، مذاکرات صلح متوقف می شد و درگیری ها شروع می گشت و روز از نو و روزی از نو. در حالی که اکنون مذاکرات با دولت ادامه می یابد، اصلاحات گسترش پیدا می کند و زندانیان و محکومان کرد بیشتری نیز آزاد می شوند. اگر کردها مدعی هستند که اردوغان عملاً انعطاف چندانی نشان نداده و پیشرفت اندک بوده و بیشتر وعده های نسیه داده شده است، آن تنها پیش از آزادی زندانیان کرد در دو هفته اخیر صادق بود، اما حالا دولت به وعده هایش عمل کرده و با فشار مضاعفی که به دادگستری آورد موجب شد حتی پس از مخالفت اولیه قضات پرونده کردها با آزادی زندانیان کرد، بسیاری از آنان آزاد شوند. درضمن، نتایج انتخبات برای کردها نشان می دهد که احزاب دست چپی کرد در ترکیه برای جذب آرای کردها بیش از این از ظرفیت برخوردار نیستند و کردها نیاز به احزاب دست راستی قوی نیز دارند تا طیفی دیگر از کردها را به خود جذب کنند؛ به خصوص احزابی با تمایلات مذهبی میانه رو که خیلی از مذهبی های سنتی کرد را به خود متمایل سازند و جذب کنند و برای وعده های خود، برنامه های مشخص داشته باشند.

در کنار تمام این شرایط، یک واقعیت پنهان پشت آمار کنونی انتخابات اخیر ترکیه خفته است که بی توجهی حزب عدالت و توسعه و به خصوص اردوغان به آن می تواند منجر به افتادن در تله ای هولناک و غیرقابل انتظار باشد. گاه در یک کشور، حزبی با اکثریتی ضعیف به پیروزی می رسد، ولی بحرانی آن را تهدید نمی کند و حتی از اقتدار برخوردار است. چون اکثریت خاموش –که رأی نداده اند، یا بی تفاوت اند و یا از عدم رضایت چندانی رنج نمی برند که انتخبات را برای خود گشایشی ببینند و احزاب شکست خورده نیز در حال جنگ با حزب حاکم نیستند. در چنین انتخاباتی- ولو با پیروزی ضعیف حزب حاکم، اقتدار سیاسی حکومت بالاست و بحرانی جامعه و کشور را تهدید نمی کند و به همین سبب از اعتراضات و تظاهرات عمومی اقلیت بازنده در انتخابات در خیابان ها و اماکن عمومی خبری نیست. اما گاه، حزب حاکم با اکثریتی حتی قوی تر انتخبات را می برد، اما اکثریت خاموش چنان نگران است و نتایج را بر علیه خود می بیند که با یک جرقه ممکن است به خیابان بریزد و اقلیت شکست خورده هر آن بدنبال فرصتی است تا شلوغ کند و بخش بزرگی از جامعه با یک جرقه در خیابان ها منفجر می شوند و نوع رابطه حزب حاکم با احزاب دیگر نیز پرتنش و توأم با درگیری مداوم است. آن گاه باید آینده پرآشوب و بحرانی برای چنین جامعه و کشوری پیش بینی کرد و حزب عدالت و توسعه با رهبری اردوغان اینک دقیقاً در این شرایط بحرانی است و حداقل اردوغان اصلاً متوجه آن نیست! اردوغان برای دفاع از اتهاماتی که در این چند ماه اخیر بر علیه او زده شده به سخنرانی های تند دست زده تا افکار عمومی را متقاعد کند که توطئه ای علیه وی در جریان است. چنان که نتایج انتخابات نیز نشان می دهد، تا حدی موفق نیز شده که حداقل طبقات پایین جامعه را نسبت بدان متقاعد سازد، اما همزمان همین جو دشمن پروری، جامعه ترکیه را قطبی کرده است که آماده یک جرقه برای درگیری و حتی انفجار است. در صورتی که برای انتخابات ریاست جمهوری، حزب عدالت و توسعه بخواهد اردوغان را معرفی کند، به سبب حساسیت نسبت به شخص وی، تنش های سیاسی و درگیری های خیابانی بیشتر نیز می شود و چه بسا به پشیمانی منجر شود که حتی عقب نشینی آن زمان حزب حاکم، دیگر کمکی به فرو نشاندن اعتراضات خیابانی و اعتصابات عمومی نکند. همین حالا به وضعیت ونزوئلا نگاه کنید. حزب حاکم واقعاً در انتخاباتی سالم با اکثریت آراء پیروز شده است و هم اکنون نیز که اعتراضات گسترده خیابانی اوج گرفته، هنوز طرفدارانش از اکثریت برخوردارند، اما به سبب روحیات انقلابی و موضع گیری های تند، که تنها طیفی از مردم ونزوئلا را جذب می سازد و طیفی را دفع می کند، خیابان های ونزوئلا شلوغ و کشور در بحران به سر می برد. جانشین چاوز توانسته بیشتر طبقات پایین جامعه را به خود جذب کند و همزمان طبقات متوسط به بالا را به شدت “دفع کند”. اما هیچ دولتی نماینده تنها حزب خود یا رأی دهندگان به نفع خود نیست، بلکه حزب برنده انتخابات از لحظه ای که تشکیل دولت داد، دولت همه مردم کشورش است و اگر حتی نتوانست رضایت نسبی شان را جلب کند، نباید تضادش با آنان به حدی باشد که مخالفانش را به اعتراضات دامنه دار خیابانی بکشاند. دولت ترکیه و حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان، بدون این که متوجه باشد، شرایط مشابهی را حاکم کرده و کشور ترکیه را آبستن خطر بحرانی حتی شدیدتر از ونزوئلا ساخته است؛ آن هم در شرایط حساس منطقه ای که چنین رفتار سیاسی توسط هر سیاستمداری مثل راه رفتن با خیال آسوده از روی میدان مین است! در حالی که همین حزب از ظرفیت آن برخوردار است که با رو کردن اشخاص دیگر، به خصوص وقتی شخص خوش فکر و محبوبی چون عبدالله گل دارد، که به راحتی می تواند از پس بحران مذکور برآید و با رو کردن وی و با تصمیمات متعادل و پخته او همچون گذشته، هم اصلاحات و گفتگوهای صلح جریان یافته و هم رضایت نسبی عمومی و آشتی ملی تحقق یابد و روند توسعه اقتصادی با رفع تبعیض های اجتماعی و تاریخی تداوم یابد. اردوغان نیز می تواند با رفتن در پشت صحنه حزب، موضوعاتی را که به آن “علاقه مند” است، دنبال کند؛ چون به نظر می رسد که اردوغان و مشاورانش بیشتر به مسائلی علاقه مندند که تنها طیفی از مذهبیون و سنتی های ترکیه بدان مشتاق اند و نه خواسته های همگان. واقعیت آن است که این تصور غلطی است که اکثراً فکر می کنند تنها با قرار گرفتن در رأس هرم قدرت است که بیشترین تأثیر گذاری مثبت را می توانند داشته باشند، در حالی که عمدتاً کسانی که در جای درستی قرار گرفته باشند (تطابق تخصص با شغل)، از کارایی بیشتری برخوردارند.

