تئوری ذره دیجیتال بنیادین نوشتاری از کوروش زعیم

0
103

تئوری آنچه همه چیز از آن ساخته شده است.

چکیده:

تئوری پذیرفته شده درباره “پیدایش” انفجار بزرگ است، هنگامی که حدود ۸/۱۳ میلیارد سال پیش کیهان از تکینگی بینهایت کوچک، بینهایت چگال، بینهایت داغ آغاز به گسترش می کند. روند تکامل از همین نقطه آغاز شد و برای بی شمار میلیارد سال آینده ادامه خواهد داشت. نقطه آغازین تکامل آفرینش نخستین ذره بینادین بود، که همه چیز در کیهان بی جان و باجان، از جمله ما آدمیان از آن ساخته شده است. این آجر سازنده چیزی جز یک میدان انرژی ساده با بار مثبت یا منفی، یا چپ چرخ و راست چرخ که من آن را ذره بنیادین دیجیتال می خوانم.

در انفجار بزرگ، هنگامی که تکینگی ماده بینهایت چگال زیر فشار یا گرانش بی نهایت و دمای چندین میلیارد درجه منفجر می شود، نمی توانسته چیزی بجز بینهایت میدان های انرژی را به فضا پرتاب کند. میدان های انرژی با بارهای مثبت ومنفی در مسیر خود از سرآغاز، در برخوردهای تصادفی با یکدیگر بینهایت آرایش های گوناگون از میدان های مثبت و منفی را شکل می دهند. این آرایش ها بسیار شبیه بیت ها و بایت های برنامه های رایانه ایست. ادامه این برخوردها و ترکیب ها در ۳۸۰ هزار سال نخست اتم های سازنده هلیوم، هیدروژن و لیتیوم[۱] شکل می گیرند و به تدریج در طی میلیاردها سال با برخورد و ترکیب و آرایش های مجدد همه عناصری که ستاره ها و سیاره ها و بطور کلی کیهان و هر آنچه در آن است، بی جان و زنده، بوجود می آیند.

اگر همه چیز با آرایش های گوناگون میدان های الکترومغناتیس دیجیتال ۱- و ۱+ ساخته شده اند، پس سازه چیزها را که توسط برنامه های دیجیتال تصادفی ایجاد شده اند می توان رمزگشایی کرد. با پیشرفت تکنولوژی برای مهندسی معکوس سلول ها و اتم ها به برنامه های دیجیتال آنها، می توان امیدوار بود که بازنویسی برنامه های اتم ها، مولکول ها و یاخته ها برای تبدیل به چیزی جز آنچه اکنون هستند دور از دسترس نخواهد بود.

پیشگفتار:

دانشمندان فیزیک تئوریک و اخترفیزیک تئوریک و اخترشناسان، در جستجوی آن هستند که کیهان چگونه بوجود آمده و همه چیز در آن از چه ساخته شده است. اختربینان و روانشناسان می خواهند بدانند که چگونه کیهان، یا موجهای الکترومغناتیس یا نیروهای کیهانی ساختار روانی موجودات زنده را تاثیر می گذارند؛ و زیست شناسان و دانشمندان ژنتیک که می خواهند بیاموزند چرا ما تحت تاثیر میراث ژنتیک و دی ان ای هستیم. اگر “خدا” همه ما را برابر آفریده است، پس چرا نیستیم؟ چرا ساختار ژنتیگ ودی ان ای تن ما بر ما اثر دارد، و چرا هر کدام بطور متفاوتی تحت تاثیر نیروهای پیرامونی قرار می گیریم؟ آیا همه اینها بطور تصادفی ایجاد شده است و “خدا” به گفته هاکینگ و بر خلاف باور اینشتین در آفرینش تاس می ریخته است[۲]؟ اگر “خدا” همه بیجانها و جانداران در سیاره ما و در گستره بی نهایت کیهان(ها)[۳] را همینگونه اراده کرده، پس چگونه چنین بیناب بی نهایت مجهولات و رویدادها را طراحی و اداره کرده است؟ این پرسش ها را باید فیزیکدانان و دین شناسان پاسخ دهند. هدف ما در اینجا فقط درک چگونگی انجام کار است نه کننده آن.

