تاییدیه « سنتکام » چه تغییری در شرایط میان آمریکا و رژیم آخوندی پدید می آورد؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
102

هر حکومتی در هر سرزمینی از این جهان بزرگ، روش و خط مشی مخصوص خودش را پی می گیرد. کشورهائی که سیستم حکومتی آنها، از انواع جمهوری های موجود در دنیا می باشد؛ روش های شان با تمام خاص بودن، دارای شباهت های عام در کل سیستم آنها، با سایر جمهوری های گیتی می باشند. اما همگی این حکومت ها، بایست که به نسبت مفاد قانون اساسی کشور خود، و نیز آمیختگی ساختار رژیم شان با روند عقیدتی جاری در میان ملت خویش، همچنین ماهیت تاثیر پذیرفته آنها، از نگرش های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی دست اندر کاران آن جمهوری، به نمایش گذاشته بشود. تا که دیدگاه های همگی شان، تفاوت های مخصوصی با بقیه رؤسای حکومت های دیگر در جهان را دارا باشند!

سران این حکومت ها، چه از نوع حاکمیت استبدادی و دیکتاتوری باشند. یا از نوع حکومتی عادی که با روش جدائی دین از حکومت(سکولاریسم) اداره می شوند؛ و یا حکومت بی خدائی(کمونیسم) ، یا حاکمیت هیتلری(فاشیسم) ، و یا هر فرم خاص دیگری که داشته باشند. باز هم دارای خط مشی خاص خودشان هستند. تا که در عرصه جهانی بتوانند؛ به نوع جمهوری یی که در آن دیار پیاده نموده اند فخر و مباهات ویژه ای داشته باشند. هر چند که مردمان دنیا، آنان را دیکتاتور، قسی القلب، شقاوت پیشه، خودمحور و خودکامه و ضد بشریت هم تلقی نمایند. آنها باز هم به عنوان سردمدار سیاسی آن سرزمین، به کردار خبیثانه خود ادامه می دهند!

ملموس ترین مثال در این رابطه، حاکمیت خود بزرگ بین و دیکتاتوری جمهوری فاجعه آفرین آخوندی در ایران است؛ که در طول چهل سالی که از شکل گرفتن آن می گذرد. پیوسته در صدد ایجاد بحران های خطرناک در تمامی دنیا، به ویژه در منطقه خاورمیانه، و مخصوصا در حوزه خلیج همیشه پارس ایران اهورائی است. تا به این وسیله و با استفاده از این ترفند و امثال آن بتواند؛ تلاشی مستمر جهت ماندگاری رژیم منفور آخوندی شان در کشور ما را به کار ببرند!

از آنجائی که نخستین رهبر انقلاب جهنمی اسلامی شان، سید روح الله الموسوی الخمینی، همواره از آن دم می زد: « جنگ برای ما نعمت می آورد. » بقیه دست اندر کاران این حاکمیت استبدادی نیز، به این سخن اعتقاد راسخ دارند؛ و همه سعی خودشان را به کار می برند. تا هر از چند گاهی، یا برای مملکت نوبنیاد اسرائیل ، و یا برای همپیمان قوی آنان ایالات متحده آمریکا خط و نشان بکشند؛ و یا خودشان را درون خاورمیانه، به خصوص با شیخ نشین هائی مانند « امارات متحده عربی » یا سرزمین کوچک « بحرین » و یا « عربستان سعودی » درگیر بحران و جنگ سرد کنند. تا که در این رهگذر بتوانند. به بقای حاکمیت ضد ایرانی خود بکوشند. تا که همچنان جهت افزودن به طول عمر رژیم اهریمنی خویش، به آن برنامه هائی بپردازند؛ که هدف شوم ایشان را به ثمر برساند!

از، پس از بر قراری تعهد قانونی میان گروه « پنج به علاوه یک » با جمهوری جنگ طلب آخوندی، و منعقد شدن توافق برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) ، پنج کشور آمریکا، بریتانیا، چین، روسیه و فرانسه به اضافه آلمان فدرال، به تمامی کنش های سران جمهوری پلید آخوندی، توجه و دقت خاصی را، نسبت به تمامی اعمال سران حکومت آخوندی اعمال می کنند؛ تا که اگر سردمداران رژیم، در ارتباط با تعهدشان و توافقی که با این گروه نموده اند عمل نکنند. آنها را با فشارهای سختی که بر این ددمنشان وارد می آورند. از همه سوی حکومت جمهوری اسلامی پرس کنند؛ و به آنها اجازه ادامه دادن به کارهای ضد بشری خود، و منافی با آرامش دنیا و آسایش ساکنان آن را ندهند!

