در پی شکایت دراویش زندانی در سال ۹۱ علیه قاضی صلواتی در دادسرای انتظامی قضات، مقامات این دادسرا پس از چندین ماه اطاله رسیدگی در یک نظریه انتظامی وقوع تخلف از سوی قاضی صلواتی را محرز نداسته و وی را تبرئه کردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ قرار منع تعقیب قاضی صلواتی در حالی صادر شده که معاونت قضایی دادگاه انقلاب در گزارش ارسالی برای دادسرای انتظامی قضات، با تکیه بر گردشکار وزارت اطلاعات و کتمان حقیقت و تنظیم گزارش خلاف واقع سعی در قانونی جلوه دادن اقدامات قاضی صلواتی داشته است.

دادستان انتظامی قضات نیز پس از برائت قاضی صلواتی، در خصوص تخلفات مامورین وزارت اطلاعات پرونده را در اختیار دادسرای ویژه کارکنان دولت قرار می‌دهد که شعبه دهم بازپرسی این دادسرا نیز تا کنون دوبار دراویش زندانی را احضار به دلیل الزام به استفاده از لباس فرم زندانیان و دستبند، در دادسرا حاضر نشدند.

بر اساس این گزارش منع تعقیب انتظامی قاضی صلواتی در حالی صادر شده که بازداشت غیر قانونی دراویش زندانی، ممنوعیت ملاقات با تمامی وکلای انتخابی، عدم دسترسی وکلا به محتویات پرونده قضایی، دخالت غیرقانونی در امر درمان دراویش زندانی، تشکیل جلسه رسیدگی و صدور رای بدون حضور زندانیان و وکلای آن‌ها و عدم احضار وکلای پرونده جهت جلسه دادرسی تنها گوشه‌هایی از تخلفات و جرایم قاضی صلواتی در این پرونده است.

گفتنی است تاکنون دو شکایت از سوی وکلای زندانی دراویش علیه قاضی صلواتی به دادگاه انتظامی قضات تسلیم شد که شکایت اول به تبرئه این قاضی منجر و شکایت دوم نیز همچنان به نتیجه نرسیده است.

قاضی صلواتی هفت تن وکلای دراویش و مدیران سایت مجذوبان نور را بی‌آنکه در دادگاه شرکت کنند به بیش از ۶۰ سال زندان محکوم کرد. وکلای دارویش معتقدند که در روند رسیدگی، قوانین و تشریفات آیین دادرسی رعایت نشده است و تخلفات آشکاری از سوی این قاضی صورت گرفته است.
سایت مجذوبان نور جهت قضاوت و اطلاع متن دو شکایت نامه دراویش علیه قاضی صلواتی و حکم منع تعقیب وی را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد:

حکم منع تعقیب صادره برای قاضی صلواتی توسط دادگاه انتظامی قضات

entezami_ghozat_daravish

مقاله قبلیکشتار بی رحمانه یک پلنگ دیگر
مقاله بعدیافشای یک سند در اثبات قانون گریزی قاضی صلواتی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.