در جستجوی ذره بنیادین:

 یکی از هدفهای اصلی فیزیک نوین اینست که دریابد کیهان چگونه و از چه ساخته شده است. افزون بر آن، اینکه ماده چیست و چه چیزی ماده را بهم نگه می دارد. لوسیپوس[۴]، دالتون[۵] و رازرفورد[۶] پیشگامان این جستجو بودند. با پیشرفت تکنولوژی، جستجو برای اینکه کیهان از چه ساخته شده، به اتم انجامید و کشف بیش از۲۰۰ ذره زیراتمیک. و اکنون، جستجو برای بنیادی ترین ذره در پیچیده ترین شتاب دهنده ذره در سرن، سوییس، در جریان است. تا کنون حتا کوچکترین ذره ساده زیراتمیک کشف شده خود از ذره های ساده تری ساخته شده است.

 رازفورد نشان داد که اتم از یک هسته و الکترون هایی که در مدار آن می گردند تشکیل شده است. فیزیکدانان اخیر کشف کرده اند که خود هسته از نوترون ها و پروتون ها ساخته شده است. برنده امریکایی جایزه نوبل در فیزیک، موری گل-مان، و فیزیکدان روسی-امریکایی جرج زوایگ هر کدام جداگانه در سال ۱۹۶۴ مدل کوارک را پیشنهاد کردند، که کوارک بنیادی ترین ذره تشکیل دهنده ماده است. در جستجویی پیشرفته تر دانشمندان در ابرشتاب دهنده سرن به دنبال بنیادی ترین ذره هستند که بوزون هیگز نام گرفته است هستند.

یک ذره بنیادین ذره ایست که سازه آن نادانسته باشد؛ یعنی دانسته نیست که از ذره های دیگری ساخته شده باشد. این تعریف محتاطانه تلقی می شود، زیرا فیزیکدانان در جستجوی بنیادی”ترین” ذره هستند که هیچ سازه ای یا هیچ سازه ای که بتوان اندازه گیری کرد ندارد و از چیزی کوچکتر از خود ساخته نشده است. این ذره، آجر بنای کیهان و هر چیزیست که در آن وجود دارد.

ماده، موج، انرژی

ما اکنون در فیزیک می دانیم که هر دو موج الکترومغناتیس و ماده را می توان به عنوان میدان های انرژی تعریف کرد. یا، آنگونه که فیزیکدانان محافظه کار می اندیشند، موج را می توان به انرژی تبدیل یا ترادیس کرد. در هر حال، فارغ از درک ما از ماده، ذره های بنیادین آفرینش انرژی و فقط هم انرژی بوده اند که ما و همه چیز در جهان و کیهان را ساخته است[۷].

معادله معروف اینشتین۲E=mc نشان می دهد که انرژی همان ماده یا توده است. ماده یک شیئی، جسم، سنگ یا تنه درخت نیست، بلکه میدان های انرژی فشرده بهم است که بوسیله برنامه های بسیار پیچیده دیجیتال طبیعت به هر گونه ذره ماده که همه این چیزها را می سازد تبدیل می شود. کشف بوزون هیگز بسیار مهم است، زیرا وجود “میدان هیگز” که میتواند همان میدان انرژی نخستینی باشد، یا وجود آن را باورکردنی تر سازد. بنابراین، مفهوم فیزیک براستی درباره انرژی است که در قالب هر و همه گونه چیز هویدا می شود.

آنچه فیزیک کلاسیک با آن سروکار دارد ماده یا توده  دیده شدنی است، مانند انسان، درخت یا هر چیز جامد، آبگون یا گاز که فضا اشغال می کند ودیده شدنی است. انرژی چیزی است که این توده های دیده شدنی را می سازد، و آنها چیزی بجز ترکیب ها یا برنامه های گوناگون از میدان های انرژی فشرده نیستند.

طبق گفته اینشتین، ماده وانرژی یکی هستند و بهم دیگر تبدیل پذیر. در حالیکه ماده فضا اشغال می کند و دیده شدنی است، انرژی به هر شکل موج، توده یا نیرو هویدا می شود و سبب تمامی رویدادهای کیهان است. نخستین قانون ترمودینامیک، همچنین اینشتین، نیز وانمود می کند که مقدار انرژی و ماده در کیهان ثابت است.