جدی ترین مخالفان عملکردهای خودمحورانه کارگزاران جمهوری اسلامی در ایران، کشور ایالات متحده آمریکا است؛ که دست کم حدود پانزده سال متوالی، بر سر عدم تعهد ایشان با آنچه که در توافق هسته ای « پنج به علاوه یک » متعهد شده اند. پایبند نبوده و هیچگاه به آن عمل نکرده اند. هشدارهای لازم را به آنها بدهند؛ و آنان را از آنچه که می کنند برحذر داشته و باز بدارند. اما همانگونه که همگی مان در جریان هستیم و می دانیم: « نرود میخ آهنین بر سنگ »!

البته نباید فراموش کنیم؛ که رئیس جمهور پیش از دونالد ترامپ در آمریکا، حسین باراک اوباما، با باج هائی سیاسی که به حکومت ملاها می داد؛ و در نزدیکی انتهای ریاست جمهوری اش بر این کشور، مبلغ هنگفتی حدود( یکصد میلیارد و پانصد میلیون دلار آمریکا) را، که متعلق به ملت ایران بود. را به ملاهای جمهوری دزد و جنایتکار آخوندی ناز شصت داد؛ که تا شاید به این وسیله، وظیفه دینی و ایمانی خودش را به آئین اسلام ناب محمدی به انجام برساند!!

با توجه به سخنانی که اخیرا تیم ریاست جمهوری ایالات متحده( پرزیدنت دونالد ترامپ، وزیر امور خارجه مایک پمپئو، و مشاور امنیت ملی کاخ سفید جان بولتون) در پاسخ به پرسش های خبرنگاران در مورد چگونگی آنچه که میان آمریکا و جمهوری اسلامی می گذرد مطرح می کنند. اهداف دوگانه و متضاد سران رژیم آخوندی در ایران و دولتمردان حکومت کنونی آمریکا در ایالات متحده، کاملا مشهود و قابل توجه اند؛ که هر کدام با چه ایده و دیدگاه و هدفی، این منظور را دنبال می نمایند؟!

ستاد فرماندهی مرکزی آرتش آمریکا موسوم به (سنتکام) ، در بیانیه ای که روز یکشنبه شانزدهم ژوئن ۲۰۱۹ میلادی، برابر با ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ خورشیدی منتشر نموده است. اعلام و تایید کرده، که دو حمله یکی توسط حوثی ها به پهپاد آمریکائی صورت گرفته، و حمله دومی که همزمان با عملیات تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نفتکش ها در میان دریای عمان بوده است. به پهپاد آمریکائی که در آسمان بالای محل نفتکش ها در حال پرواز بوده حمله کرده است. تا که مانع ثبت شدن نقش سپاه پاسدران جمهوری مخوف اسلامی در این عملیات بشود؛ که البته در این باره ناکام مانده اشاره کرده است!

سنتکام در این رابطه معتقد می باشد؛ این حمله که به منظور سرنگون کردن پهپاد آمریکائی، جهت عدم ثبت شدن عملیات تروریستی سپاه به نفتکش ها بوده باشد. تا که این پرنده ی بدون سرنشین آمریکائی، هیچ فیلمی از تلاش مذبوحانه سپاه جانیان به نفتکش ها را، نتواند به این مرکز ( سنتکام ) مخابره نماید!
همانگونه که در فیلم های منتشر شده در فضای مجازی مشاهده کرده اید؛ و از خبرگزاری های بین المللی شنیده اید. این حملات به دلیل سبک کردن و تحقیر نمودن و تضعیف دولتمردان حکومت فعلی ایالات متحده به عمل آمده، تا که جمهوری اسلامی بتواند؛ به سخنانی که چندی پیش در این باره مطرح نموده بود جامه عمل بپوشاند. سرداران و مقامات سپاه در این مورد گفته بودند؛ که آمریکا از شگردهای سری ایشان بی خبر است. احتمالا منظورشان از شگردهای سری و پنهانی شان همین «مین هائی» بوده اند؛ که از زیر آب به بدنه این نفتکش ها نصب کرده بوده اند!