علاوه بر این ها، تصمیماتی چون فیلتر کردن توئیتر و یوتیوب که در سطح جهانی انعکاس بسیار منفی دارد و تنها چند کشور با حکومت بسیار دیکتاتور در دنیا هستند که این محدویدت ها را برای مردمشان اعمال می کنند و چنین تصمیماتی از طرف دولت ترکیه تنها موجب می شود که هم پرونده ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا مسکوت بماند و هم عدم موفقیت دیگری برای یک دولت اسلام گرای دیگر در منطقه نسبت به آشتی دادن دموکراسی و اسلام را رقم بزند. عجیب تر این که، تخلفی هم که صورت گرفته اصلاً به شبکه های اجتماعی توئیتر و یوتیوب مربوط نبوده که بخواهند محدود یا مسدود شوند. تخلف در شنود جلسات محرمانه دولتی بوده و جلوی شنود و درز آن جلسات را باید گرفت و شبکه های اجتماعی در این زمینه کاملا خنثی هستند و هر چه که در آن ها بارگذاری شود، ارائه می دهند. هم چنان که نوار شنودی که در یک ضبط صوت بگذارند، محتوای نوار را پخش می کند و اگر نوار به شکلی غیرقانونی در جلسه ای محرمانه پر شده، باید جلوی آن را گرفت و شکستن ضبط صوت یا ممنوعیت کلیه ضبط صوت ها مضحک خواهد بود؛ آن هم در قرن بیست و یکم و در جوامع مدرن امروزی که وضعیت چنین شبکه هایی، خود معیاری برای سنجش میزان آزادی و دموکراسی در هر کشوری است.

مطلب قبلیعزل رهبر فرع است، اصل را دریابید!
مطلب بعدیخادم کلیسا امین خاکی در سلولهای انفرادی تحت فشارها و اذیت وآزارهای بازجویان وزارت اطلاعات
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.