دابرینا بت تمرز دختر کشیش ویکتور بت تمرز و شامیرام عیسوی که به ترتیب با حکم ۱۰ سال و پنج سال زندان روبرو و این روزها منتظر رای دادگاه تجدیدنظر هستند  گفت: «انتظار داریم که این اتهامات برداشته و حکم‌های آنها نقض شود. به دلیل اینکه هیچ مدرکی برای اثبات اتهاماتشان وجود ندارد. علاقه به مسیحیت و انجام امور مذهبی که نمی‌تواند منجر به زندان شود.»

کشیش ویکتور بت تمرز ۶۴ ساله و شامیرام عیسوی ۶۳ ساله هر دو مسیحیان آشوری هستند که با حکم‌های سنگین ۱۰ و ۵ سال حبس مواجه هستند. همچنین دو نوکیش مسیحی به نام‌های هادی اصغری و امین افشار نادری نیز به ترتیب با ۱۰ سال و ۱۵ سال حبس مواجه هستند. همگی آنها در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد  و منتظر رای شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر هستند. به گفته منصور برجی، مدیر سازمان ماده ۱۸ «تاکنون یک جلسه از دادگاه تجدیدنظر آنها برگزار شده و احتمالا یکی دو جلسه دادگاه دیگر هم تا صدور رای نهایی دارند.»

ویکتور بت‌ تمرز، کشیش کلیسای «پنطیاکستی» برای آشوریان در خیابان شهرآرا تهران بود. این کلیسا آخرین کلیسای فارسی زبان آشوریان بود که در تاریخ ۱۹ مارچ ۲۰۰۹ (۲۹ اسفند ۸۸) تعطیل شد. پس از آن این کشیش و همسرش برای علاقمندان در کلیساهای خانگی فعالیت داشته‌اند.

دابرینا بت تمرز با اظهار اینکه پرونده پدر و مادرش با اظهار نگرانی از حکم نهایی والدینش درباره مصادیق اتهام آنها گفت: «پدر و مادر من بدون مدرک به اتهامات سنگین محکوم شده‌اند. در حکم پدرم آمده که او به کشورهای آمریکا، سوئد و هلند برای شرکت در سمینارهای مذهبی شرکت کرده در حالی که او هیچ وقت پایش را داخل این کشورها نگذاشته و ویزای این کشورها را نگرفته است. پدرم به کشور سویس، ترکیه و جاهای دیگر سفر کرده است. مثلا به سویس آمده تا من را ببیند»

دابرینا بت تمرز که در کشور سوییس زندگی می‌کند با اظهار اینکه آنها مسیحی‌زاده هستند گفت: «وقتی کلیسا را هنوز نبسته بودند در کلیسا به زبان فارسی دعا خوانده می‌شد. مثلا من زبان آشوری را می‌دانم اما به خواندن و نوشتن زبان آشوری مسلط نیستم بنابراین راحت‌تر بود که همه سرودها و دعاها و نماز خواندنمان به زبان فارسی باشد، اما حرف زدن به زبان فارسی در کلیسا نمی‌تواند جرم تلقی شود. پدر و مادرم هیچ وقت در خیابان تبلیغ مسیحیت را انجام ندادند. بعد هم که کلیسا را از ترس‌شان بستند. مشارکت خانگی تشکیل شد که جمع شدن در خانه و دعا خواندن هم گناه نیست، غیرقانونی نیست و اقدام علیه امنیت ملی به حساب نمی‌آید.»

کشیش ویکتور بت تمرز به همراه هادی عسگری و امین افشار نادری در تاریخ ۱۳ خرداد ماه ۱۳۹۶ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمدزاده محکوم شدند . بت تمرز و هادی عسگری هر کدام به ۱۰ سال حبس و امین افشار نادری به ۱۵ سال حبس محکوم شد. علاوه بر این هر سه آنها به دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شدند.

اتهامات کشیش ویکتور بت تمرز و هادی عسگری و امین افشار نادری اقدام علیه امنیت کشور از طریق تشکیل کلیسای خانگی و شرکت در سمینارهای خارج از کشور و «تبشیر مسیحیت صهیونیستی» است. امین افشار نادری علاوه بر اینها متهم به «توهین به مقدسات» است.

مدتی بعد  شامیرام عیسوی همسر کشیش بت تمرز  نیز در همان شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در تاریخ ۱۶ دی ۹۶ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق «تشکیل و اداره کلیساهای خانگی، شرکت در سیمنارهای خارج از کشور و اموزش رهبران مسیحی در ایران جهت جاسوسی» به پنج سال حبس محکوم شد.

کیارش عالی‌پور، سخنگوی ماده ۱۸ پیش از این درباره اتهام شامیرام عیسوی گفته بود که هیچ مدرکی که شاهد فعالیت جاسوسی خانم عیسوی باشد وجود ندارد.

عالی‌پور گفته بود: «خانم عیسوی در بازجویی بارها توضیح داده پس از تعطیلی کلیسا در کلیساهای خانگی شرکت می‌کرده و با شرکت‌کنندگان دعا می‌خواندند و درباره کتاب مقدس حرف می‌زدند. جای شگفتی دارد که امنیت ملی یک کشور با گردهمایی ایمان‌داران به مسیح به خطر بیفتد. خانم عیسوی و همسر کشیش تمام زندگیشان در فعالیت دینی خلاصه شده، ماموران می‌توانند کلیسا را تعطیل کنند اما پس از تعطیلی کلیسا که فعالیت آنها را هم نمی‌توانند متوقف کنند. طبیعی است کسی که تمام زندگیش به آموزش دینی سپری شده پس از تعطیلی کلیسا هم این کار را خواهد کرد. اما شرکت در جلسات و فعالیت دینی معنای جاسوسی ندارد.»

این افراد در دو تاریخ متفاوت از سوی ماموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی بازداشت شدند. در تاریخ پنجم دی ماه ۱۳۹۳ جشنی به مناسبت میلاد مسیح در خانه کشیش ویکتور بت تمرز در تهران برگزار شده بود که ماموران وزارت اطلاعات با هجوم به این خانه تعدادی از مهمانان را بازداشت کردند. کاویان فلاح محمدی و امین افشار نادری از جمله مهمان‌های آن شب بودند که به همراه صاحبخانه کشیش ویکتور بت تمرز و ۱۴ نفر دیگر بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. همگی آنها پس از مدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ دو سال بعد در تاریخ پنجم شهریور ماه ۱۳۹۵ ماموران نیروی انتظامی با حمله به باغی در منطقه فیروزکوه در شمال تهران هادی عسگری، امین افشار نادری (برای بار دوم)، امیر سامان دشتی، محمود دهنوی و رامئیل بت تمرز فرزند کشیش بت تمرز بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. این تعداد به همراه خانواده‌هایشان برای تفریح به باغی در منطقه فیروز کوه در شمال تهران رفته بودند. پیش از این منصور برجی در گفتگویی با کمپین گفته بود که این افراد «در باغی که ملک شخصی است» به همراه خانواده‌هایشان برای تفریح به باغی در فیروزکوه رفته و فعالیت خاصی نداشته‌اند.

مقاله قبلیبیانیه وکلای رامین حسین پناهی درباره اعتصاب و نگرانی از اجرای حکم اعدام
مقاله بعدیآزادی محمد داوری با قرار وثیقه از زندان زندان یاسوج
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.