اما به پندار نگارنده این نوشتار، موش و گربه بازی کردن های آمریکا و آخوندها با همدیگر، از هدف های پنهان نگاه داشته شده آنها بر می خیزند. مقامات جمهوری ننگین اسلامی، بر اساس گفته رهبر کبیر انقلاب سیاه و شوم اسلاامی شان(خمینی دجال) ، به شدت به راه اندازی حتی ظاهری یک درگیری نظامی دیگر نیاز حتمی دارند. تا که در این رابطه بتوانند؛ برای جلوگیری نمودن از خطر سرنگون شدن رژیم خونخوار و حاکمیت ددمنشانه خودشان، با ترفند جنگ افروزی و جلب توجه مردمان ناآگاه و ساده انگار کشورمان، و جذب نمودن ایشان به جنگی دیگر جهت دفاع از سرزمین باستانی خودشان، باری دیگر به دست اندرکاران جمهوری خودکامه اسلامی فرصت دیگری بدهند. تا که بتواند باز هم به حیات شوم و جهنمی خود در ایران ادامه بدهد!

ولی دونالد ترامپ هم که سه روز پیش، برای شرکت نمودن در انتخابات ریاست جمهوری در سال آتی(۲۰۲۰) اعلام آمادگی کرده است. تردیدی ندارد، که در باره حمله نظامی به ایران در شرایط فعلی، لازم است که کاملا دست به عصا حرکت کند؛ و هیچ اشتباهی را مرتکب نگردد؛ که انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده را، تحت الشعاع لجبازی آخوندها با ایالات متحده قرار بدهد!

از اینرو، هیچ ابهامی در این رابطه وجود ندارد؛ که طرفین این ماجرا، صرفا به خاطر مطامع شخصی خودشان، چنین بلوائی را در دنیا به پا کرده اند. تا در این خصوص، اهداف شخصی شان را جامه عمل بپوشانند. در خبرها آمده است؛ که پرزیدنت ترامپ برای سید علی خامنه ای پیام خصوصی ارسال نموده، و از وی خواسته است که برای انجام شدن دوباره مذاکرات هسته ای توافق کند. با سخنانی که رهبر جمهوری اسلامی هنگام حضور « آبه شینزو » نخست وزیر ژاپن در ایران بیان کرده است. تردیدی وجود ندارد که این یک جنگ زرگری است. که با روی دادن آن، فقط مردم ایران خواهند بود؛ که مورد زیان های ناشی از جنگ در کشورشان قرار خواهند گرفت!

یکی از این دو طرف می خواهد کاری کند؛ که تشکیل شدن حکومت جنگ طلب آخوندی در ایران را، از تلاش های حزب رقیب با حزب متبوع خویش مطرح سازد. تا کنش های اشتباه آنان را، که به وجود آورنده حکومت بدنهاد اسلامی است. را مورد ملامت قرار بدهد. ولی خودش را به عنوان رئیس جمهور مردمی، و کارهای خویش را متعارف و مخالف با روش های دیکتاتوری جلوه بدهد!

از سوی دیگر، طرف مقابل او، که جز به سودجوئی و قدرت پرستی برای خویش نمی اندیشد. در صدد است؛ که با ایجاد بحران و بلوا در همه دنیا، بر بقای عمر ننگین خویش پای بفشارد؛ تا در میانه راه ادامه حکومت اش، امپراطوری شیعیان جهان را به نام خودش به ثبت برساند. تا با این روش، به فرقه های دیگر این دین نه آسمانی، بلکه صد در صد زمینی، سیلی حقارت آمیز بزند. و قدرت شیعیان گیتی را به رخ اهل تسنن بکشاند!

محترم مومنی

مطلب قبلیپرزیدنت ترامپ: برای حمله به جمهوری اسلامی نیازی به مجوز کنگره ندارم
مطلب بعدیمایکل پریجنت: تحریم رهبر جمهوری اسلامی ابراز آمریکا برای فشار بر رژیم جمهوری اسلامی است
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید


9 − 7 =