موجها چیزی بجز انرژی نیستند. ما می دانیم که در فرمول vh=E، E انرژی، h ثابت پلانک و v بسامد هستند. ثابت پلانک = ۱۰۳۴x ۶۲۶/۶ ژول. همچنین ما می دانیم که vλ=c، که در آن c سرعت نور (۱۰۸ x ۳ متر در ثانیه)، و λ طول موج است. اگر در فرمول بالا بسامد v را جانشین کنیم، می شود λ/ch، بنابراین:

 ۶۲۶/۶ =Ex۱۰۳۴  x ۳  x۱۰۸ ÷۶۳۳x ۱۰ ­۹ = ۱۴/۳  x۱۰ -۱۹ ژول = انرژی موج فوتون

اکنون، ما می دانیم که توده و موجهای الکترومغناتیس از هیچ چیز بجز انرژی ساخته نشده اند. اگر همه توده و موجها انرژی هستند، پس ذره بنیادینی که بی درنگ پس از لحظه انفجار بزرگ تولید شده نمی تواند چیزی بجز تک میدانهای انرژی بوده باشند. در اینجا من تنها نشان می دهم که چگونه این میدانهای انرژی تبدیل به ذره های زیراتمیک می شوند.

تئوری ذره بنیادین دیجیتال:

آدمیان و همچنین همه موجودهای جاندار،‌ گیاهی و بی جان از کوچکترین عنصر در طبیعت، که ذره بنیادین خوانده می شود، ذره ای که بخش پذیر نیست، ساخته شده اند. در فیزیک ذره، ذره بنیادین ذره ای تعریف شده که سازه آن ناشناخته است[۸]. من باور دارم که این ذره بنیادین بایستی که یک تک میدان انرژی باشد. اگر یک اتم از الکترون های بار منفی (شامل میدان های انرژی منفی)، پروتون ها (شامل میدانهای انرژی مثبت) و نوترون ها (شامل میدانهای منفی و مثبت بطور مساوی که همدیگر را خنثی می کنند) ساخته شده، پس ما میتوانیم همه ذره ها، اتم ها، مولکول ها و یاخته ها را آرایشی از ترکیب های مختلف بارهای مثبت و منفی تعریف کنیم.

بنابراین، نخستین ذره بنیادینی که در آغاز کیهان نخستینی آفریده شد، شاید انفجار بزرگ، بایستی که تک میدانهای انرژی دارای فقط یکی از این دو ویژگی بوده باشند: میدان انرژی با بار مثبت و با بار منفی. هر میدان انرژی یکی از تنها دو ویژگی موجود در کیهان را دارا است: بار مثبت و بار منفی. شاید این میدانها بسته به بار آنها چپ چرخ یا راست چرخ باشند. ولی آنها مطلقن هیچ ویژگی و کارکرد دیگری ندارند. هر میدان را میتوان با علامت های (+) یا (-)، یا به زبان برنامه رایانه ای با (۰) و (۱) نشان داد.

این همان اصلی است که بر پایه آن برای رایانه ها برنامه نویسی می شود: پاسخ دادن به دستورهای رمزی دودویی (۰) و (۱). همه برنامه های رایانه ای بر پایه (بیت)ها که فقط یکی از دو ارزش (۰) و (۱) را دارند هستند. نخستینی ترین واژه رایانه ای (بایت) است که از ۸ (بیت) ساخته شده است. معنای هر بایت بستگی به این دارد که بیت های ۰ و ۱ چگونه در آن آرایش یافته اند (یا بارگذاری شده اند). یک برنامه رایانه ای که ارتباط ما را با رایانه آسانتر و کمتر وقتگیر می کند، دارای تریلیون ها بیت دستور است.

من باور دارم که در کیهان بیت ها میدان های انرژی هستند، یعنی ذره های بنیادین با بارهای ۱- و ۲+، بایت ها با برخورد و آرایش تصادفی بیت ها شکل می گیرند، و ذره های بزرگتر و پیچیده تر بهیمین ترتیب در طی میلیاردها سال فعالیت کیهانی ساخته می شوند، فرایندی که ما آن را تکامل می خوانیم.

برای اینکه دیدگاه خود را بهتر توضیح دهم، باورهای دانشمندان را که در لحظه انفجار بزرگ چه روی داده، و چگونه بنیاده های آغازین یا ذره های بنیادین شکل گرفته اند را بررسی می کنیم. هرچند دانشمندان هنوز در جستجو هستند، ولی سرانجام شاید کشف کنند یا به این نتیجه برسند که ذره بنیادین نخستینی چیزی بجز یک تک میدان ساده انرژی نبوده است.

