تجزیه کردستان عراق و ده فرمان اسرائیل؛ بقلم فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی

4
368

سال ها است که اسرائیل و لابی نیرومند آن در سراسر جهان در پی تجزیه و تضعیف کشورهای خاورمیانه بویژه ایران، ترکیه، عراق و سوریه می باشند، تا روزی که هیچ قدرت نظامی- سیاسی- اقتصادی و لاجرم مسلمانی! در برابر آنان نتواند عرض اندام کند و موجودیت همیشه بحرانی کشور اسرائیل را بخطر اندازد.

تنها نقطه مشترک و از سویی نقطه ضعف ! میان این چهار کشور مسلمان و نیرومند خاورمیانه که در بالا اشاره کردم ، وجود جمعیت قابل توجه کرد های آنان می باشد. کرد ها بیش از یک قرن است که با وعده کشور های غربی بطور جدّی بفکر تشکیل یک یا چند کشور کرد افتاده اند.

هر چند که میان کرد های این مناطق اختلافات قومی و قبیله ای کم نیستند تا جایی که بار ها خون یکدیگر را ریخته اند. ولی رهبران جاه طلب آنان که اغلب وابسته به قدرت های استعماری جهانی می باشند آسایش و آرامش مردم کرد را که در رویای ایجاد کردستان بزرگ روزگار می گذرانند با خطرات جدّی روبرو کرده اند.

کرد ها به جای اینکه با جبر تاریخی جدا شدن کردستان از مام میهن برخورد خردمندانه نمایند و به مطالبات سیاسی و اجتماعی خود در چارچوب هر کشوری که سهم آن شده اند بپردازند، همواره بفکر جدایی طلبی و استقلال در جنگ بوده اند و به راه دشوار و خونینی چشم امید دوخته اند که چشم انداز روشنی در آن دیده نمی شود.

بوجود آوردن یک یا چهار کشور کردستان هیچ تضمینی برای برقراری دموکراسی، آسایش و آرامش برای مردم کرد فراهم نخواهد آورد. در میان مردم کرد؛ کردستان ایران به دلیل بالا بودن فرهنگ مردم و تولیدات فرهنگی و هنری درواقع پایتخت فرهنگی و هنری کرد ها می باشد. کرد های ترکیه با هم نشینی با ترکان و بدست آوردن پیشینه و تجربه بیشتر در مسائل تجاری ، به پایتخت اقتصادی مردم کرد مشهور شده اند.

در این میان؛ کرد های عراق و سوریه که بیشتر دوران جدایی خود را در جنگ و ستیز با حکومت های خودکامه بعثی عراق و سوریه بسر برده اند دارای کمبود های مهمی نسبت به کرد های ایران و ترکیه می باشند.

به همین دلایل است که در پی ناآرامی های اخیر در منطقه خاورمیانه، کرد های عراق و سوریه یکبار دیگرچشم امید به قدرت های بیگانه و توطئه گر غربی و اسرائیل دوخته اند و عملاً به عنوان پیاده نظام غرب و اسرائیل مورد بهره برداری قرار گرفته اند. کرد ها از سوی دیگر به دلیل سنی مذهب بودن اکثریت مردم، بسوی قبله مذهبی و اقتصادی خود عربستان سعودی نماز می گذارند.

و اما در این میان، دایه مهربان تر از مادر! برای کرد ها ، اسرائیل است که به کمک لابی های خود در سراسر جهان به تبلیغ برای تجزیه همه نوع کردستان ! در منطقه همت گمارده و کاسه از آش داغ تر! شده است. اسرائیل پیشاپیش اعلامیه شناسایی کشور کردستان را تهیه کرده است.. جالب است که اسرائیل پس از گذشت نزدیک به هفتاد سال هنوز اجازه نداده کشور فلسطین کاملا مستقل شود و گوش شنوایی برای قطعنامه های گوناگون ندارد.

ده فرمان اسرائیل در پشتیبانی از استقلال کردستان عراق:

