سید مصطفی تاجزاده در نامه ای به همسرش برخوردهای اخیر اصولگرایان را ناشی از استیصال آنها خواند.

 این زندانی سیاسی در نامه خود با یادآوری این نکته که اکنون با اقلیتی مأیوس اما آماده خشونت ورزی روبروییم که منتظرند هر اشتباه احتمالی اصلاح طلبان را دست مایه ایجاد بلوا و حتی فاجعه ای بکنند می نویسد: “من امروز بیش از همیشه ناامیدی و سردرگمی را در چهره و اعمال افراطیون می بینم و در این شرایط ما بیش از همیشه نیاز به همگرایی داریم. کافی است همگی مانند سالیان گذشته با هم باشیم، از گذشته عبرت بگیریم و امیدوارانه و با حمایت از بزرگانمان از خاتمی و موسوی و کروبی تا هاشمی و روحانی و سید حسن خمینی به سوی فردایی بهتر حرکت کنیم.”

عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به رجزخوانی های حداد عادل بر علیه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته است: ” اگر به این پرسش پاسخ دهیم که کسی که بزرگترین سرمایه سیاسی اش یک پیوند ازدواج است با کدام پشتوانه برای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یادگار امام خط و نشان می کشد، ابعاد و عمق مسئله تاحدود زیادی روشن می شود. از آن جا که حدِّ حدّاد این نیست، ظاهراَ قصه باید همان ماجرای قدیمی و مشهور آواز شه و حلقوم عبدالله باشد.”

این زندانی سیاسی در ملاقات کابینی این هفته خود نیز با محکوم کردن برخورد صورت گرفته با دختران زهرا رهنورد و میرحسین موسوی نسبت به حضور بقایای سعید امامی در وزارت اطلاعات هشدار داده بود و از روحانی خواسته بود تا با هوشیاری اجازه ندهد تا این بخش از وزارت اطلاعات کارهایی که در زمان احمدی نژاد نتوانستند انجام دهند اینک به نام دولت اعتدال انجام دهند.

به گزارش نوروز، متن کامل این نامه در پی می آید:

به نام خدا

همسر  عزیزم!

 

هنگامی که آقای حدادعادل هیأت امنای دانشگاه آزاد را تهدید کرد که از برکناری رئیس آن موسسه پشیمان خواهند شد، انتظار نمی رفت که به ماه نرسیده مداح ثابت مراسم سوگواری بیت رهبری و شبکه های اصلی صدا و سیما گستاخانه مرگ آقای هاشمی را آرزو کنند و انصار خوارج مسلک بکوشند سخنرانی وی را در کرمانشاه برهم زنند.

جالب آن که هجوم تبلیغاتی گسترده و بیسابقه به بیت و موسسه نشر آثار امام نیز درهمین فاصله انجام گرفت. همچنین فشارها علیه دکتر توفیقی که یکی از جرم هایش موافقت با تغییر مزبور بود، چنان افزایش یافت که رئیس جمهور از معرفی وی به مجلس خودداری کرد. آنگونه که از شواهد امر پیداست ظاهرا سرعت تحولات در این دوره از عصر اصلاحات بیشتر است.

فخری جان!

این که آقای حدادعادل که نه اهل فعالیت انقلابی بود و نه از اصحاب جبهه و جنگ به شمار می رفت با وجود وجهه دانشگاهی اش مانند یک ژنرال نظامی که گویی در برابر فرماندهان ارتش محارب و متجاوز سخن می گوید، علیه آقای هاشمی رجز می خواند، به نظر من دلایلی بیش از جابه جایی رئیس یک دانشگاه داشته و دارد. اگر به این پرسش پاسخ دهیم که کسی که بزرگترین سرمایه سیاسی اش یک پیوند ازدواج است با کدام پشتوانه برای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یادگار امام خط و نشان می کشد، ابعاد و عمق مسئله تاحدود زیادی روشن می شود. از آن جا که حدِّ حدّاد این نیست، ظاهراَ قصه باید همان ماجرای قدیمی و مشهور آواز شه و حلقوم عبدالله باشد.

