روز یکشنبه ۷ اردیبهشت ماه زندانی سیاسی ارژنگ داودی از سلول انفرادی بند ۲۴۰ به شعبه ۱ دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی به نام احمدزاده رئیس این شعبه (این فرد قبلا رئیس اجرای احکام زندان اوین بود فردی که دستور اجرای اعدام زندانیان سیاسی ، شلاق زدن آنها و سایر اعمال ضدبشری را صادر می کرد) با پرونده توالت فرهنگی تحت عنوان توهین به آخوند علی خامنه ای مورد محاکمه قرار گرفت .

زندانی سیاسی ارژنگ داودی در اعتراض به این دادگاه نمایشی و برخوردهای وحشیانه احمد زاده رئیس این شعبه خطاب به وی گفت: از چماقداری حال به قاضی گری روی آورده ای من این بیدادگاه را به رسمیت نمی شناسم و شما حتی قانون نیم بند خودتان را هم رعایت نمی کنید.

این بیدادگاه ۱۰ دقیقه بیشتر طول نکشید و به ایشان اعلام گردید که به بندرعباس تبعید خواهد شد وی همان روز مجددا به سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین بازگردانده شد.

روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ماه از سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین خارج و همراه با ۲ مامور وزارت اطلاعات به زندان مرکزی بندر عباس منتقل گردید. او در حال حاضر در بند عمومی ۱ زندان مرکزی بندر عباس زندانی می باشد.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مدت ۵ ماه در سلول انفرادی که در ساختمانی متروکه و در گوشه ای از زندان بندرعباس واقع شده بدون هر گونه تماس با دیگر زندانیان نگهداری می شد. تا اینکه برای پرونده سازی مجدد به زندان اوین تهران اعزام و در آنجا در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین نگهداری می شد.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی از سال ۱۳۸۲ تا به حال به زندانهای مختلف مانند اوین، گوهردشت کرج و چند بار بصورت تبعید به زندان بندرعباس منتقل شده است . او در طی مدت محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی بارها به سلولهای انفرادی برای مدتهای طولانی که بعضا تا ۵ ماه نیز طول کشیده است دربازداشت بود.او در طی مدتی که در سلولهای انفرادی زندانی بود مورد شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی قرار گرفت که از ناحیه گوش، کتف ، دست و سایر نقاط بدنش دچار صدمات شدید گردید و همچنان از آن رنج می برد. برای تحت فشار قرار دادن وی همسرش، به مدت ۴ ماه در سلولهای انفرادی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت و تنها به صرف همسر بودن وی این شرایط غیر انسانی و قرون وسطایی را باید تحمل می نمود. به دستور کتبی دفتر ولی فقیه آخوند علی خامنه ای منزل شخصی وی مصادره گردید و تمامی اموال شخصی او را به سرقت بردند.

شهریور ماه سال گذشته حکم غیر قانونی و غیر انسانی صادر شده علیه وی پایان یافته و او می بایست آزاد می شد . اما بازجویان وزارت اطلاعات با پرونده سازی واهی و دروغین سعی دارد که او را همچنان در بازداشت نگه دارند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، تبعید مجدد زندانی سیاسی ارژنگ داودی که مدت محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی وی ماه ها است که به پایان رسیده است را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر برای پایان دادن به نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران خوستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم ، آخوند صادق لاریجانی ، آخوند محمود علوی به دادگاه کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۲اردیبهشت ۹۳ برابر با ۱۲ می ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاعتصاب غذای زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی در اعتراض به شرایط غیر انسانی زندان
مقاله بعدیمایکل داگلاس و دایان کیتون همبازی می‌شوند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.