  1. تجزیه مناطق کرد نشین کشور ها به ترتیب؛ عراق، سوریه، ایران و ترکیه.
  2. نفوذ نظامی، سیاسی واقتصادی در کردستان های احتمالاً تجزیه شده در آینده، با بستن پیمان های نظامی واقتصادی با کرد ها.
  3. دسترسی مستقیم به مرز های ایران از راه کردستان بارزانی ! به منظور ادامه توطئه دائمی و تجزیه دیگر استان های ایران ؛آذربایجان، خوزستان و بلوچستان ( اسرائیل هم اکنون در جمهوری آذربایجان، همسایه ایران و گرجستان حضور پنهانی و اطلاعاتی فعال دارد. در هر دو این کشورها اقلیت های یهودی زندگی می کنند).
  4. با استقلال کردستان سوریه و هم مرز شدن آن با کردستان عراق، اسرائیل قصد دارد با کشیدن خطوط لوله نفت، جریان انرژی ارزان قیمت را از شمال عراق و شمال سوریه به دریای مدیترانه عبور داده و برای اسرائیل به ارمغان آورد.
  5. کوچ دادن بخشی از جمعیت مهاجر کرد های یهودی تبار ایرانی و عراقی مقیم اسرائیل به کردستان مستقل بارزانی به عنوان ستون پنجم دائمی اسرائیل در کنار مرز های ایران و ترکیه ( پس از سقوط رژیم بعثی صدام حسین در عراق، اسرائیل با استفاده از کرد های یهودی ، اقدام به خرید املاک و سرمایه گذاری های کلان در کردستان عراق کرده است و این روند همچنان ادامه دارد).
  6. اسرائیل قصد دارد با استفاده از نیروی کار کارگران کرد آنان را جایگزین نیروی کار کارگران ناراضی فلسطینی نماید، و به این ترتیب به یکی از مشکلات مهم امنیتی خود خاتمه دهد. روزانه هزاران کارگر فلسطینی با پروانه دولت اسرائیل بکار درمزارع و صنایع کشور اسرائیل به این کشور رفت و آمد می کنند.
  7. قرار دادن کرد ها در برابر فلسطینی ها به منظور تاًمین امنیت اسرائیل و پایین آوردن آمار تلفات نیروهای امنیتی اسرائیل در برابر انتفاضه های فلسطین. آمار ها نشان می دهند که در سال های اخیر جوانان اسرائیلی دیگر مانند گذشته مشتاق خدمت در ارتش و نیروهای انتظامی اسرائیل نمی باشند و تمایل زیادی به حل و فصل هر چه زودتر مسئله فلسطین در جامعه اسرائیل دیده می شود.
  8. بوجود آوردن تنها قدرت نظامی – اقتصادی برتر منطقه به سرکردگی اسرائیل و نیروی کار، نظامی و نفت کرد ها و سپس مناطق تجزیه شده ای همچون آذربایجان و خوزستان .
  9. کنترل کامل همه کشور های عرب و مسلمان و چاه های نفت و گاز خاورمیانه.
  10. برآورده کردن آرزوی دیرینه و مقدس یهودیان، امپراتوری اسرائیل از نیل تا فرات.

دوشنبه هجدهم سپتامبر ۲۰۱۷

4 دیدگاه‌ها

  1. متاسفانه درست میگوید.
    باید مردم کردستان عراق را آگاه کرد که کم شدن ژئوپولتیک اعراب هدف اسراییل و نه استقلال کردها

  2. آنچه را که ، آقای فرامرز دادرس رس ،نوشته اند ،کاملا درست است ،کرد های منطقه مخصوصا کردهای ایران و ترکیه ،باید آگاه شوند، ، زیرا توطعه شوم توسط اسرائیل و به کمک ،امریکا ، و همدستانش برای تکه تکه کردن .کشور های بزرگ و قدرتمند ،خاور میانه استارت خورده است ، فلذا کردها بهتر است آلت دست این توطعه شوم نشوند و دموکراسی و آزادی را با کمک و همیاری ، مردم همان کشور ،و، در چهار چوب کشور هایی که در آن زندگی می کنند .ایجاد کنند ،

  3. آدرس غلط ‘اسرائیل دوم’

    این روزها هر کسی که از ارائه تحلیلی منطقی بر رفراندوم کردستان عاجز مانده، بلافاصله به نامیدن کردستان مستقل به عنوان اسرائیل دوم متوسل شده است.

    از کیهان و جنتی در داخل گرفته، تا مهاجرانی در انگلیس و مخصوصا اکبر گنجی در آمریکا که این روزها با ولعی بیمارگونه، همه اخبار تهدیدهای بغداد و آنکارا و تهران علیه کردستان را منتشر می‌کند.

    در میان غیر ایرانی‌ها هم از نوری مالکی، مسبب اصلی ظهور داعش گرفته تا باغچه‌لی، رهبر حزب نژادپرست م ه پ ترکیه که قافیه ‘یک ملت، یک زبان، یک کشور’ را باخته است، همه از اسرائیل دوم سخن میگویند.

    وجه مشترک همه آنها نوعی تجاهل از بدیهیاتی است که در زیر به بخشی از آنها اشاره می‌شود:

    یک: اگر قرار باشد لقب و عنوانی برای کشور کردستان از طریق شبیه‌سازی با اسرائیل ساخته شود، باید قید اسرائیل دوم را زد و از ‘اسرائیل پنجم یا ششم یا هفتم’ استفاده کرد چرا که نه تنها اسرائیل دوم مدتهاست وجود دارد که دیرزمانی است اسرائیل سوم و چهارم و … هم –البته با استناد به منطق خود آنها- ساخته شده است:

    جمهوری آذربایجان در بیخ گوش ایران، بیش از بیست سال است بهترین روابط سیاسی، نظامی، امنیتی را با اسرائیل دارد. ترکیه نه تنها درون کمپ غرب، هم‌پیمان اسرائیل است، از دهه نود میلادی به صورت دوجانبه‌ هم همکاری نظامی و اقتصادی با اسرائیل دارد و بزرگترین عملیات آدم ربایی خود را نیز در دستگیری اوجلان با همکاری مستقیم موساد انجام داد.

