تام كروز در يك شيرين‌كاری ديوانه‌وار، ‌در فيلم جديد از «ماموريت غيرممكن» نفسش را ۶ دقيقه زير آب حبس كرد.

 از ۱۹ سال پیش و از زمانی كه تام كروز بازی در فیلم «ماموریت غیرممكن» را آغاز كرد، شهرت او به عنوان بازیگری كه می‌خواهد ویژگی‌ها و شیرین‌كاری‌های خودش را داشته باشد، آنقدر گسترش یافته كه به یك افسانه بدل شده است.  هر فیلم جدید از مجموعه «ماموریت غیرممكن» به نظر می‌رسد حرف‌های جذاب جدید برای گفتن داشته باشد و كروز خودش بار انجام این تلاش سنگین را برعهده گرفته است.

اگر احتمالا تصور می‌كنید كروز واقعا از بالاترین ساختمان جهان در فیلم «ماموریت غیرممكن: پروتكل روح» بالا نرفته است، باید بدانید اشتباه می‌كنید.

در مورد جدیدترین فیلم این مجموعه یعنی «ماموریت غیرممكن: ملت سركش» نیز كه از جمعه اكران آن شروع شد، به احتمال زیاد تاكنون اگر صحنه مربوط به آویزان شدن او از یك هواپیمای غول پیكر در حال شروع به پرواز را ندیده‌اید، باید خبر آن را شنیده باشید.

اما تازه اعلام شده كه او جز این كار، كارهای خطرناك و غیرممكن دیگری هم انجام داده است؛ از جمله در یك صحنه كلیدی از فیلم كه كروز در نقش مامور اتان هانت ظاهر می‌شود، او باید مسیری را زیرآبی طی كند تا به چیپ كامپیوتری برسد كه ممكن است او را به شخصیت منفی فیلم، نزدیك كند. او در تمام این صحنه نفسش را واقعا زیر آب حبس كرده و در صحنه‌ای دیگر از یك جرثقیل بزرگ به ارتفاع ۱۲۰ پا، پایین پریده است.

1782784

وید ایستوود مسئول جلوه‌های ویژه فیلم می‌گوید تام کروز همه این كارها را خودش انجام داده است. این مسئول كه ارتباطی هم با كلینت ایستوود ندارد، پیش از این در فیلم «لبه فردا» با كروز كار كرده بود و از وسواس وی درباره اصالت كار آگاه بود. با این حال او می گوید هنوز از دیدن توانایی‌های فیزیكی كروز دچار شگفتی می‌شود. او می‌گوید: واقعا كروز اگر بازیگر نمی‌شد، می‌توانست یك بدلكار درجه یك باشد. تفاوت بین كروز و یك بدلكار در این است كه او نقش شخصیت را پس از شنیدن «اكشن» انجام می‌دهد، اما یك بدلكار كارش را در كنار شخصیت انجام می‌دهد.

ایستوود می‌گوید در حالی كه دوربین‌های متعددی زیر آب وجود داشت و بدلكاران آماده بودند تا در صورتی كه چیزی درست درنیامد درون آب بپرند، اما كروز خودش این كار را انجام داد و مدت طولانی نفسش را حبس كرد. او می‌گوید یكی دو بار او را از آب بیرون كشیدم، چون فكر كردم وضعیت دارد خطرناك می‌شود، اما او گفت: من خوبم و فقط دارم كاری را كه باید، خیلی واقعی انجام می‌دهم. این مسئول می‌گوید: كروز یك بار به او گفت: من نفس زیادی دارم، مطمئن باش نمی‌خواهم بمیرم…

به گزارش مهر به نقل از مووی نیوز، تام كروز ۵۳ ساله با پنجمین قسمت «ماموریت غیرممكن» از روز جمعه راهی پرده‌های نقره‌ای شده است.

مقاله قبلیتنش در زندگی یک زوج با دریافت هدیه‌های مشکوک
مقاله بعدیکنایه فردوسی پور به گم شدن دکل‌های نفتی در برنامه 90
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.