انفجار بزرگ و شکل گیری ذره ها:

بر پایه تئوری انفجار بزرگ، یک مدل دانشیک چگونگی پیدایش کیهان که پذیرش گسترده ای در میان دانشمندان دارد، کیهان از یک تکینگی آغاز شده است[۹]. هیچ کس نمی داند که تکینگی چیست و از کجا آمده، ولی یک پنداشت پذیرفته شده این است که تکینگی در هسته سیاهچاله زیر فشار شدید یا نیروی گرانش و دمای شدید، توده متناهی به شکل یک چگالی بینهایت فشرده شده است. بنابراین، کیهان از یک وضعیت بی نهایت کوچک، بی نهایت چگال و بی نهایت داغ، که تکینگی خوانده می شود، آغاز شده است[۱۰].

این تکینگی باور شده که حدود ۸/۱۳ میلیارد[۱۱]،[۱۲] سال پیش با نرخی سریع آغاز به گسترش کرده و، بنابراین، کیهان را وادار به خنک شدن و رسیدن به وضعیت پیوسته گستران کنونی نموده است. برخلاف استنباط همگانی که انفجار بزرگ براستی یک “انفجار” بوده که با سرعت گسترش یافته تا کیهان کنونی را شکل بدهد، نشان داده شده که این تکینگی بوده که همانند یک بادکنک گسترش یافته تا به بزرگی کیهان کنونی ما برسد. بنابراین، تکینگی در اسپاش نمایان نشد، بلکه اسپاش در درون تکینگی آغاز شد[۱۳][۱۴].

اخترفیزیکدانانی که تئوری انفجار بزرگ را باور دارند می گویند که پس از انفجار بزرگ، همچنانکه کیهان به علت گسترش سریع آغاز به خنک شدن کرد، “انرژی ناب” تبدیل به ذره های زیراتمی شد. بنابراین، این یک راستی دانشیک پذیرفته شده است که وضعیت نخستینی بی نهایت کوچک، بی نهایت چگال و بی نهایت داغ نمی توانسته چیزی بجز “انرژی” ناب بوده باشد.

در قضیه اینشتین، انرژی و توده همانند هستند و توده را می توان انرژی خواند. البرت اینشتین و لوییس دو بروگلی[۱۵] ، و بسیاری دانشمندان دیگر بر این باور هستند که همه ذره ها یک ماهیت موجی هم دارند. دو بروگلی در قضیه پیشگامانه خود گفت که، “نور دارای ذره هایی است که تجمیع انرژی در موج هستند، و این نشانه این است که همه ذره ها، مانند الکترون ها، بایستی که به وسیله موجی در آن نهاده شده است جابجا شوند.” دو بروگلی همچنین پیشنهاد کرد که الکترون ها دارای یک زمان سنج درونی هستند، و این زمان سنج یا “ساعت” درونی کمک می کند به مکانیزمی که ذره ها را توسط موج درونی آن راهنمایی می نماید. او همچنین گفت که نور تجمیع انرژی در موج است[۱۶]. من می پندارم که آن “ساعت درونی” که دو بروگلی به آن اشاره می کند، همان برنامه شامل میدان های انرژی دیجیتال است که در درون الکترون ها شکل گرفته است.

استیون هاکینگ[۱۷]، می گوید یک سدم ثانیه پس از انفجار بزرگ دما بایستی که ۱۰۰ میلیارد درجه بوده باشد و اینکه در آن لحظه کیهان بایستی که دارای فوتون، الکترون و نوترینو و همچنین پادذره های آنها، و همچنین پروتون و نوترون، شده بوده باشد. در طی سه دقیقه، دما به یک میلیارد درجه افت می کند و پروتون ها و نوترون ها ترکیب می شوند و هسته هلیوم، هیدروژن و عنصرهای دیگر را شکل می دهند. سپس هزاران سال به درازا می انجامد تا برخی از این ذره ها (پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها) گرد آیند و اتم ها، که آجرهای ساختمان توده هستند، را شکل دهند. نخستین بنیاده هیدروژن، همراه با مقدارهای بسیار کمی هلیوم و لیتیوم، بوده است. سرانجام، ابرهای هیدروژن زیر فشار گرانش در هم آمیختند و ستاره ها را شکل دادند، و بنیاده های سنگینتر، یا در درون ستاره ها و یا در دوران ها و برخوردهای ابراخترها[۱۸]، همنهش شده اند.