    دو کشور مهم عربی، مصر و اردن، دهه هاست با اسرائیل ارتباط دارند و از همه مهمتر، به لطف سیاست ورزیهای قاسم سلیمانی نه تنها چند سالی است که زمزمه همکاری عربستان با اسرائیل شنیده می‌شود که دیروز پادشاه بحرین هم رسما ‘بایکوت جهان عرب علیه اسرائیل’ را محکوم کرد!

    حال میان این همه عاشق و دلداده، خودتان اسرائیلهای دوم و سوم و … را شماره گذاری کنید و ببینید اصولا جایی برای کردستان در ته صف باقی مانده است، حتی اگر بپذیریم کردها قصد ساختن اسرائیل دیگری را داشته باشند!

    دو: تصور کنید که از طریق سندی، عکسی، ویکیلیکسی، رابطه پنهانی کردستان و اسرائیل آشکار می‌شد. واقعا امثال مهاجرانی چه غوغایی به پا می‌کردند؟ فرض کنید که یکی از رهبران کردها برای زندگی شخصی یا برای بورسیه فرزندش پولی از اسرائیل می‌گرفت، واقعا چه پوستی از سر همه فعالین کرد کنده می‌شد؟!

    در این ارتباط نیاز به توضیح بیشتری نیست و تنها لازم است یادآوری کنم که در سالهای اخیر عربستان در دشمنی با ایران، گوی سبقت را از اسرائیل ربوده است.

    سه: اصولا اینگونه مقایسه‌های کلیشه‌ای و به زور قرار دادن همه واحدها در قالبهایی تکراری کار درستی نیست اما حتی اگر مجبور شویم بین جنبش کردها و مساله اسرائیل/فلسطین سنخیتی ایجاد کنیم، جنبش کردها بیشتر با مبارزات فلسطینی‌ها تشابه و همخوانی دارد تا با اسرائیلیها.

    کردها نه تنها از جاهایی دیگر به سرزمین کنونی کردستان مهاجرت نکرده‌اند بلکه حتی دشمنانشان هم به سابقه چندهزارساله زندگی آنها بر روی این سرزمین اذعان دارند. کردها به مانند فلسطینی‌ها مردمانی هستند که در تاریخ معاصر و در روند دولت-ملت سازیهای خاورمیانه، از حاکمیت ملی خود محروم شده‌اند و اکنون سالهاست علیه حکومتهایی غیرملی مبارزه می‌کنند تا بتوانند سرنوشت خود را در دست بگیرند.

    دست بر قضا بخشی از هر دو ملت فلسطین و کرد در دو دهه گذشته و در دوران پسا-جنگ سرد به بخشی از حقوق خود در قسمتی از فلسطین و کردستان دست یافته‌اند و اکنون نیز هر دو ملت برای کسب حقوق کامل خود کماکان دارند مبارزه می‌کنند.

    در میان سیاستمداران ایران اگر اندک عقلانیتی حاکم بود می‌بایست جمهوری کردستان را به متحد استراتژیک خود تبدیل می‌کردند نه اینکه از یک سو آنها را ایرانی‌الاصل بنامند و از سوی دیگر به تهدید بازکردن قلاده‌های حشد شعبی متوسل شوند!

    قاسم سلیمانی کم اشتباه نکرده. در پیامد شکستهایش در سوریه امروز چنان به هذیان گویی افتاده که قران را هم جعل کرد و مدعی شد که سوره‌ای به نام ‘مدافعان حرم’ نازل شده است. حال تصور کنید با اعلام جنگ حشد شعبی و پیشمرگه چه گلی به دروازه ایران میزند و چه میخی بر تابوت دوستی با کردها خواهد کوبید!

    ظاهرا نمی‌شود قاسم سلیمانی را کاری کرد. فعلا پس پیدا کنید اسرائیل دوم و سوم و چهارم و … را!
    به قلم هیمن سیدی

  4. دست شما درد نکند جواب بسیار زیبا و خوبی بود. متاسفانه عده ای مبارزات برحق و دمکراتیک کردها را در طول حداقل چهل سال گذشته نادیده میگیرند که کردستان همیشه پناهگاه مبارزین ایرانی و عراقی و ترکیه بوده است و خواهد ماند.
    بیژن

Comments are closed.