تحلیلی از توافق ژنو تا مذاکرات ژنو ۲؛ از کیش تا آچمز خاورمیانه

0
46

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

پس از کیش تندروها در مذاکرات ژنو، حالا بازیگران همچنان که پیش بینی می شد، به سوی آچمز پیش می روند. چون برآیند نیروهای متعارض حاضر امکان انعطاف بیشتری را از هیچ کدام از چند طرف نشان نمی دهد. درجه آزادی بازیگرانی که توان انعطاف بیشتری داشتند، بیش از این نیست و واقعیت آن است که همان توافق اخیر نیز بسیار حرفه ای و حتی هنرمندانه صورت گرفت و اگر به هزار تیم مذاکره، شرایط مذاکرات ژنو را می دادید، شاید یک یا دو تیم توان آن را داشت که توافقی از آن بیرون آورد، اما تیم های مذاکرات اخیر ژنو با ظرافت و حساب شده از آن توافقی بیرون کشیدند؛ این که روی خطوط قرمز متقاطع دو طرف، طوری حرکت کنند که هر طرف برداشت خودش را از آن داشته باشد و آن را مغایر با خطوط قرمزش نیابد. توافقی که نفس آن برای هر دو طرف میانه روی مذاکرات ضروری بود. نخست برای میانه روهای ایران، چون تندروها می خواستند وانمود کنند که مشکل از تیم مذاکرات ما نیست و وضعیت وخیم کشور حاصل سیاست های غلط شان در ۸ سال گذشته نبوده و حتی اگر تیم نیز عوض شود، توافقی حاصل نمی شود. اما این توافق اخیر آنان را از این سلاح، خلع سلاح کرد و ثابت کرد که کار شدنی است، اگر واقعاً خواهان اش هستیم و از خشک ذهنی ها و لج بازی های کودکانه فراتر رویم. مهمتر از آن، بالاترین رهبران روی صحنه ایران، عادت داشته و دارند تا کارها دقیقاً مطابق میل شان پیش رود، اما مسئولیت آن را نپذیرند چه رسد تاوان ها و تبعات آن و این روال شان بوده که خواسته های خام شان را در زمانی با اصرار به دیگران تحمیل کرده اند، اما وقتی فاجعه به بار آمده، مدعی شدند که آنان از اول مخالف آن بودند و به ایشان تحمیل شد! نمونه بارزش حمایت همه جانبه از تیم مذکرات در دوره اصلاحات و توافقات حاصله شان بود، اما در دوره تندروهای دولت بعدی با قیافه حق به جانب مدعی شدند که مخالف بودند و حتی برخی از سخنان شان را نیز که خودشان نمی خواستند بیان کنند، اطرافیان شان با تقسیم وظایف بیان می کردند. اینان می خواستند که پس از بن بست مذاکرات، آن همک بر اثر شروط غیرقابل انعطاف خودشان، روضه های تهوع آور و ایدئولوژی زده همین ۳۴ سال شان را تکرار کنند و بر کرسی نشانند و از بابت تحریم هایی که همگان ایشان را مسئول می دادند، از خود رفع اتهام کنند، که توافق ژنو از این نظر خلع سلاح و رسوای شان کرد. حالا تیم میانه روها که حمایت بزرگی از مردم را در انتخابات با خود دارد، ثابت کرده که توافق شدنی است و مواضع خشک و افکار خشک تندروهاست که مانع توافق و لغو تحریم هاست، حتی اگر جلوی افکار عمومی به صراحت آن را بیان نکند. تیم قبلی مذاکره کننده ایران که اصلاً مذاکره بلند نبود؛ چون مذاکره یعنی دیالوگ و وقتی شما در نشستی حاضر شدید و با منولوگ حرف های همواره خود را تکرار کردید، یعنی مذاکره ای صورت نگرفته و باید یک دوره آموزشی و تخصصی مذاکره برای تان بگذارند تا یاد بگیرید گفتگو یعنی چه. این نوع منولوگ نزد روضه خوان ها متداول است که هزار و چهار صد سال بالای منبر می روند و با یک منولوگ تکراری از مجلس بیرون می آیند و خیال می کنند که ادای وظیفه نیز کرده اند. از آن سوی، تیم دولت اوباما که با ادعای امکان رسیدن به توافق با ایران بدون توسل به جنگ بود و با همین شعار در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شده بود، ثابت کرد که اجتناب از جنگ به طرقی شدنی است و توافق ژنو یکی از آن راه هاست. مهمتر از همه، این توافق حرکت شتاب گیرنده به سوی جنگ را مانع شد و به خصوص که اسرائیل مصر بوده و هست تا آمریکا را برای جنگ با ایران جلو بفرستد و حالا حتی اگر حمله ای می خواست صورت بگیرد، اگر اسرائیل خیلی مصر بوده و هست، خودش باید زحمت اش را بکشد. چون اسرائیل ثابت کرده هر موقع به خواهد به سبب اشراف امنیتی ای که در ایران دارد، بدون نیاز به قوای نظامی می تواند حساس ترین و امنیتی ترین مناطق نظامی و هسته ای و موشکی ایران را چنان بی نقص دود کند و بفرستد هوا که هیچ ردی نیز باقی نگذارد و تنها با دستور مقامات اسرائیلی ادامه عملیات متوقف شده است! اما چرا؟ پرسش خوبی است؛ چون اسرائیل نه بدنبال توقف برنامه هسته ای ایران که بدنبال جنگی منطقه ای و ویرانگر است که برنامه هسته ای ایران تنها بهانه آغاز چنین جنگی است.