بنابراین، آغاز تکامل ۸/۱۳میلیارد سال پیش بوده است، هنگامی که انرژی تکینگی آغاز به رها شدن و گسترش کرده است و، زیر شرایط جدید دمای پایینتر و چگالی سبکتر، آغاز به پیکربندی بنیاده ها به ریختاری که ما امروز آنها را می شناسیم نموده باشد.

تک میدانهای انرژی رها شده از وضعیت نخستینی بایستی که “ذره نخستینی” به شمار آیند. ذره نخستینی بایستی همان میدان های دوگانه انرژی با بار مثبت یا منفی بوده باشد؛ به عبارت دیگر، ذره بنیادین نخستینی بایستی که تک میدانهای انرژی با طبیعت دودویی بوده باشند: بار مثبت یا بار منفی.

این تک میدانهای انرژی همچنان که آزاد شدند، دیگر به هیچ چیز دیگری را برای آغاز تکامل نیاز نداشتند، زیرا فرایند تکامل را همان شرایط نخستینی تعیین کرده بود[۱۹]. این ذره های بنیادین در سفر پرسرعت خود در اسپاش، تصادفی باهم برخورد کردند و تصادفی در آرایش های دیجیتال ترکیب شدند و بنیاده های نخستینی را چون الکترون ها، نوترینوها، پروتون ها و نوترون ها شکل دادند؛ همانند عددهای دودویی دیجیتال رایانه ای که با میلیاردها ترکیب متفاوت از دو بنیاده نخستینی (۰) و (۱) عددها و حروف الفبا، برنامه های رایانه ای بوجود می آیند (با ترجمه بایت ها بوسیله جدول آلفانومریک ASCII. اگر ما باور داشته باشیم که این میدان های انرژی نخستینی ترکیب شدند تا بنیاده های پایه را برای طبیعت بی جان را بیافرینند، پس باید بپذیریم که روند ترکیب و آرایش دیجیتالی، بنیاده های پایه را برای آفرینش موجودات جاندار، مانند پروتئین ها، اسیدها و غیره هم بوجود آورده اند. تنها تفاوت در این است که کیهان بنیاده ها را در ترکیب های تصادفی بوجود آورده است، در حالیکه بایت های برنامه های رایانه ای با طراحی انسان بوجود آمده اند.

رایانه ها با سامانه دیجیتال دودویی کار می کنند:

سامانه سازه پایه دودویی (دیجیتال) از آغاز پیدایش تکنولوژی رایانه و  ابتدایی ترین سیستم عامل تا کنون که پیچیده ترین برنامه های رایانه ای، هوش مصنوعی، روبات ها و برنامه های فضایی طراحی می شوند ادامه داشته است. هنوز ما با همین زبان دو حرفی به رایانه دستور می دهیم: (۰) و (۱) یا خاموش و روشن. هر کدام از این دو پیام رایانه ای را “بیت” می خوانیم و این تنها زبانی است که پردازشگرهای رایانه و سامانه های انتقال اطلاعات می فهمند. حتا در سامانه پیام رسانی مورس هم فقط از دو علامت “نقطه” و “خط” استفاده می شود: کوتاه و بلند. ترکیب این دو علامت است که معنای یک حرف الفبا یا یک عدد از صفر تا ۹ را می دهد؛ برای مثال: (-۰-) یعنی ک، (- -۰۰) یعنی ز. واحدهای بزرگتر اطلاعات ضریبی از بیت هستند، مانند بایت که دارای ۸ بیت است و با ترکیب های متفاوت جایگذاری (۰) و (۱) ، هر بایت معنای یک حرف الفبا یا یک عدد را می دهد.

