بنابه گزارشات رسیده صبح امروز خانواده های زندانی عقیدتی اهل تسنن که عزیزان آنها در زندان قزل حصار و گوهردشت کرج در آستانه اعدام قرار دارند مقابل دفتر قوه قضاییه دست به تحصن زدند.

روز یکشنبه ۳۱ شهریور ماه از حوالی ساعت ۰۸:۰۰ صبح ده ها نفر از خانواده های زندانی عقیدتی اهل تسنن که بیش از ۲۰ نفر از عزیزان آنها محکوم به اعدام هستند و در انتظاراجرای حکم اعدام بسر می بردند و ۴ نفر از این جوانان در زندان قزل حصار حکم اعدام آنها در آستانه ابه اجرا در آمدن است مقابل دفتر رئیس قوه قضاییه ولی فقیه تجمع و تحصن کردند .

تمامی خانواده ها از کردستان ایران به تهران آمده بودند که در بین آنها مادران و پدران مسن و کودکان شیرخوار دیده می شد و تعداد آنها به ده ها نفر می رسید.

حوالی ساعت ۰۹:۰۰ صبح نیروهای سرکوبگر گارد ویژه و نیرو انتظامی ولی فقیه آنها را به محاصره خود در آوردند و با رفتارهای وحشیانه و تهدید سعی داشت آنها را پراکنده نماید. اما خانواده ها در مقابل وحشیگری آنها مقاومت کردند و حاضر به ترک محل تا زمانی که به خواسته های خود نرسند نشدند. نیروهای سرکوبگر مانع پیوستن مردم و جوانان به آنها میشدند و همچنین مانع گرفتن فیلم و عکس از وحشیگری آنها می شدند.

نیروهای سرکوبگر گارد ویژه و نیروی انتظامی پس از اینکه موفق به پراکنده کردن آنها نشدند مایوسانه کنار ایستادن و نظارگر حرکتهای اعتراض خانواده ها بودند . پس از مدتی یکی از نماینده های دادستانی کل که ریاست آن را  محسنی اژه ای به عهده دارد نزد خانواده آمد و با آنها به مذاکره پرداخت و قول داد که تا روز یکشنبه آینده به خواسته های آنها رسیدگی خواهد کرد.خانواده ها به نماینده محسنی اژه ای تاکید کردند که اگر روز یکشنبه به خواسته های آنها رسیدگی نشود به اعتراضات وتحصن های خود در تهران و کردستان با شدت بیشتری ادامه خواهند داد.

201211616244718959070554751

خانواده ها حوالی ساعت ۱۲:۰۰ موقتا به تحصن خود پایان دادند. خانواده ها زندانیان عقیدتی اهل سنت که فرزندان آنها تنها به خاطر اعتقادات مذهبی اهل سنت در آستانه اعدام قرار دارند. خواسته های خود را به قرار زیر اعلام کردند:

۱ـ لغو حکم اعدام تمامی زندانیان عقیدتی اهل سنت در ایران

۲ـ آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی آنها در زندانهای قزل حصار ، گوهردشت کرج و سایر زندانهای ایران

 به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، از تحصن به حق خانواده های زندانی عقیدتی اهل سنت حمایت می کند و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۳۱ شهریور ۱۳۹۲ برابر با ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۳

مقاله قبلیزندانیان سیاسی پخش اعترافات تلویزیونی و مستند سازی نفرت آور علیه اپوزسیون ایران را محکوم می کند
مقاله بعدیتازه‌ترین فتوای آیت‌الله علی سیستانی منتشر شد: ختنه دختران و زنان حرام نیست
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.