اما آیا کار ایران تمام شده است؟ هرگز؛ آن تازه آغاز شده است. نخست این که توافق زماندار است. یعنی شش ماه باید صبر کرد؟ برای برآورد رسیدن به توافق نهایی، صبر تا شش ماه نیاز نیست و از همین حالا می توان دورنمایش را دید. از سخنان حتی مقامات میانه روی ایران پیداست که آنان نه تنها نمی خواهند غنی سازی را متوقف کنند که حتی نمی توانند و کری-اوباما نیز با فشار و شروطی که اسرائیل و لابی آن در آمریکا می آورد، هیچ عقب نشینی نمی توانند بکنند. دست مقامات ایران نیز لو رفته و معلوم شده که آنان در مذاکرات تنها بدنبال “مانور” هستند و نه انعطاف؛ یعنی به جای انعطاف قرار است با بازار گرمی، عملاً “وانمود به انعطاف” کنند و تنها مانور دهند. پس یعنی نیاز نیست تا شش ماه به ایران وقت بیشتر بدهیم و از همین حالا باید فشار را افزایش داد و ایران در عمل ثابت کرده که برای هر گونه انعطاف تنها زبان زور را می فهمد و آن هم زوری که حسابی پُرزور باشد. این همان علت و سخنی است که سنا به اوباما فشار می آورد تا تحریم ها را کلید زند. چون از آن سوی همین حالا ایران در سوریه زمین گیر شده و یکی از علل تن دادن به توافق ژنو همین است و برداشتن این فشار، یعنی ایران در مذاکرات ژنو۲ نیز برای تغییر اسد انعطاف نشان نخواهد داد و این چیزی است که از هم اینک می توان چشم اندازش را دید.