واحدهای بزرگتراطلاعات هم با ضریبی از بیت تعریف می شوند، مانند بایت (۸ بیت)، کیلوبایت ۲۱۰ (۱۰۲۴ بیت)، مگابایت ۱۰۲۰ (۸۳۸۸۶۰۸ بیت)، الی آخر. رایانه ها بیتها را در گروههای ۸ بیت که “واژه” خوانده می شود پردازش می کنند. شمار بیت ها در یک واژه رایانه ای در برخی رایانه های پیشرفته از ۸ به ۸۰ یا بیشتر افزایش یافته است. برنامه های رایانه های نخستینی روی تخته مدارها “نوشته”می شدند، به این ترتیب که روی تخته ها در ردیف های افقی و عمودی سوراخ هایی تعبیه شده بود و برنامه نویس دستورهای خود را با فروکردن دو سریک کابل به درون سوراخ ها که پشت آنها سنسور قرار داشت مدار را می بست و واژه را تعریف می کرد. من خود اینگونه برنامه نویسی را تجربه کرده ام که حتا برای تعریف یک معادله ساده بسیار خسته کننده و وقتگیر بود. ولی هنوز برای دستور دادن به رایانه باید همین دو حرف ۰ و ۱ را بکار برد. برای تعریف نام من، کورش، باید به پردازشگر بگویید:

   (برای K:) 01001011 (برای o:) 01101111 (برای u:) 01110101 (برای r:) 01110010 (برای o:) 01101111 (برای s:) 01110011 (برای h:) 01110011.

وقتی دستور نوشتن یک نام هفت حرفی به رایانه ۵۶ عدد دودویی نیاز دارد، میتوان تصور کرد که چند تا از این ۰ و ۱ها را باید برای آفریدن یک برنامه پیچیده بکار برد.

من باور دارم که همه آفرینش و همه چیز جاندار و بیجان بوسیله رمزهای دیجیتال به شکل میدانهای انرژی با بارهای مثبت و منفی وادار شده اند که آنچه هستند باشند.

کوچکترین بنیاده های کشف شده:

از روزگاران کهن، فیلسوفان و دانشمندان در کاوش کوچکترین ذره در طبیعت بوده اند. باور چیره این بود که کوچکترین که توده (ماده) از آب در سه ریختار ساخته شده است- گاز، آبگون و جامد- که فناناپذیرند. این سه ریختار شکل های دیگر توده را بوسیله ترکیب های گوناگون از این سه شکل اصلی به تناسبهای مختلف بوجود می آورند.

تا آنجا که ما می دانیم و باور داریم، این دموکریتوس[۲۰]، ساکن یونیه (در آن زمان جزوی از امپراتوری ایران)، در سده پنجم پیش از میلاد بود که واژه “اتموس” را برای تعریف کوچکترین ذره طبیعت ساخت. از حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد، درباره اینکه تا چه حد می توان یک جسم را به تکه های کوچکتر بخش کرد تئوری هایی بیان می شد. دموکریتوس باور داشت که باید پایانی به بخش کردن جسم ها باشد، و تکه واپسین که دیگر نتوان آنرا برید و بخش کرد، همانا ذره بنیادین است. او آن ذره را “اتم” نامید.

ارستو تئوری دموکریتوس را رد کرد و تئوری اتمی خودش را عرضه نمود. تئوری او این بود که تنها چهار بنیاده وجود دارند- خاک، آتش، هوا و آب- و اینکه همه این بنیاده ها گونه ای “اتموس” در درون خود دارند که همان کوچکترین واحد است که توده های دیگری را که روی زمین وجود دارند ساخته اند. تئوری اتمی ارستو بیشتر لمس پذیر بود، و مردم کم کم او را باور کردند و تئوری دموکریتوس را کنار گذاشتند[۲۱].

در پژوهش های فیزیک اتمی در سی سال نخست سده بیستم، بنیاده هایی به کوچکی یک سدم میلیمتر کشف شدند. سپس کوارکها کشف شدند. از آن زمان تا کنون پیشرفت زیادی شده و ذره هایی بسیار کوچکتر از ۰۱/۰ میلیمتر یافت شده اند. اکنون دانشمندان می دانند که ذره هایی به کوچکی یک اتمتر یا ۱۰ به توان ۱۰- میلیمتر وجود دارند. استیون هاکینگ می گوید که برای اینکه در اندازه ذره ها پایین برویم حدی وجود دارد[۲۲].

