بیست سال است که تحت تعقیب و آزار سردمداران اسلام سیاسی هستم

0
38

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان از تارنمای بام آزادی؛ جناب کاظمینی بروجردی در آخرین نوشتار خود آورده اند: طی بیست سال گذشته، بی وقفه، مورد تعرض و تهدید و تعقیب و آزار سردمداران اسلام سیاسی قرار داشته ام و بارها در زندان های پنهان و آشکار حکام زر و زور و تزویر، عمر یک بار مصرفم را از دست داده ام، آنچه را که امروز به آرشیو تجاربم داده اند، صدق ترسیم و توصیفی است که سالیان متمادی از سیاسی کاری و سیاست بازی در اذهان و فرهنگ جامعه وجود داشت.

متن کامل نوشتار ایشان به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان در زیر می آید:

حضور محترم وکلای عالیقدر و نمایندگان عزیزم

درود پروردگار مهربان و بخشایشگر بر شما

تجاربی که اینجانب در طول این هشت سال ورودم به عالم سیاست، کسب کردم، بزرگترین دلیل بر قبح اختلاط دیانت با سیاست می باشد که لوث نمودن معنویت و بی رنگ کردن حقیقت است. البته همگان می دانند که این اسیر اعتقادی، هیچگاه کارنامه سیاسی نداشته و همواره در طیف اسلام منهای سیاست بوده و چون طرح و نشر و اشاعه مذهب سنتی، خلاف حیات و مصالح دین سیاسی می باشد و باعث انزوای شریعت مداران دنیا طلب و آخرت فروش می گردد، طی بیست سال گذشته، بی وقفه، مورد تعرض و تهدید و تعقیب و آزار سردمداران اسلام سیاسی قرار داشته ام و بارها در زندان های پنهان و آشکار حکام زر و زور و تزویر، عمر یک بار مصرفم را از دست داده ام، آنچه را که امروز به آرشیو تجاربم داده اند، صدق ترسیم و توصیفی است که سالیان متمادی از سیاسی کاری و سیاست بازی در اذهان و فرهنگ جامعه وجود داشت.

من که بطور تحمیلی وارد حوزه سیاست شدم و آنگونه که تقویم معاصر ثبت شده تا قبل از آمدنم به اوین، یک پیشوای توحیدی بودم که به تقرب بندگان به آفریدگارشان، اشتغال داشتم و هدفی جز برقراری روابط عاطفی و درونی خلق با خالقش، نداشتم و دیدگاه دیکتاتورانه ولایت مطلقه فقیه بود که مرا از جامعه موحدین جدا کرد و در سلول مرگبار قرار داد، ولی اینک که در ایام شادمانی روحانیون درباری قرار داریم بهترین موقعیت برای بازنگری در این شعار شیطانی است که پایه و اساس انقلاب فعلی را تشکیل می دهد، سیاست ما عین دیانت ماست وقتی که سیاست، بی پدر و مادر و هرجایی و مایه فریب و عامل دروغ و وسیله چپاول باشد حال و روز دیانتش معلوم و مبرهن خواهد بود این زندانی عقیدتی که با وجود انبوه شکنجه های روحی و جسمی و خانوادگی، عقاید حقه ام را زیر پا نگذاشته ام که مصداق بارزش تطاول حبس در بدترین وضعیت آن یعنی حصر غذایی و تحریم دارویی و منع وکیل می باشد در مسیر تفکرات پدرانم به استحکام و اطمینان رسیدم که هر نوع دید و نظر سیاسی را نامشروع و نامقبول می خواندند

آری با سرمایه گذاری های کم نظیری که در مراحل گذشته معارضاتی با هیات حاکمه خودخواه و زورگو در تاریخ ایران زمین به ثبت رساندم با چنین دریافتی هایی از مدعیان مبارزه با رژیم سفاک، خود گویای تعریفی است که از سیاست شده است، لذا در شرایط بحرانی جسمی خود حجت را بر معاصرینم به اتمام رساندم که این نوع برخوردها از نهادها و مقامات بین المللی، تفسیر درستی از زشتی سیاست است.

سید حسین کاظمینی بروجردی

زندان اوین – تهران – ایران

بهمن ۱۳۹۲