بیانیه پایان پیروزمندانه اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج که با ایستادگی و مقاومت آنها وخانوادهای بزگوار زندانیان سیاسی، رژیم ولی فقیه را وادار به عقب نشینی نمود.

زندانیان بار دیگر بر تشکیل یک کمیته مستقل بین المللی به سرپرستی دکتر احمد شهید به منظور شناسایی آمرین و عاملین این جنایت و مجازلات قانونی آنها تاکید کردند.

این بیانیه جهت اطلاع عموم و انتشار در اختیار رسانه ها قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از اختیار فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن بیانیه به قرار زیر می باشد:

هم میهنان عزیز،

به دنبال حمله خونین و وحشیانه پاسداران رژیم به بند ۳۵۰ زندان اوین و موج گسترده محکومیتهای داخلی و بین المللی این اقدام ضد انسانی و به ویژه مقاومت خانواده های زندانیان سیاسی ، جامعه مدنی و اعتصاب غذای سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانهای مختلف ایران با خبر شدیم رژیم به خواسته های ملی تن داد و در یک شکست آشکار همه زندانیان سیاسی به گروگان گرفته شده در سلولهای انفرادی را به بند عمومی منتقل کرد.

بدون تردید این حمله وحشیانه با الگو برداری از اعدام های گروهی زندانیان سیاسی بی دفاع در دهه ۶۰ و پس از نوشیدن جام زهر قطعنامه ۵۹۸ و به هدف گرفتن زهر چشم از مخالفین، در این دوره و پس از نوشیدن جام زهر هسته ای و به نیت ایجاد وحشت در مردم صورت گرفت.

که بنابه گزارشهای رسیده قرار بود این حمله در زندانهای دیگر تکرار شود اما مقاومت مدنی یکپارچه ملت ایران موجب شد تا این اقدام در مرحله اول به رسوایی بزرگ برای رژیم تبدیل شود و در گام اول در پذیرش شکست، به برکناری رئیس سازمان زندانها تن دادند و تهدیدها و شانتاژهای رئیس قوه قضاییه و دادستان کل نیز ناشی از همین زهر و شکست بود.

در عین حال سکوت از روی رضایت خامنه ای و انفعال و بی مسئولیتی روحانی امری نیست که از چشم ملت و همه آزادیخواهان بویژه زندانیان سیاسی پنهان بماند. گر چه بیش از پیش سیاستهای آنها را در پیش چشم ملت ایران رسواتر نمود.

ما زندانیان سیاسی اعتصابی زندان رجایی شهر با شادباش پیروزی بزرگ جامعه مدنی و تقدیر از مقاومت جانانه زندانیان سیاسی و دست مریزاد به خانواده ها ی محترم آنها و یادآوری شجاعت مثال زدنی این خانواده ها و همه خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی و اتحاد و همدلی زندانیان سیاسی، دانشجویان،معلمان،وکلا، کارگران ، رسانه ها، احزاب ، سازمانها ، کوشندگان وسایر مبارزین سیاسی و مدنی ، نهادهای حقوق بشری و آحاد ملت بزرگ ایران در پیگیری مطالبات اساسی و آزادیهای دمکراتیک به اعتصاب غذای خود پایان می دهیم و از همه کسانی که در انجام این مقاومت مدنی و بذل تحقق وظیفه ملی ـ میهنی ،فرزندان زندانیشان را حمایت ، همراهی و با آنها ابراز همدردی نمودند سپاسگزاری می کنیم.

بدون تردید معالجه همه زخمیها ، آسیب دیدگان و نیز تشکیل کمیته مستقل از سوی نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر به نمایندگی آقای احمد شهید به منظور شناسایی آمران و عاملان این جنایت و مجازات قانونی آنها از خواسته هایی است که بر آن تاکید می کنیم.

در پایان بار دیگر یادآور می شویم : تجربه اخیر نشان داد با اتحاد و همبستگی ملی و مقاومت مدنی تمامی طرفداران دمکراسی و حقوق بشر می توان دیکتاتوری حاکم بر ایران را به عقب نشینی وادار کرد و بنای مستقلی برای رسیدن به مطالبات اساسی آحاد ملت ایران بنیاد نهاد.

زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج

اردیبهشت ۱۳۹۳ خورشیدی

محمد بنازاده امیرخیزی، رسول بداقی ، حمیدرضا برهانی، خالد حردانی ، افشین حیرتیان، شاهرخ زمانی، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد،ناصح یوسفی

مقاله قبلینقش مكمل “ترميناتور5” معرفي شد
مقاله بعدیخانواده سلطنتي موناكو؛ “گريس موناكو” لودگي سينمايي است!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.