خیلی‌ها از صدای زنده‌یاد فریدون فروغی خاطره دارند و با آن زندگی کرده‌اند. اگر هم این طور نباشد، هرکس تنها یک بار هم قطعه‌ای از او شنیده باشد، خیلی خوب می‌داند که صدای فروغی اصلا آدم را یاد تُن ماهی نمی‌اندازد.

  چند وقتی می‌شود، همان تلویزیونی که موسیقی را دوست ندارد و هیچ سازی را نشان نمی‌دهد، تلویزیونی که صدای زنده‌یادان فرهاد مهراد و فریدون فروغی را در زمان حیاتشان پخش نکرد، حالا یک آگهی بازرگانی پخش می‌کند که در آن از ملودی و ترانه معروف فریدون فروغی برای تبلیغ کنسرو ماهی تُن استفاده کرده است.

«نیاز» نام یکی از قطعات مشهور زنده‌یاد فروغی است. ترانه‌ای که مضمونی عاشقانه دارد و ملودی آن متعلق به اسفندیار منفردزاده است و شهیار قنبری هم شعر‌ آن را سروده است.

فریدون فروغی در بخشی از این قطعه می‌خواند: «تو مث وسوسه‌ی شکار یک شاپرکی…تو مث شوق رها کردن یک بادبادکی… تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه‌ای… تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی… من نیازم تو رو هر روز دیدنه…از لبت دوست دارم شنیدنه…»

البته در این آگهی تبلیغاتی خواننده به جای مصراع آخر می‌گوید: «من نیازم تو رو هر روز چشیدنه»

اکنون صدا و سیما به عنوان بزرگترین ناقض قانون کپی‌رایت، ملودی را که متعلق به اسفندیار منفردزاده است و با صدای فریدون فروغی جان گرفته را به روی آنتن می‌برد و این در حالی است که فروغی هیچ‌گاه نتوانست در کشورش فعالیت مجاز داشته باشد و آثارش از صدا و سیما پخش شود.

به نظر می‌رسد، ایده‌ها آنقدر ته کشیده است که در یک آگهی تبلیغاتی اثر خواننده‌ای دستخوش تغییر شده و سازنده با افتادن به جان یک قطعه موسیقی هدف تبلیغاتی خود را با چنین مجوزی پیش می‌برد.

به گزارش ایسنا؛ البته سال‌هاست که همین صدا و سیما که بعضا به کوچکترین استفاده از آثارش در جایی دیگر واکنش نشان می‌دهد، آثار افرادی چون فرهاد مهراد را به‌رغم اعتراض و حتا شکایت خانواده آن‌ها به مراجع قضایی، با پشتوانه نبود الزام به رعایت حقوق مؤلف در کشور، پخش‌ می‌کند.

مقاله قبلی«دی کاپریو» و «جونا هیل» در فیلم شرح حال «ریچارد جوئل»
مقاله بعدیسنجاب ایرانی در خطر انقراض
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.