در پی وخامت وضعیت جسمی سه تن از دراویش زندانی که اخیرا به دستور قضایی و بدون ترخیص پزشک از بیمارستان به زندان بازگردانده شدند، شش تن از دراویش زندانی بیانیه‌ای را منتشر کردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، ۶ تن از فعالان حقوق دراویش در زندان اوین و نظام شیراز در اعتراض به وضعیت نامناسب جسمی سه تن دیگر از دراویش زندانی، آقایان حمیدرضا مرادی سروستانی، مصطفی دانشجو و افشین کرم‌پور که به دستور مقامات قضایی و بدون ترخیص پزشکان از بیمارستان به زندان عودت داده شدند بیانیه‌ای را منتشر کردند.

متن این بیانیه به این شرح است:

هو
۱۲۱

بر ما فرض است که حتى دشمنمان را برادر جاهل خویش بدانیم زیرا ما درویشان یک ابلیس مى شناسیم و آن، نفس ِ خود ِ ماست. ما تربیت شده مکتبى هستیم که داوود ِ کرامت ِ انسانى را به جنگ ِ جالوت ِ نفس گسیل داشته و به جدال با خویشتن و صلح با دیگران وصیتمان کرده است. بنابراین، زبانى را که به دعا و نیکخواهى توصیه شده است، به خبث ِ نفرین و نفرت نمى آلاییم، اما این خصلت ما نمى باید به ضعف ما تعبیر شود و ما را از حق دفاع از جسم و جانمان که امانت خداوندى است، بازبدارد.

ما امیدوار بودیم که خطاهای گذشته می‌خواهد جبران شود اما متاسفانه نیش‌های دردناکی از هر سو برما آشکار شده و امید ما را مخدوش کرده است.

ما باور داریم که دم برنده ترِ شمشیر دو دم علی  دمِ صلح و حب است اما در دفاع از خویشتن ِ خویش، که ودیعه ى خداوندگار است، همچنان که پاسدار صلح و برادرى بوده‌ایم، ذره اى سستی نخواهیم کرد و در این راه، سوهان به دم ِ دفاع ِ ذوالفقار نیز خواهیم سفت.

قاضی اگر هست، حوزه ى دخالت او که قانون است نزدمان محترم است اما از اینکه این چنین مرز قضاوت را بی‌حد و حدود کرده‌اند، که در سلامت جسم زندانى نیز نظر مى دهند، و عده اى مامور معذور را کفیل و قیم و مسوول سلامتى او مى کنند بیمناکیم.

بر دولتمردان و مملکت داران این خاک غمدیده است که نگذارند عده اى از خدا و از انسان بی‌خبر، در چنین برهه ى حساسی از زمان که مملکت تا آستانه تباهى پیشرفته است، با این اعمال خودسرانه و غیرانسانى، بر آتش عداوت و تفرقه، هیمه بریزند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر ،خواه ملال

فرشید یداللهی، امیر اسلامی، امید بهروزی، رضا انتصاری، مصطفی عبدی، کسری نوری

مقاله قبلیاعلام موجودیت اولین گروه زیرزمینی ضد داعش در مرکز استقرار دولت اسلامی
مقاله بعدیانتقال یک زندانی به سلولهای انفرادی زندان گوهردشت کرج
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.