اگر بخواهیم سازه درونی یک اتم را درک کنیم، باید آن را بشکافیم و قطعات درون آن را بررسی کنیم. سه گونه ذره بنیادین کشف شده اند که تئوری کوانتوم آنها را ذره های نخستینی می خواند؛ یعنی آنها از ذره های دیگری ساخته نشده اند و هیچ سازه درونی اندازه گیری شدنی ندارند. این ذره های بنیادین نخستینی بر پایه چرخش آنها رده بندی شده اند. فرمیون ها نیم عدد درست چرخش دارند، در حالیکه بوزون ها یک عدد درست می چرخش دارند. بسیاری خانواده ها و زیر-خانواده های ذره های بنیادین وجود دارند، و همه ذره های “مدل استاندارد[۲۳]” به استثنای بوزون هیگز[۲۴] مشاهده شده اند. من باور دارم که دانشمندان در جستجوی خود سرانجام به کشف کوچکترین بنیاده که همان تک میدان انرژی است که همه این ذره های زیراتمی از آن ساخته شده اند خواهند رسید، و اینکه این میدان چیزی بجز یک میدان انرژی با بار مثبت یا منفی نخواهد بود.

نتیجه گیری:

کوچکترین و بنیادی ترین ذره، که از آن کیهان ساخته شده، میدان انرژی با بار مثبت یا منفی است که در از انفجار انرژی رویداد انفجار بزرگ رها شده است. این میدانهای انرژی زیر نیروی بینهایت از حالت بینهایت فشرده به اسپاش پرتاب شدند. آنها با سرعت نور (شاید زیادتر) در اسپاس سفر و در مسیر خود با هم برخورد کردند، و بطور تصادفی با هم ترکیب و بازترکیب شدند و بصورت آرایش های تصادفی از میدانهای انرژی (+) و (-) بسیاری از ذره های با ویژگیهای گونانگون را شکل دادند.

بنابراین، با این فرض که همه چیز از تک میدانهای انرژی مثبت و منفی ساخته شده و آنها در آرایش های تصادفی گوناگون تریلیون ها ذره های بزرگتر را شکل داده اند[۲۵]، پس ما بایستی که بتوانیم، به شرط پیشرفت تکنولوژی در این زمینه، “برنامه”های آرایش های میدانهای انرژی را که اتم ها ومولکولها را ساخته اند با مهندسی معکوس آشکارسازی یا شناسایی کنیم، همانگونه که میتوانیم یک برنامه رایانه ای را برای دسترسی به رمزهای واژه های دیجیتال آن تجزیه کنیم. وقتی ما به “واژه” های اصلی ذره ها دسترسی پیدا کنیم، تغییر، بازسازی یا دستکاری سازه های بیشتر پیچیده نمیتواند غیرممکن باشد.

تکنولوژی برای این کار شاید تا آینده دوردست بوجود نیاید، ولی بی تردید ممکن است. ضرورت ندارد که ذره های بنیادینی که اتم را تشکیل می دهند “مشاهده” کنیم، فقط باید بتوانیم طرح مهندسی سازه دیجیتال آنها را آشکارسازی نماییم. گام پسین تغییر در ویژگی سازه با “تزریق” بار الکترومغناتیس مورد نظر به درون آرایش میدانهای انرژی تشکیل دهنده ذره برای بازسازی آن به شکل ذره گونه ای دیگر خواهد بود.

کورش زعیم



[۱] Hawking, Stephen, Mlodinow, Leonard.,”The Grand Design”, 6th Speech, New York, Bantam Books, 2010.

[۲] اینشتین یک جبرگرای سختگیر بود، و باورداشت که هیچ چیزدر کیهان تصادفی رخ نمی دهد، و معنای این گفته او در رد کردن تئوری کوانتوم که بطور ذاتی آشوبی و بر پایه تصادفی بودن پدیده های فیزیکی در مقیاس های بسیار کوچک است، که “خدا تاس نمی ریزد” همین بود. استیون هاکینگ وانمود میکند که خدا تاس می ریزد و گاهی آنها را جاهای تاریکی می ریزد  که ما نمیتوانیم ببینیم! هر دواینشتین و هاکینگ وانمود میکنند که باید نیرویی بالاتر از آنچه تا کنون کشف شده شرایط  را برای کیهان فراهم کرده بوده باشد و آن نیرو یا مجهول را خدا می خوانند. پیش از انفجار بزرگ چه بوده؟

[۳] Tegmark, Max (May 2003). “Parallel Universes”. Scientific American.

[۴] Leucippus (early 5th CBC) لوسیپوس اهل میلت، یونیه، واقع در قلمرو امپراتوری ایران هخامنشی بود که در آنجا یکی از شش دانشگاه بزرگ ایرانیان قرار داشت. لوسیپوس این اندیشه را داشت که همه چیز از یک بنیاده فاسد نشدنی و بخش ناپذیر به نام اتم ساخته شده است. در ادبیات غرب او را گریک، یعنی اهل منطقه آتن می خوانند. شاگرد او دموکریتوس، اهل گریس، حوالی آتن، این اندیشه را بسط داد.

