دراویش گنابادی محبوس در زندان‌های اوین، رجایی شهر، بندرعباس و زندان نظام شیراز در پیامی، عید نوروز را به مردم ایران شادباش گفتند.

دراویش در این نامه نوروز را عیدی برآمده از اتحاد و همدلی مردم دانسته و اظهار امیدواری کرده‌اند که حاکمان نیز با شنیدن صدای مردم، نوروز را تجربه کنند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، متن پیام دراویش زندانی به این شرح است:

هو

۱۲۱

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

نوروز روزی است که ما ایرانیان بنا بر یک رسم دیرینه، جدا از اعتقاداتمان، جدا از مقام و منصبمان، جدا از مال و ثروتمان، جدا از تیره و تبارمان، جدا از گویش و زبانمان، جدا از فکر و تفکرمان و جدا از صد‌ها مولفه ریز و درشت تاریخی و فرهنگی، همه با هم اراده می‌کنیم یک روز را نوروز بنامیم، روزی که همچون روزهای دیگر است اما تصمیم یک ملت آن یک روز معمولی را نوروز می‌کند. نوروز روزی است که خواست همه ایرانیان بر مدار خلق و ایجاد شادی استوار می‌گردد.

در نوروز کدورت‌ها، فسرده بودن‌ها، روزمرگی‌ها و نخوت و سکون و عادت‌ها را با یک تصمیم جمعی از خود دور کرده و به فراموشی می‌سپاریم و همین اراده و تصمیم همگانی است که نوروز را فرخنده و مبارک و عید ایرانیان کرده است.

در این روز به خاطر همدلی انسان‌های این مرز و بوم، چرخ و فلک و زمین و زمان هم با این ملت همراه می‌شوند و خداوند عالم نیز چون مقلب القلوب است، بستر ظهور خویش را در دل‌های شادی طلب فراهم می‌بیند، پرده‌ها را از چشم‌ها بر می‌دارد و حال مخلوقات را بر اساس خواست آن‌ها تغییر می‌دهد و به بهترین حال رهنمون می‌کند، زیرا طلب جمعی مردم، دعایی است که او آن را مستجاب می‌کند و بر این اساس، یک روز، به حقیقت نوروز می‌شود.

نوروز تبلور وحدت یک ملت است. نوروز تغییر یک روز به روز دیگر نیست، که همه روز‌ها استعداد نوروز شدن را دارند به شرطی که دل‌هامان بخواهد و مصمم شود که هر روزمان نوروز و نوروزمان مبارک و عید شود.

نوروز نماد تولد دوباره ملت ایران و یکدلی و اتحاد قلوب آنهاست. نوروز یک عادت فرهنگی صرف نیست بلکه نشانه بلوغ روحی و معنوی ایرانیان است زیرا یک سال را محاسبه کرده و در ورود به سال نو به مراقبه نشسته‌اند تا شروعی دوباره را برای زندگی و حیات، آن گونه که باید، تجربه کنند.

نوروز نیایش ایرانیان با سبک و سیاق خاص تاریخی خودشان است چون گفته‌اند که حضرت زردشت در بدو تولد خندید و زندگی را با شادی آغاز کرد و شادی او سنتی برای فرزندان وی شد تا در روز تحول و تغییر، شادی پیشه کنند.

آنچه گفتیم، نوروز مردم بود و دست به دعا بر می‌داریم که حاکمان نیز نوروز را تجربه کنند.

نوروز حاکم روزی است که اراده بر آزادی و عدالت ملت می‌کند. اراده می‌کند که پرچم حکومت قانون بر محاکم ما به اهتزاز درآید. اراده می‌کند که سعه صدر داشته باشد و مخالف و منتقد را تحمل کند. اراده می‌کند که به صدای ملت ستم دیده‌اش گوش فرا دهد و تصمیم می‌گیرد که از مردم و برای مردم باشد.

امید که ستم،‌‌ همان اندازه که در چشم مردمان کریه و زشت است، در چشم حاکمان نیز کراهت داشته باشد. امیدواریم چنین نوروزی را به دور از خشونت و برادرکشی شاهد باشیم. آن روز است که بدون شعار و تلقین و یا زور و ریا، هر ایرانی احساس ایرانی بودن خواهد داشت و به آن افتخار خواهد کرد.

بدان امید

حمیدرضا مرادی سروستانی

مصطفی دانشجو

رضا انتصاری

کسری نوری

امید بهروزی

رضا انتصاری

مصطفی عبدی

فرشید یداللهی

افشین کرم‌پور

امیر اسلامی

عبدالغفور قلندری‌نژاد

مقاله قبلیتحویل سال نو خانواده عبدالغور قلندری نژاد و تعدادی از دراویش گنابادی در مقابل زندان مرکزی بندرعباس
مقاله بعدیكمدي Trainwreck، دومين تجربه بازيگري «برخاد عبدي»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.