یک منبع مطلع گفت پیام شکیبا، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران اوایل اسفند ماه از سوی وزارت اطلاعات در تهران بازداشت شده و در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شود.

این منبع گفت که این فعال سابق دانشجویی حدود ۵۰ روز در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ اوین متعلق به وزارت اطلاعات، بدون دسترسی به وکیل و یا ملاقات با خانواده بازجویی شده و خانواده شکیبا هنوز از دلایل بازداشت و اتهامات فرزندشان اطلاع دقیقی ندارند.

پیام شکیبا ۳۰ ساله و فعال سابق دانشجویی دانشگاه زنجان در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷ به دلیل اعتراض و افشای سواستفاده جنسی یکی از معاونان این دانشگاه از یک دانشجوی دختر به همراه ۵ دانشجوی دیگر بازداشت و زندانی شد و پس از یک ماه با سپردن وثیقه آزاد شد.

دادگاه انقلاب زنجان در اسفند ۱۳۸۸ پیام شکیبا را به اتهام «تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیرقانونی علیه امنیت کشور» به یک سال زندان و دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی تبدیل شد و این فعال دانشجویی روز سیزدهم آبان ۱۳۸۹ برای گذراندن شش ماه حبس راهی زندان زنجان شد و با پایان حبس در أواخر سال ۱۳۸۹ از زندان آزاد شد.

پیام شکیبا بعد از آزادی از زندان در رشته کارشناسی ارشد علوم سیاسی در دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شده و علاوه بر تحصیل در این دانشگاه به پژوهش در حوزه اندیشه سیاسی نیز اشتغال داشته است.

منبع مطلع  گفت که ماموران وزارت اطلاعات بدون احضاریه قبلی و به طور ناگهانی او را بازداشت و وسایل شخصی‌اش را نیز ضبط و توقیف کرده‌اند. پیام شکیبا در گفتگوی تلفنی کوتاهی با خانواده‌اش گفته حالش خوب است و در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شود ولی درباره اتهامات و دلایل بازداشتش چیزی نگفته و مسئولان قضایی و دادستانی نیز به خانواده‌اش پاسخی نداده‌اند.

این منبع گفت که این فعال سابق دانشجویی به نوعی سردرد میگرنی مبتلا است و پیش از بازداشت به طور مرتب دارو مصرف می‌کرده است: «پیام نوعی سردرد میگرنی داشت که خیلی اذیتش می‌کرد و همیشه داروهایش همراهش بود، خانواده‌اش تلاش کرده‌اند این داروها را به دادستانی یا زندان بدهند تا در اختیار پیام قرار گیرد ولی هنوز موفق نشده‌اند، آن‌ها مطمئن نیستند آیا او در زندان به داروهایش دسترسی دارد یا خیر.»

منبع مطلع درباره اتهامات و دلیل بازداشت آقای شکیبا نیز گفت اتهامات احتمالا سیاسی است ولی چیز بیشتری مشخص نیست: «یکی از کارکنان دادستانی گفته است اتهامات سیاسی و امنیتی است ولی توضیح بیشتری نداده‌اند، بنابر این تا وقتی که وکیل پرونده را مطالعه نکرده است نمی‌توان به طور قطع درباره اتهامات صحبت کرد.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ پیام شکیبا از زمان بازداشت تا کنون بر خلاف قانون، از دسترسی به مشاوره حقوقی و وکیل محروم بوده و مقامات دادستانی گفته‌اند تا زمان ارجاع پرونده به دادگاه نمی‌تواند و «نیازی نیست» که وکیل انتخاب کند. بنا بر ماده پنجم آیین دادرسی کیفری متهم «باید در اسرع وقت، از موضوع و ادله اتهام انتسابی آگاه و از حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در این قانون بهره‌مند شود.»

مقاله قبلیسومین وکیل پیشنهادی احمدرضا جلالی با ۱۵ سال سابقه در دادگستری هم از سوی قاضی صلواتی پذیرفته نشد
مقاله بعدیقمر یخی کیوان می تواند زیستگاه مناسبی برای ارگانیسم ها باشد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.