زندانی عقیدتی آقای کاظمینی بروجردی در سلولی مرطوب نگهداری می شود و به دلیل کمبود وسایل گرمایشی در فصل سرما تحت فشارهای غیر انسانی قرار دارد.از طرفی دیگر آب حمام بند روحانیت زندان اوین سرد است و در وضعیت جوی بسیار سرد موجود عملا امکان استحمام از آنها سلب شده است.

رژیم ولی فقیه  علی خامنه ای جنایتکار علیه بشریت و جنایتکار جنگی برای تحت فشار قرار دادن زندانیان عقیدتی و سیاسی از هر وسیله و شرایطی  برای تحت فشار قرار دادن آنها استفاده می کند .

اما در این میان وضعیت آقای کاظمینی بروجردی به علت شرایط بسیار بد جسمانی و بیماری های مختلف ایشان و ممانعت پیوسته مسئولین ویژه روحانیت از دسترسی وی به دارو و درمان که به عنوان ابزاری برای شکنجه و اذیت و آزار این زندانی به کار می رود، بسیار ناگوار است. برای مثال، تلفن بند ایشان که تنها وسیله ارتباطی برای تماس با خانواده و نزدیکان است، به طور عمد در فضای آزاد قرار داده شده و ایشان و سایر زندانیان برای استفاده از آن مجبور هستند سرمای جانکاه زمستان را متحمل شوند. در هنگامی که آقای بروجردی به دلیل وضعیت جسمانی اش قادر به ایستادن در برف و سرما نیست، ارتباطش با دنیای خارج از زندان کاملا قطع می شود.

یادآوری می شود که آقای سید حسین کاظمینی بروجردی، به دلیل اعتقاد  به جدایی دین از حکومت به مدت ده سال و چند ماه است که در زندان به سر می برد. دوران محکومیت حبس او در فروردین ۱۳۹۵ پایان یافته بود ولی تا این تاریخ به مدت ۹ ماه است که ایشان بدون وجاهت قانونی در زندان نگه داشته شده اند.

لازم به یادآوری است بند ویژه روحانیت زندان اوین شامل یک بند بزرگ و یک بند کوچک می باشد که در بند بزرگ روحانیون با جرایم مالی، اعتیاد و فساد نگهداری می شوند. آقای بروجردی در بند کوچک زندانی شده که شامل 2 اتاق کوچک است و در هر کدام چندین نفر زندانی هستند. بین این اتاق ها یک راهرو یک آشپزخانه کوچک و یک حمام و دو توالت قرار گرفته است.

در تنها حمام این بند کوچک دوربین نصب شده است و زندانیان حتی در هنگام شستشوی تن خود نیز تحت نظر هستند، آقای بروجردی همواره یکی از زندانیان معترض به این وضعیت بوده است.

تلفن این بند برخلاف بقیه بندها در فضای باز قرار دارد که علیرغم درخواست های مکرر زندانیان، این تلفن هنوز به داخل بند منتقل نشده است، بنابراین آنها برای استفاده از تلفن در برف و سرمای شدید و یا گرما و آفتاب سوزان مجبور هستند از این تلفن در بیرون از بند استفاده کنند.

این بند نزدیک به دفتر حفاظت زندان است و تحت مراقبت های شدید و مانیتورینگ ۲۴ ساعته با دوربین های متعدد می باشد و در حال حاضر  حدود هفت یا ۸ نفر در آن زندانی هستند.

گاهی  زندانیانی با جرایم قتل یا در حال ترک اعتیاد، یا دارای بیماری های مسری و خطرناک مانند سل را به این بند منتقل می کنند که برای سلامتی سایر زندانیان بسیار خطرناک است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، این بند تفکیک جرایم نشده است و تنها زندانی سیاسی- عقیدتی  که طولانی مدت در این بند محبوس می باشد، آقای کاظمینی بروجردی است.

مقاله قبلیمحمود صادقی: در بحث مبارزه با فساد با هیچ جناحی تعارف نداریم
مقاله بعدیاحمد توکلی با اشاره به تلاش ماموران دادستانی برای بازداشت شبانه محمود صادقی: دادستان تهران مدتی است اقدامات غیرقانونی انجام می‌دهد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.