کوئنتین تارانتینو هم برای فیلم جدیدش اسم انتخاب کرد و هم کار انتخاب بازیگرانش را شروع کرد.

 تارانتینو ابراز امیدواری کرد تا کار فیلمبرداری فیلم جدیدش را تابستان شروع کند.

گفته می شود تارانتنیو که با فیلم “جانگوی رها شده” از سال 2012 به دنیای وسترن توجه نشان داد، اسم فیلم جدیدش را “هشت نفرت انگیز” گذاشته و ابراز امیدواری کرده این فیلمنامه را تابستان جلوی دوربین ببرد.

عنوان پیشنهادی تارانتینو به نوعی یادآور فیلم جان استارگز در سال 1960 یعنی “هفت باشکوه” و نیز “هفت سامورایی” آکیرا کوروساوا در سال 1954 است.

تهیه کننده این فیلم پیلار ساوون است که به عنوان تهیه کننده “جانگوی رها شده” را تهیه کرده و به عنوان کمک تهیه کننده در ساخت “لعنتی های بی آبرو” هم حضور داشت.

هنوز سرمایه گذاران و توزیع کنندگان این فیلم معین نشده اند.

تارانتینو در ماه نوامبر سال پیش و به دنبال استقبال از “جانگوی رها شده” اعلام کرد در حال کار کردن روی یک فیلمنامه جدید است که در ژانر وسترن نوشته می شود. اما او آن زمان عنوانی برای این فیلمنامه انتخاب نکرده بود. او در گذشته از پروژه های مختلفی برای ساخت نام برده که سرانجام راهی قفسه ها شدند و به مرحله ساخت نرسیدند و “لعنتی های بی آبرو” پروژه ای بود که یک دهه طول کشید تا به مرحله ساخت برسد و تارانتینو بارها و بارها فیلمنامه آن را بازنویسی کرده بود.

او در ماه نوامبر با حضور در یک شوی تلویزیونی گفته بود: “جانگو” را با علاقه زیاد ساختم و آنقدر عاشق ژانر وسترن هستم که با خودم فکر کردم حالا که یکی ساختم، خیلی خب پس بگذار یکی دیگر هم بسازم و حالا می دانم که این کار را انجام می دهم.

 tarantino_django

تارانتینو همیشه به ژانر وسترن علاقه داشت و در دوره پس از ساخت “داستان عامه پسند” یعنی در میانه دهه 90 سعی کرد تا از داستان المور لئونارد با عنوان “40 تازیانه یکی کمتر” که درباره دو زندانی، یک آپاچی و یک سرباز سیاه است که باید بجنگند تا آزادیشان را به دست بیاورند فیلمی بسازد.

با این حال او به جای آن داستان، در سال 1997 فیلم “جکی براون” را بر اساس رمان “رام پانچ” نوشته المور لئونارد ساخت. اقتباسی که به رمان لئونارد خیلی نزدیک بود و مورد توجه منتقدان قرار گرفت. تارانتینو، دنیای تلخ و سیاه لئونارد و شخصیت های شوربخت او را خوب فهمیده بود و در فیلمش، عین آن را ساخت.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر،کوئنتین تارانتینو کارگردان و فیلمنامه‌نویس مشهورکه علاقه زیادی به ژانر وسترن دارد، چندی پیش اعلام کرد در فیلمی وسترن به کارگردانی انزو کاستلاری ایتالیایی در نقش کوچکی بازی می کند.

http://theurbanalternative.wordpress.com/2013/01/12/video-quentin-tarantino-gets-angry-over-too-violent-criticisms/

مقاله قبلیپس لرزه های زلزله مهیب حکومت دست نشانده اسلامی !
مقاله بعدیبرنیس بژو با “گذشته” از جشنواره پالم اسپرینگ جایزه گرفت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.