واقعیت آن است که رهبران روی صحنه ایران اساساً تمایلی به توافق روی صحنه با آمریکا و قدرت های بزرگ ندارند و تنها می خواهند به “ساخت و پاخت” در پشت صحنه با آنان دست یابند تا هم عوام فریبی دشمن ستیزی شان لو نرود و هم مردم از حقوقی که فروخته اند، مطلع نشوند و در مقابل آمریکا نیز به ایشان گیر ندهد و به همین سبب می گویند که آمریکا قابل اطمینان نیست. یعنی قابل اطمینان نیست که پس از ساخت و پاخت پشت صحنه پیرامون یکی و دو مورد (مثل مسئله هسته ای)، در سایر موارد (مثل حقوق بشر و شیطنت های منطقه ای ایران) کاری به کارشان نداشته باشد. اما روش آمریکا برخلاف دیگر ابرقدرت ها یا قدرت های جهانی این نیست و بازپرسی مداوم حتی از متحدان شان نیز می کنند چه رسد غیرمتحدان و تنها میزان و ابعادش متفاوت است. ایران مدتی است که دو قرارداد ترکمانچای گونه با روسیه و چین امضاء کرده که به آنان اجازه می دهد تا حتی به اسم به خطر افتادن منافع شان (!) بتوانند در سواحل شمالی و جنوبی نفتی ایران نیرو نظامی پیاده کنند. آن را رسانه ای نکرده و از مردم پناه نگه می دارد. رژیم ایران بدنبال از این دست ساخت و پاخت ها و فروختن حقوق ملی است و نه توافق رسمی که مردم از مفادش آگاه باشند.

این را هم نباید فراموش کنیم، دولت اوباما مایل نیست تا ماه عسل ارتباط اش با ایران این همه کوتاه باشد و می خواهد کانال ارتباطی اش برقرار باشد. بنابراین، آن اوباما را به سوی وتوی مصوبه سنا برای تحریم بیشتر ایران می کشد. وتویی که برای عدم تصویب دوباره آن به زورآزمایی آرای نمایندگان نیز بستگی خواهد داشت. مشکل بزرگ اوباما و دولت آمریکا این است که آیا آنان می توانند مسئولیت عدم توافق نهایی با ایران را برعهده گیرند؟ مسلماً نه. به همین سبب، حالا هم کری و هم اوباما متفق القول شده اند که تنها احتمال آن وجود دارد و کری احتمال آن را اندک و اوباما ۵۰-۵۰ ذکر می کند. ولی یک معذرت خواهی نمی تواند جوابی باشد که کنگره و سنا و لابی اسرائیل بدنبال اش هستند. به خصوص که اوباما اخیراً قابلیت بسیاری از خود نشان داده که متحدان دیرینه اش در خاورمیانه را ناامید کند و مسأله سوریه یکی از آن هاست. این یعنی، تحریم های بیشتر در راه است و در سوریه آچمز شرایط به ضرر ایران و متحدان اش و هزینه های بیشترشان ادامه خواهد داشت. به نظر نمی رسد که آمریکا به توقف سریع جنگ در سوریه هیچ علاقه ای داشته باشد؛ لااقل وقتی هم تروریست ها و هم پاسداران و حزب الله مدام در حال کشتار و تضعیف یکدیگرند و از این روی آمریکا هیچ عجله ای نیز برای توقف اش ندارد و با افزایش کمک های انسان دوستانه به مردم سوریه نیز برای خود رفع عذاب وجدان می کند! اما آیا قفل این آچمز در ایران و سوریه نمی تواند شکسته شود؟

واقعیت این است که حتی اگر دولت آمریکا بتواند کنگره و سنا را متقاعد یا مجبور کند که شش ماه صبر کنند، نتیجه آن یکسان است و ایران با این “افکار حاکم” و “کلیشه های ذهنی” بیش از این انعطاف نشان نخواهد داد و غنی سازی را متوقف نخواهد ساخت و بنابراین، تحریم های بیشتر باز پس از شش ماه کلید می خورد و توافق اخیر نمی تواند اقتصاد ایران را از بحرانی که در آن افتاده نجات دهد. اما مسأله این است که با همین توافق اخیر ژنو، اوباما می تواند در مقابل فشار اسرائیل برای حمله به ایران مقاومت کند یا خیر! و اگر نتوانست تا کی می تواند آن را به امید اثرگذاری تحریم های بیشتر به تأخیر اندازد!!

مطلب قبلیباز هم یک اتوبوس اسکانیا آتش گرفت
مطلب بعدیتا پایه و پیرامون هرم را نلرزانیم، رأس هرم سقوط نخواهد کرد!
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.