[۵] John Dalton, (1766-1844) فیزیدکدان انگیسی کهپیشگام تئوری اتمی نوین بود.

[۶] Ernest Rutherford, (۱۸۷۱-۱۹۳۷) فیزیکدان نیوزلاندی که به عنوان پدر فیزیک هسته ای شناخته شده است،

[۷] زعیم، کورش و خادم پور، مهناز، “زیست انرژی”، ایرانمهر، تهران، ۲۰۰۷.

[۸] Sylvie Braibant; Giorgio Giacomelli; Maurizio Spurio. “Particles and Fundamental Interactions: An Introduction to Particle Physics” (۲nd ed.) Springer. pp. ۱–۳٫

 

[۹] در تاریخ اساطیری ایرانی، زمان آغاز کیهان بوده است. زروان، خدای زمان، هنگامی که هیچ نبوده است هویدا می شود، پس زمان آغاز می شود، و با زمان کیهان آغاز می شود.

[۱۰] استیون هاکینگ در “طرح بزرگ” خود می گوید که تکینگی به اندازه یک تریلیون تریلیونم یک سانتیمتر، یا اندازه پلانک، بوده است.

[۱۱] Weintraub, D. A., “How Old Is the Universe?”, Princeton University Press, 2012.

[۱۲] WMAP spacecraft (2001) and determined the cosmic age as: 13.73 +/- 0.12 billion years. However, Planck spacecraft (2009) found that the Universe is about 100 million years older, i.e.: ۱۳٫۸۲ billion years.

[۱۲] Steven W. Hawking, George F.R. Ellis, “The Cosmic Black-Body Radiation and the Existence of Singularities in our Universe,” Astrophysical Journal, ۱۵۲,(۱۹۶۸) pp. 25-36.

[۱۳] Steven W. Hawking, George F.R. Ellis, “The Cosmic Black-Body Radiation and the Existence of Singularities in our Universe,” Astrophysical Journal, ۱۵۲,(۱۹۶۸) pp. 25-36.

[۱۴] Steven W. Hawking, George F.R. Ellis, “The Cosmic Black-Body Radiation and the Existence of Singularities in our Universe,” Astrophysical Journal, ۱۵۲,(۱۹۶۸) pp. 25-36.

[۱۵] Louis-Victor-Pierre-Raymond, 7th duc de Broglie, (1892-1987), فیزیکدان فرانسوی برنده جایزه نوبل ۱۹۲۹

[۱۶] David Bohm, Basil Hiley: The de Broglie pilot wave theory and the further development and new insights arising out of it, Foundations of Physics, volume 12, number 10, 1982.

[۱۷] Hawking, Stephen, “Universe in a Nutshell”, Bantam Book, New York, 2001 (The book is translated by author into Persian.)

[۱۸] ابراخترها انفجارهای کوتاه مدت ستاره ای هستند بسیار مغناتیسی که تابش انفجار نوری آنها می تواند از نور تمامی کهکشان بیشتر باشد.

[۲۰] [۲۰] Democritus, 460-370 BC, a pre-Socratic philosopher who formulated the “atomic theory” for the cosmos.

[۲۱] چهار بنیاده خاک، آتش، هوا، و آب، از چندین سده پیش از ارستو باور همگانی در هندوستان، ایران و مصر بوده است.

[۲۲] Hawking, Stephen, Universe in a Nutshell.

[۲۳] Oerter, Robert. “The Theory of Almost Everything: The Standard Model, the Unsung Triumph of Modern Physics” , Penguin, 2006.

[۲۴] اندیشه در تابستان ۱۳۸۵ و ۱۳۸۸ در انفرادی زندان اوین پروده و فرموله شد، هرچند نوشته های من توسط بازرسی زندانتوقیف شد. این نوشتار بازسازی اندیشه است که در سال ۱۳۹۱، پیش از کشف بوزون هیگز برای نظرخواهی به امریکا فرستاده شد.

[۲۵] John von Neuman in “Computer and Brain”:اندام آدمی دارای ۱۰۰۰ تریلیون تریلیون ذره در قالب ۱۰ تریلیون مولکول در هر یاخته و حدود ۲۰۰ میلیون یاخته است.