بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج در حمایت از خواسته های دراویش زندانی و خانواده های آنها و نگرانی نسبت به دستگیری خانواده های آنها جهت اطلاع عموم و انتشار در اختیار رسانه ها قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛  متن این نامه به قرار زیر می باشد:

مطلع شدیم که جمع کثیری از دراویش و خانواده هایشان که به خاطر اینکه عزیزانشان دست به اعتصاب غذا زده اند در جلوی درب دادستانی تجمع کرده بودند دستگیر و به زندان اوین برده اند.
ما زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر ضمن اظهار نگرانی از دستگیری خانواده ها و حمایت از خواسته های اعتصاب کنندگان ، مردم شریف ایران و همه مجامع حقوق بشری را متوجه این موضوع می کنیم که مگر آنها چه جرمی را مرتکب شده اند ؟ جز مراجعه به دادگاه برای بیان خواسته هایشان و پیگیری سلامتی عزیزانشان در زندان .
راستی هموطنان عزیز ، دراویش ما در خانه و وطن خودشان هم حتی به اندازه علویان دردانه سوریه و یا شیعیان ترکمن و الحوثیهای یمن که دفاع از حقوقشان موضوع صبح تا شب همه شبکه ها ، رادیوها ، تلویزیون سراسری دولتی است از حقوق شهروندی برخوردار نمی باشند .

چگونه است که دراویش ما همه مجرم ، مفسد و محاربند ولی آن دردانه ها همه محبوب ؟ آیا نرمش و اعتدال قهرمانانه تنها در مقابل زور قدرتهای خارجی است و نصیب مردم و شهروندان ایرانی و حتی مسلمانان شیعه ۱۲ امامی دراویش تنها دار و درفش و سرکوب و زندان است .
درود بر عزیزان دراویش مان و بویژه خانواده های مصمم و مقاوم شان که تابوی زندان را هم شکسته و برخی خود داوطلبانه به زندان می روند تا طلسم آن را شکسته و حبسهای ناعادلانه را هم با عزیزانشان سهیم شوند .
جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
رضا اکبری منفرد ، محمد بنازاده امیر خیزی ، ماشالله حائری ، خالد حردانی، لطیف حسنی ، افشین حیرتیان، شاهرخ زمانی ، جواد فولادوند ، صالح کهندل، سعید ماسوری ، محمد علی منصوری، اسدلله هادی ، میثاق یزدان نژاد، حشمت الله طبرزدی

مقاله قبلیاعدام جمعی حداقل ۳ زندانی از جمله ۲ زن در زندان مرکزی زاهدان
مقاله بعدیفیلم امروز با بازی پرویز پرستویی نماینده ایران در اسکار 2015 شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.