فدراسیون فوتبال ایران بر خلاف همه تیم‌های حاضر در جام جهانی نه تنها از اسپانسر لباس تیم پولی دریافت نمی‌کند بلکه برای خرید لباس‌ها پول هم باید پرداخت کند.

 بعد از این که تیم‌ ‌ملی از دو سال قبل قرارداد با جیووا را زیر پا گذاشت و با خرید لباس آدیداس علاقه خود را به پوشیدن پوشاک این تیم نشان داد و بعد از آن مقطع هیچ علاقه‌ای به مذاکره با برندهای دیگر نشان نداد و سفت و سخت به تلاش خود برای عقد قرارداد با آدیداس ادامه داد، تلاشی که موجب زیاده خواهی این برند آلمانی شد و برای بستن قرارداد با ایران درخواست زیادی را کرد که به هیچ وجه به نفع ایران نبود.

با وجود درخواست زیاد آدیداس برای گرفتن اسپانسری کامل تبلیغات تیم ملی در ازای تامین لباس، فدراسیون فوتبال هم در مقابل خواسته این شرکت کوتاه نیامد چرا که پیش از این و قبل از جام جهانی ۲۰۱۴ قراردادی را با یک شرکت ایرانی بسته و تا سال ۲۰۱۹ معتبر است.

در نهایت فدراسیون فوتبال که تا بهمن ماه زمان معرفی لباس خود به فیفا را داشت، با آدیداس یک قرارداد خرده فروشی به مدت یک سال بست که پوشاک خود را با تخفیف ۷۰ درصدی بگیرد. این اتفاق به دور از شان و منزلت تیمی است که که به عنوان دومین تیم راهی جام جهانی ۲۰۱۸ شد و بهترین تیم حاضر آسیا است.

با کوتاه آمدن فدراسیون از درآمد زایی از این بخش، چشم امید مدیران تیم‌ ‌ملی به درآمدی است که از طریق فیفا به دست می آورند در حالی که کشورهای دیگر از تمامی توان خود برای درآمدزایی هنگفت در جام جهانی استفاده می‌کنند.

مشخص نیست چرا فدراسیون فوتبال در یکی، دو سال گذشته و با در پیش گرفتن یک راهکار انفعالی فرصت خوب برای درآمدزایی را از دست داده و تیم‌ ‌ملی بدون به دست آوردن پولی پوشاک آدیداس را به تن و برای این شرکت تبلیغ می‌کند!

به گزارش ايسنا، با این حساب تیم ملی ایران در جام جهانی با لباس هایی به میدان خواهد رفت که از جیب خود برای آن‌ها هزینه کرده و نتوانسته با درآمدزایی از این طریق، چندین بازی دوستانه با کشورهای بزرگ را تامین کند و به آمادگی کامل برسد.

مقاله قبلیدادستان تهران باردیگر احمد‌رضا جلالی را به «جاسوسی» متهم کرد
مقاله بعدیمکرون به ملک سلمان: باید جلوی بی‌ثبات کردن منطقه توسط جمهوری اسلامی را گرفت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.