به هر رو من علت عصبانیت از ما بهتران را در این می بینم که حضرات وجود آقایان هاشمی و سید حسن خمینی و بیت امام را مانع بزرگی در راه تک صدا شدن جامعه و حکومت می بینند و از این نظر حق با آن هاست. مگر برای جلوگیری از تکرار دوم خرداد، پیشنهاد حذف پست و انتخابات ریاست جمهوری مطرح نشد؟

مگر با تمام کارشکنی ها ثمرات مبارک حضور این بزرگواران در ۲۴ خرداد تجلی نکرد؟ البته روشن است که نقش اصلی در پیروزی در انتخابات اخیر متعلق به میلیون ها زن و مرد صلح طلب و زمان شناسی است که از مهندسی شده ترین انتخابات سالیان اخیر حماسه ای آفریدند که رویاهای جنگ طلبان آمریکایی – اسرائیلی و ایرانی را یک جا نقش بر آب کرد! قطعا خلق این حماسه منوط به شرایطی بود که حضور فعال خاتمی و هاشمی و دیگر مغضوبین مداحان درباری از جمله آن شرایط به شمار می روند.

یار باوفایم!

خشم اقتدارگراها را باید در این دید که نه می توانند عملکرد هشت ساله اخیر را توجیه کنند و نه کسی از آنان می پذیرد که برخلاف واقع و با روشی غیراخلاقی آقای احمدی نژاد را به تنهایی مسبب و مسئول اوضاع اسفناک کنونی و نیز تحریم های بی سابقه علیه میهن و مردم معرفی نمایند.

آنان ناخشنودند که چرا با تمام بهانه تراشی ها که گاه به سرحد کارشکنی می رسد، نمی توانند مانع انجام مذاکرات دکتر ظریف و همکارانش با کشورهای ۵+۱ شوند. حضرات عصبانی اند زیرا گرچه مانند عصر اصلاحات دولت را آماج تبلیغات خود قرار داده اند که پاسخ گوی نیازهای اقتصادی مردم نیست ولی خود می دانند که حتی نمی توانند طرفداران خویش را در این زمینه کاملا توجیه کنند چه رسد به میلیون ها ایرانی که هوشیارانه و سرفرازانه به دکتر روحانی رأی دادند. قاطبه مردم ما می دانند که به سامان شدن اوضاع اقتصادی بدون لغو تحریم ها اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار و زمان بر است. اقتدارگراها با همه وجود حس می کنند که موفقیت دولت تدبیر و امید به ویژه در عرصه های اقتصادی و بین المللی معنایی جز شکست نظری و عملی حکومت مطلقه فردی ندارد و به حاکمیت فضای امنیتی و پلیسی به طور کامل پایان می دهد.

یار گرامی ام!

 

ادبیات نظامی حدّاد و نیز مرگ خواهی آقای مدّاح هم چون پرتاب کردن لنگه کفش به روی دکتر روحانی پس از سفر موفقش به نیویورک، بیانگر نهایت استیصال آنان است. استیصالی که از سویی موجب خرسندی است اما در عین حال به همه ما هشدار می دهد که مبادا خطایی مرتکب شویم. زیرا با اقلیتی مأیوس اما آماده خشونت ورزی روبروییم که منتظرند هر اشتباه احتمالی ما را دست مایه ایجاد بلوا و حتی فاجعه ای بکنند. من امروز بیش از همیشه ناامیدی و سردرگمی را در چهره و اعمال افراطیون می بینم و در این شرایط ما بیش از همیشه نیاز به همگرایی داریم. کافی است همگی مانند سالیان گذشته با هم باشیم، از گذشته عبرت بگیریم و امیدوارانه و با حمایت از بزرگانمان از خاتمی و موسوی و کروبی تا هاشمی و روحانی و سید حسن خمینی به سوی فردایی بهتر حرکت کنیم.

دوستدار همیشگی تو مصطفی

اوین آبان ۹۲

مقاله قبلیآغاز صدور قبوض نجومی گاز
مقاله بعدیانجمن صنفی روزنامه‌نگاران حق فعالیت ندارد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.