از تاریخ ۱۳ شهریور ماه تاکنون تلفن بند عبرت، بند زندانیان عقیدتی زندان عادل آباد شیراز قطع شده است.

 از دو هفته پیش و بعد از یورش یگان حفاظت اطلاعات زندان عادل آباد به بند عبرت و تراشیدن ریش و سیبیل و ضرب و شتم پنج درویش زندانی تلفن بند عبرت قطع شده است.

عصر روز گذشته (یکم مهرماه) نیز یک منبع آگاه که نخواسته نامش فاش نشود در این باره گفته است: “مسئولین به صورت ضمنی به زندانیان گفته‌اند که تا زمان برگزاری دادگاه چهار درویش گنابادی تلفن‌ها وصل نخواهد شد! این درحالی است که زمانی که خانواده زندانیان موضوع قطعی تلفن را پیگیری کرده‌اند به ایشان اطلاع دادند که تلفن‌ها بدلیل نقص فنی قطع شده و ارتباطی به دادگاه دراویش ندارد.”

لازم به ذکر است که هفته گذشته نیز ملاقات حضوری دراویش محبوس در این بند بدون هیچ توضیحی لغو شد و به ملاقات کابینی تغییر یافت و همچنین روز گذشته مسئولان بخش صادر کنندهٔ ملاقات کابین زندان به بهانه‌های واهی از صدور ملاقات به خانواده کسری نوری سرباز زدند .

بنا به گزارش رسیده به مجذوبان نور؛ قرار است صبح روز امروز (سه شنبه دوم مهرماه) جلسه دادگاه چهار درویش زندانی (محسن اسماعیلی، سیدابراهیم بهرامی، محمدعلی صادقی و محمدعلی دهقان) در دادگاه انقلاب شیراز برگزار گردد .

اتهامات منتسب به این چهار درویش زندانی «تشکیل گروه تروریستی علیه نظام»، «شرکت در تجمعات به قصد براندازی»، «محاربه با خدا» و «حمل سلاح غیر مجاز» عنوان شده است.

مقاله قبلیدادخواهی مادر ستار بهشتی نزد بان کی مون
مقاله بعدیبیانیه زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان خطاب به بان کی مون و حمایت از تظاهرات ایرانیان در نیویورک
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.