۸۲ روزنامه نگار با امضاء بیانیه ای ، ضمن محکوم کردن ادامه بازداشت سید سراج الدین میردامادی توسط سپاه پاسداران ، خواستار رفع اتهامات از وی و سایر روزنامه نگاران زندانی و آزادی بی قید و شرط آنان از زندان ها شدند.

به گزارش سهام؛ در نسخه ای از این بیانیه آمده است :

سراج میردامادی ٬ روزنامه‌ نگار ساکن پاریس٬ پس از انتخاب حسن روحانی به مقام ریاست‌ جمهوری به ایران بازگشت٬ اما از بدو ورود با برخورد نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی مواجه شد تا در نهایت در تاریخ دهم اردیبهشت‌ ماه سال جاری در حالی ‌که برای ارایه‌ی «پاره‌ای از توضیحات» به شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین مراجعه کرده بود٬ بازداشت شد. او از زمان بازداشت تاکنون در بند ۲- الف سپاه پاسداران به سر می‌برد. نهادهای امنیتی میردامادی را به «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی» متهم کرده‌اند.

سراج‌ الدین میردامادی به عنوان یک روزنامه‌ نگار ، برای روایت بی‌طرفانه واقعیت تلاش کرده است. دستگیری ٬ تداوم بازداشت و جلوگیری از آزادی وی ، علاوه بر نقض بندهایی از قانون اساسی و آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب٬ در تضاد با مفاد اعلامیه جهانی حقوق‌ بشر است. از سوی دیگرحسن روحانی ، رییس جمهوری اسلامی ایران تاکنون چندین بار از ایرانیان خارج از کشور برای بازگشت به ایران دعوت کرده است. از جمله در دیدار با ایرانیان مقیم آمریکا و سپس در گزارش عملکرد صد روزه‌ی خود که ابراز امیدواری کرد «همه ایرانیان خارج از کشور به ایران برگردند». در نتیجه ، ادامه این بازداشت نقض وعده‌های حسن روحانی در زمان تبلیغات انتخابات ریاست‌ جمهوری و سخنان وی پس از رسیدن به این مقام است.

ادامه‌ی بازداشت و مخالفت با آزادی سراج‌ الدین میردامادی از سوی قوه‌ قضاییه غیرقانونی و روند رسیدگی به پرونده‌ی نیز برخلاف موازین حقوقی و فاقد شفافیت لازم است. مساله‌ای که در بازداشت دیگر روزنامه‌ نگاران و اهالی رسانه نیز تکرار شده است.

ما روزنامه‌ نگاران امضا‌کننده‌ی این نامه ٬ ضمن محکوم کردن بازداشت سراج‌ الدین میردامادی و تمامی روزنامه‌ نگاران و فعالان رسانه‌ای ٬ از دولت و قوه‌ قضاییه می‌خواهیم تا با رفع اتهام‌ها٬ تمامی روزنامه‌ نگاران و فعالان رسانه‌ای دربند را بدون هیچ قید و شرطی آزاد کنند.
۱. ابوالقاسمی٬ مهرداد
۲. احمدی٬ محسن
۳. آذر٬ شبنم
۴. اسلامیه٬ سعیده
۵. آقازاده٬ محمد
۶. امیرشاهی٬ فرنوش
۷. امیری٬ نوشابه
۸. انصاری‌راد٬ رضا
۹. ایاز٬ لیدا
۱۰. بدیعی٬ مینو
۱۱. برآبادی٬ سعید
۱۲. بنیاد٬ تارا
۱۳. بهکام٬ سپیده
۱۴. بهکام٬ نگین
۱۵. بهمنی٬ آرش
۱۶. بهنود٬ مسعود
۱۷. تاجیک٬ مهدی
۱۸. تنگستانی٬ محمد
۱۹. توکلی٬ دلبر
۲۰. جامی٬ مهدی
۲۱. جعفری٬ مریم
۲۲. جمال‌پور٬ فاطمه
۲۳. حاجی‌حسینی٬ رضا
۲۴. حائری‌نژاد٬ فرید
۲۵. حسینی‌نژاد٬ لیدا
۲۶. حقیقت‌نژاد٬ رضا
۲۷. خسروی٬ مازیار
۲۸. خلجی٬ مصطفی
۲۹. خلعتبری٬ میترا
۳۰. خیری٬ همایون
۳۱. دوستدار٬ نعیمه
۳۲. رافت٬ احمد
۳۳. رستمی٬ نیلوفر
۳۴. رفیع‌زاده٬ شهرام
۳۵. رفیعی٬ رضا
۳۶. رمضان‌پور٬ علی‌اصغر
۳۷. روزبه٬ اردوان
۳۸. سحرخیز٬ عیسی
۳۹. سراب‌پور٬ سونیتا
۴۰. سروش٬ فریبرز
۴۱. شعردوست٬ صبا
۴۲. شکراللهی٬ رضا
۴۳. شمس٬ سعید
۴۴. شهرابی٬ شیما
۴۵. صارمی٬ نیوشا
۴۶. صمدبیگی، بهروز
۴۷. عاصمی٬ شهره
۴۸. عبداللهی٬ شیرزاد
۴۹. عرب‌سرخی٬ ساجده
۵۰. علی‌پور٬ فرهمند
۵۱. علیجانی٬ ارشاد
۵۲. فاریابی٬ فرشید
۵۳. فخرایی٬ پویان
۵۴. فرجامی٬ محمود
۵۵. فرجی٬ مهران
۵۶. قاضی٬ فرشته
۵۶. قجر٬ آیدا
۵۸. قدیمی٬ مهدی
۵۹. قلی‌زاده٬ مهتاب
۶۰. کاظمیان٬ مرتضی
۶۱. کسایی‌زاده٬ محمد
۶۲. کشوری٬ سمیه
۶۳. کوثر٬ نیک‌آهنگ
۶۴. گلپاد٬ فرزین
۶۵. لواسانی٬ مسعود
۶۶. لهردی٬ ندا
۶۷. مافی٬ حمید
۶۸. محسنی٬ مهدی
۶۹. محمودی‌سرابی٬ سام
۷۰. مزروعی٬ حنیف
۷۱. مزروعی٬ علی
۷۲. مظاهری٬ ریحانه
۷۳. ملکی٬ رویا
۷۴. منتظری٬ امید
۷۵. مهتدی٬ علی
۷۶. مهرابی٬ احسان
۷۷. میر٬ مسعود
۷۸. نجفی٬ مجتبی
۷۹. نوش‌آذر٬ حسین
۸۰. نیستانی٬ توکا
۸۱. واحدی٬ سیدمجتبی
۸۲. همتی٬ شهرزاد

مقاله قبلی«دزدان دريايي كارائيب5» هيولاي دريايي ندارد
مقاله بعدیکشتن سه کوچ نشین اسراییلی نباید به انتقام جویی و مجازات دسته جمعی بیانجامد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.