با گذشت دو هفته از بازداشت محمد حبیبی، همسر این فعال صنفی اعلام کرد هنوز اتهامات او نامعلوم است و این معلم ۳۹ ساله از زمان بازداشت جز تماس کوتاه ارتباط دیگری اعم از تلفن یا ملاقات با وکلا یا خانواده‌اش نداشته و همچنان بدون دسترسی به وکیل در زندان اوین نگهداری می‌شود.

محمد حبیبی که از اعضای هیئت مدیره تشکل کانون صنفی معلمان، روز دوازدهم اسفند با ضرب و شتم و خشونت شدید و در مقابل چشمان دانش‌آموزانش بازداشت شد، منابع مطلع به کمپین گفتند ماموران بازداشت‌کننده از قرارگاه امنیتی ثارالله سپاه پاسداران ماموریت داشته‌اند و پس از بازداشت و ضرب و شتم و تفتیش منزل، این فعال صنفی را به بند دو الف سپاه پاسداران در زندان اوین منتقل کرده‌اند.

یک منبع مطلع گفت محمد حبیبی پیش از انتقال به بند سپاه پاسداران در دادسرای شهید مقدسی تهران تفهیم اتهام شده است اما این که چه اتهامی به او تفهیم شده هنوز مشخص نیست، مقامات قضایی-امنیتی بر خلاف قانون اساسی و آیین دادرسی، با امیر رئیسیان و حسین تاج، وکلای انتخابی خانواده حبیبی موافقت نکرده‌اند.

خدیجه پاک‌ضمیر، همسر محمد حبیبی هم با اعلام بی‌خبری از اتهامات، گفت او در تماس‌های کوتاهی که از زندان داشته تنها توانسته سلام و احوال‌پرسی کند و به دلیل عدم اجازه از سوی مراقبان و یا کنترل نتوانسته چیزی درباره اتهاماتش بگوید.

خدیجه پاک‌ضمیر که او نیز معلم است به خبرگزاری انصاف نیوز گفت: «ما به‌صورت مرتب به بازپرسی مراجعه کردیم ولی هیچ پاسخی درباره‌ی اتهام ایشان به ما ندادند. از طرفی در تماس‌هایشان هر چه ما می‌پرسیم که اتهام چیست چیزی به ما نمی‌گویند، انگار که تماس‌ها کنترل می‌شود و اجازه نمی‌دهند که حرفی زده شود.»

خدیجه پاک‌ضمیر با ابراز نگرانی از وضعیت سلامتی همسرش گفت چشم او در زمان بازداشت آسیب دیده، بیماری آرتروزش عود کرده و تماس‌های نامناسبی دارد و خواستار ملاقات با آقای حبیبی شد: «مساله‌ی سلامتی آقای حبیبی برای ما مهم است. در زمان بازداشت چشم ایشان آسیب دید. ایشان آرتروز گردن قدیمی هم داشتند که تقریباً کنترل‌شده بود؛ اما در تماس آخر از من گردنبند خواستند که این باعث نگرانی بیشتر ما شد. امیدواریم که ما بیشتر در جریان سلامتی آقای حبیبی قرار بگیریم، حداقل یک ملاقات با ایشان داشته باشیم، در حال حاضر تماس‌هایی نامناسبی دارند و ما حتی یک‌بار هم ایشان را ندیده‌ایم.»

محمد حبیبی از خوش‌نام‌ترین معلمان و فعالان صنفی است سردبیری کانال تلگرام و مهم‌ترین رسانه تشکل کانون صنفی معلمان را نیز به عهده داشته است. بازداشت خشونت‌آمیز این فعال صنفی اعتراض‌های گسترده‌ای را در بین معلمان در تهران و شهرستان‌ها به دنبال داشته و با تحصن و تجمع اعتراض خود را به رفتار‌های خشن و غیرقانونی با یکی از نمایندگان صنفی معلمان ابراز کرده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ با ادامه بازداشت و بی‌خبری از محمد حبیبی، روز بیست و چهارم اسفند تعدادی از کاربران ایرانی توییتر و فعالان سیاسی و مدنی و دانشجویی با راه‌اندازی توفان توییتری از محمد حبیبی حمایت کردند و خواستار آزادی او و سایر معلمان زندانی شدند. در حال حاضر علاوه بر محمد حبیبی معلمان دیگری چون اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، محسن عمرانی و مختار اسدی نیز به دلیل فعالیت‌های جمعی در زندان به سر می‌برند.

مقاله قبلیرای دادن تمسخر آمیز یک شهروند روسی در حوزه انتخابات ریاست جمهوری! محترم مومنی روحی
مقاله بعدیدعوت شجاعی به تیم ملی و خط خوردن آقای گل
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.