تأثیر اظهارات متضاد خامنه ای بر مذاکرات هسته ای!

0
88

در دنیای کنونی، همه چیز بر روی همدیگر تأثیرات مثبت و منفی دارند. این موضوع فقط در زمینه طبیعیات زندگی مردم نیست؛ بلکه در رابطه با موضوعات غیرطبیعی، و یا تولید شده به دست و با فکر آدمها نیز، چنین اثراتی وجود دارند. عده ای از مردمان کره خاکی، تصورشان بر این است؛ که تأثیر پذیری جانداران و جامدات موجود در چرخه هستی، فقط در تغییرات فیزیکی و شیمیائی احجام گوناگون قابل درک است. اما این دیدگاه نمی تواند به طور قطع و یقین کاملا صحت داشته باشد. زیرا غیر از تغییراتی که به وسیله چشم های آدمها قابل تشخیص دادن می باشند؛ به همان اندازه ای اهمیت دارند، که شنیده های ایشان آن تغییرات را تشخیص می دهند!

به طور مثال: کسی تصمیم دارد، برای خریدن چیزی که مورد نظر اوست از خانه خارج شود. همین که درب خانه اش را می گشاید که از آن خارج گردد؛ یکی از همسایگان خود را می بیند. حین گپ زدن با همسایه خویش، متوجه می شود فروشگاهی که قصد داشته از آن خرید نماید؛ به دلائلی تعطیل شده است. به همین خاطر، از خریدن چیز مورد نظرش پشیمان گشته و به درون خانه بر می گردد. با این کار(شنیدن خبر بسته بودن فروشگاه مورد نظر او) برنامه اش را تغییر می دهد؛ و به کار دیگری می پردازد!

اگر همه مثالهای در ارتباط با این موضوع، به همین سادگی می بودند؟ هیچ مشکلی پیش نمی آمد؛ و همه چیز مسیر عادی خودش را طی می کرد. ولی در جهان کنونی، یک خبر یا یک نظر، و یا یک رویداد غیرمنتظره، و یا هر اتفاق معمولی یا غیرعادی دیگری هم، به ویژه به سبب امکانات پیشرفته ارتباطات، و ارسال اخبار به سراسر گیتی، با سرعتی بسیار زیاد و باورنکردنی، به انجام می رسند. دسترسی همگان به مسائلی که در سراسر جهان رخ می دهند؛ بر روی شنوندگان این خبرها و بینندگان آنها نیز تأثیرگذار خواهند بود!

از جمله مواردی که بر روی همدیگر مؤثر واقع می شوند؛ اظهار نظر مسؤلان و مدیران یک سرزمین است؛ که بر روی مردم ساکن در آنجا، تأثیر زیادی می گذارد؛ و بر سیستم زندگی فردی و اجتماعی آنان نفوذ قابل توجهی را دارد. اقدامات بیانی و رفتاری و کرداری رهبران دینی و سیاسی گروه های گوناگون در یک مجموعه از کلنی بشری است!

در رابطه با آنچه که این روزها، در خصوص مذاکرات هسته ای، میان جمهوری اسلامی و ۱+۵ می بینیم و می شنویم؛ چنین بر می آید، که هنوز نمایندگان کشورهائی که در این نشست های زنجیره ای شرکت مستمری دارند؛ همچنان به جائی که دسترسی ایشان به یک توافق جامع، در قالب اقدامات مشترک برساند دست نیافته اند. مانند خیاط های بدقولی که مشتریان بی نوای خودشان را، با امروز و فردا کردن های شان سر کار می گذارند. حضرات مذاکره کننده نیز، در مورد مسائل مورد گفتگوی شان، هنوز نه به جائی رسیده اند؛ و نه قصد دارند که به آن برسند!

هنگامی که خبرگزاریهای مستقر در فضای بیرونی ساختمانی، که محل انجام شدن نشست های مورد نظر است حضور دارند؛ پس از هر مذاکره ای با تعدادی از اعضای حاضر در این جلسات مصاحبه می کنند؛ پاسخ هائی که از مصاحبه شونده ها دریافت می دارند؛ نشان می دهند که اینها در مورد موضوع مورد مصاحبه، هیچ انسجامی در بیانات شان وجود ندارد؛ بلکه حتی جواب های شان متضاد با یکدیگر هم می باشند!

در رابطه با این موضوع، مسؤل دیگری هم هست؛ که خودش در ارتباط با یک مورد خاص، هنگام سخن گفتن در مورد آن مسأله، همزمان دو نظریه متضاد را بیان می کند. نتیجه این تناقض بیان از سوی ایشان، احساس بلاتکلیفی نمودن تیم مذاکره کننده از طرف آخوندهاست. که در اثر نتیجه متضاد پردازی های علی خامنه ای، نمی توانند نتیجه نهائی این گفتگوها را، به نفع خودشان به ثمر برسانند!

رهبر دینی – سیاسی جمهوری بی کفایت اسلامی، از یک سو ادامه مذاکرات هسته ای، میان نمایندگان ۱+۵ با تیم خودشان را، تا دستیابی به توافقی جامع تشویق می کند. ولی از سوئی دیگر، آمریکا را به داشتن نیت های بد متهم می نماید. این نوع نظریه پردازی های رهبر رژیم آخوندی در ایران، موجب می شوند که تا نمایندگان مذاکره کننده از سوی جمهوری اسلامی، دست شان بسته شود و نتوانند این مهم را، به جائی که برای آن به این مذاکرات می آیند برسانند!

چنین به نظر می رسد، که سیدعلی خامنه ای، بصیرت لازم در این باره را ندارد؛ و چون در آن حد از سیاستمداری هم نیست، که بتواند در باره این موضوع مانورهای مغلوب کننده ای از خودش ارائه بدهد؛ هرگاه که در این رابطه سخن می گوید، امیدواری خودش جهت دستیابی به یک توافق جامع را اعلام می دارد. ولی ضمن آن به دیگر مذاکره کنندگان نیز اهانت های غیرمستقیم می نماید. بر همین اساس، دست های تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی را، درون پوست گردو می گذارد؛ و انتظار دارد که آنها(تیم مذاکره کننده از سوی حکومت اسلامی)، هم به طرف های مذاکره کننده اتهام بدنیتی بزنند؛ و هم کار نشست ها را، به رسیدن به یک توافق جامع سوق بدهند!

امری که به هیچوجه عملی نخواهد بود؛ و امکان دارد که دستیابی به این هدف را، همچنان تا ماه های بعدی ادامه دار گرداند. شاید هم این عملکردهای متضاد و بیانات متناقض وی، حیله ای است که رهبر جمهوری اسلامی، به آن به عنوان یک راه منتهی شونده به پیروزی می نگرد. چون تا زمانی که هنوز هیچ نقطه و نکته ای از نتیجه گفتگوهای مورد نظر افشا نشده اند؛ این رژیم نامردمی و دغلباز خواهد توانست؛ که همچنان بر اریکه قدرت باقی بماند و ظلم و تعدی اش بر مردمان ایران را ادامه بدهد!

محترم مومنی

مطلب قبلیاعلام آخرین مهلت ارسال آثار به آکادمی اسکار
مطلب بعدیاینک کردها اگر بازی درست را در شطرنج منطقه ای برنگزینند! متأسفانه باز قربانی خواهند شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.